تبليغاتX


شورای پیشبرد و ارتقاء حوزه

شورای پیشبرد و ارتقاء حوزه

"پيشبرد" نشریه دبیرخانه شورای پیشبرد و ارتقاء حوزه

مطالب شماره دوم نشريه "پيشبرد" را مطالعه‌كنيد. 

 

<# FILE_TAGS #>
+         | 

ملاحظات تحوّل

 

يكم

حوزه، فضایی به شدّت متکثّر دارد و در آن، افکار و ایده‌ها، خرده‌فرهنگ‌ها و افراد بسیار مختلف و متنوّعی در حال نفس‌کشیدن‌اند. در چنین فضایی، چه بسا تفکّری که خیلی هم قابل دفاع نیست، مطرح باشد؛ امّا واقعیّت آن است که این تفـکّر، وجود دارد و احیاناً برای خود دارای پشتوانه‌های قابل توجّهی از نیروهای حوزوی نیز هست؛ از این رو، نمی‌توان با آن برخورد حذفی داشت و یا آن را به یک‌باره نادیده گرفت.

همین حالا، نسبت به تحوّل و موضوعات ریز و درشت مرتبط به آن، دیدگاه‌های بسیار مختلف و حتّی متضادّی در جامعة حوزه وجود دارد که گاه، فاصلة این نظرات -حتّی در محیط کوچک یک مدرسة نه چندان بزرگ و یا در یک گروه هم‌پیـمانِ به ظاهر همـاهنگ- به قدری است که اعجاب انسان را
بر می‌انگیزد.

تکثّر، واقعیّتی غیرقابل انکار در حوزه است که به همان دلیل پيش‌گفته، اتّفاقاً نمی‌توان با آن برخوردی سیاه و سفید داشت. بر این اساس، هر حرکت نويی که در حوزه به راه می‌افتد، نمی‌تواند بی‌توجّه به این واقعیّت، به حیات خویش امیدوار باشد؛ واقعيّتي که جریان تحوّل نیز ناگزیر از رعايت آن است.

با توجّه به این امر، برای توفیق در تحوّل حوزه، باید به دنبال جلب مشارکت حدّاکثری طیف‌ها، گروه‌ها و افکار حوزوی بود. مشارکت حدّاکثری، هر چند شدّت و سرعت تحوّل را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد؛ امّا ماندگاری آن را تضمین می‌کند و به نظر مي‌رسد اگر قرار باشد میان ماندگاری و سرعت، یکی را انتخاب‌کنیم، ماندگاری مقدّم است؛ چرا كه:

«رهرو آن است که آهسته و پیوسته رود»

 

دوم

هر حرکت جدیدی، معمولاً به محور امیدها و آمال و آرزوهای افراد تبدیل می‌گردد و همین امر، موجب می‌شود تا در فاصله‌ای کوتاه، دریایی از مطالبات گوناگون را پیشِ روی خود ببیند. به نظر می‌رسد این مطالبات انبوه، اگر مدیریّت نشده و در یک بستر منطقی سامان‌دهی نگردد، می‌تواند به سانِ طـوفانی سهمگین، تمامی نیروها و امکانات جنبش یا نهضت نو را در بر گرفته و عملاً آن را فلج کرده و از حرکت بازدارد.

بی‌شکّ، جریان تحوّل نیز به عنوان یک حرکت جدیدِ الهام‌بخش، با چنین شرایطی روبه‌روست. بر این اساس، منطقی‌کردن و تعمیق مطالبات تحوّل‌خواهانة حوزویان، بايد از محوری‌ترین اقدامات مدیریّت تحوّل باشد.

 

سوم

با توجّه به آنچه عرض شد، تحوّل در حوزه، نه با حرکتهای انفجاری و فعّالیّتهای چریکی و پارتیزانی به نتیجه می‌رسد و نه با ملاحظات افراطی و حرکتهای منفعلانه‌ای که اصلِ احتیاط، هماره بر گردة آنها سنگینی می‌کند؛ راه صواب، راه میانه است.

افرادی که امروز با ویژگی‌های تحوّل‌خواهی، در گسترة حوزه قابل شناسایی و امتیازند، طیف وسیعی از افکار و عقاید و سلایق هستند که اکثر آنها، از این الگوی میانه پیروی نمی‌کنند. با این وصف، مدیریّت کلان تحوّل، نمی‌تواند خود را نسبت به اصول رفتاری و سیرة عملی تحوّل‌خواهان، بی‌تفاوت بداند؛ چرا که اگر اصول رفتاری تحوّل‌خواهان، به خطّ اعتدال نزدیک نگردد، خودِ این نیروها به زودی به یکی از موانع و مصائب تحوّل، مبدّل خواهندشد و توفیق پیمودن مسیر پیشرفت و اصلاح را از حوزه سلب خواهندنمود. باید همیشه متوجّه این حقیقت بود که تندروی و کندروی، هر دو به یک اندازه، بد و خطرناک‌اند.

 

چهارم

در عین توجّه به نکات مذکور، باید یک مسئلة مهمّ را همـواره مدّ نظر داشت و آن اینکه، هرگز نمی‌توان با جوانه‌های امیدی که در دل تودة حوزویان، نسبت به حرکت جدید، احتمالاً ایجاد شده یا می‌شود، با مستمسک قراردادن اصل فوق، برخوردی فیلسوفانه کرد. امیدهای انباشته‌شده و نگاه‌های منتظر حوزویان، سرمایه‌ای بی‌بدیل و ارزشمند برای نیروهای خطّ مقدّم تحوّل است که نیاز به برخوردی ظریف و مدبّرانه دارد.

هیچ دلیلی وجود ندارد که ما تنها خود را به چشم‌اندازهای ده‌ساله و بیست‌ساله متعهّد بدانیم. نمی‌توان از طلبه‌ای که زیرِ بار فشارهای مالی زندگی، کمر خم کرده و یا استعدادهای خود را در پیچ و خم سیستم‌های غلط آموزشی، بر باد رفته می‌بیند، انتظار داشت تا 10 سال دیگر نيز به همین شکل صبر کند؛ چون که مثلاً در نگاهی دقیق و عمیق، تحوّل، فرایندی دفعی و انفجاری نیست و ...

در این راستا، لازم است مدیریّت تحوّل، در عین توجّه به افقهای بلند، به برنامه‌های کوتاه‌مدّت نيز عنایت ویژه‌ای داشته‌باشد؛ برنامه‌هایی که حدّاکثر طی یک یا دو سال آینده، به مرحلة اجرا درآمده و مشکلات و مسائل حادّ حوزه را هدف قرار دهند.

 

پنجم

طلّاب جوان به عنوان قاعدة هِرم حوزه، محور بیمها و امیدهای حوزه‌اند. این طیف، اوّلاً به لحاظ کمّیّت، بزرگ‌ترین جامعة حوزویان را تشکیل می‌دهد و ثانیاً، از آنجا که تمام برنامه‌های حوزه معطوف به آنهاست، تمام مشکلات و مسائل آن را با گوشت و پوست خود لمس می‌کنند و از این جهت، نسبت به تمام طیفهای حوزوی، امتیاز دارند.

از سوی دیگر، باید اعتراف‌کرد که این قشر عظیم، دریایی از استعدادها و ظرفیّتهای بی‌نظیر فکری و عملیّاتی است و البتّه باید به این حقیقت تلخ نیز اذعان‌داشت که مدیران حوزه، کمتر به این ظرفیّت و استعدادِ جوشان، توجّه‌کرده‌اند. مدیریّت حوزه، همیشه از نگاهِ بالا به پايین رنج برده‌است. آنچه باید در این زمینه، مطمح نظر برنامه‌ریزان تحوّل باشد، توجّه بیش از پیش، به این سرمایة بزرگ است. در همین راستا، طلّاب جوان باید در بخشهای مختلف تحوّل، به مشارکتی جدّی فراخوانده‌شوند.

 

+         | 

تبليغ ناب

 

<# FILE_TAGS #>

بيانات مقام معظّم رهبرى در ديدار با روحانيّون و طلّاب مُبلّغ

1377/9/23

نکته مهمّي در باب تبليغِ شما عزيزان هست که من عرض مي‏کنم... حقيقت ناب و اسلام ناب که امام بزرگوار بر روي آن، اين همه تأکيد مي‏کردند، براي اين است که ما اين متاع را -که متاع ذهن مردم و متاع مغزها و متاع دلهاست- خالص، بدون غلّ و غش، بدون تقلّب و بدون کم و زيادهايي که دستهاي خائن و گنهکار يا غافل و جاهل به وجود آورده‏اند، به مخاطبان برسانيم. اين بزرگ‌ترين امانت الهي است؛ «إنَّ اللهَ يَأمُرُکُمْ أنْ تُؤَدُّوا الأماناتِ إلَي أهْلِها». بزرگ‌ترين و نفيس‏ترين و مؤثّرترين و گران‌بهاترين امانتي که خداي متعال به ما داده‌است، معارف الهي و حقايق الهي است. اينها را بايستي به صورت ناب و به صورت خالص، هر چه نزديک‌تر به واقع، به دست بياوريم و آن را به مخاطب برسانيم.

يکي از موانع در اين راه، عبارت است از سهل‏انگاري؛ يعني هر حرفي که به ذهن کسي برسد، به عنوان دين بگويد؛ هر غيرمتخصّص و ناواردي، آنچه را که به سليقه خودش خوب مي‏آيد، به دين نسبت دهد و منعکس‌کند. اين آفت است که به اشتباه‌ها، به انحراف‌ها، به التقاط‌ها، به کج‌روي‌هاي فکري و علمي و به دنبال آن به فاجعه‏هاي اجتماعي منتهي مي‏شود. آفت دوم، تحجّرها، بدفهمي‌ها، تشخيص‌ندادن مطالب مهمّ و عمده‌کردن مطالب کوچک است. بين اين دو، صراط مستقيم الهي را بايستي پيدا کرد و اين کار، کارِ شما جوانان است؛ کار شما فضلاي حوزه است؛ کار شما علماي معظّم است که بايد تحتِ اشراف بزرگان و اَعلام و مراجع بزرگ ديني، در حوزه‏ها انجام‌گيرد که بحمدالله به برکت انقلاب، اين کارها شروع شده‌است. حالا با روندهاي کند يا تند يا متناسب، به هر حال اين کارها شروع شده‌است؛ بايد اينها را دنبال‌کنيد.

امّا آنچه که امروز مي‏خواهم به اين نکاتي که بارها عرض‌کرده‏ام، اضافه‌کنم، اين است: شأن روحاني...از جمله اين است که در دلهاي مؤمنين، حالت اطمينان و سکينه به وجود آورد: «هُوَ الَّذي أنْزَلَ السَکينَةَ في قُلُوبِ الْمُؤْمِنينَ»؛ سکينه، يعني حالت استقرار، حالت آرامش؛ آرامش رواني، آرامش فکري. نقطه مقابل اين اطمينان، حالت تشنّج فکري و آشوب فکري و بي‌انضباطي فکر و انديشه و احساسات در وجود يک فرد است که او را به انواع و اقسام بدبختي‌هاي شخصي و اختلالات اجتماعي مي‏کشاند. اگر شما امروز با مسائل دنياي مُدرن، دنياي سرشار از فنّ‌آوري و علم و صنعتِ برتر و پيشرفتهاي علمي -که داعيه رهبري جهان را دارند؛ يعني اروپا و امريکا- آشنا باشيد، خواهيدديد که امروز بزرگ‌ترين گرفتاري آنها، فقدان اين حالت آرامش و اطمينان و سکينه است.

آرامش و اطمينان و سکينه‏اي که قرآن به ما آموزش مي‏دهد، غير از حالت خواب‏رفتگي و خواب‏آلودگي است؛ غير از حالت تخدير است. اهمّيّت دين صحيح، اين است که حالت تخدير به کسي نمي‏دهد؛ بلکه حالت تخدير فکري و روحي را از انسانهايي که تحت تأثير عوامل گوناگون، دچار آن حالت شده‏اند، به کلّي مي‏زدايد؛ آنها را هوشيار و حسّاس مي‏کند و به خود مي‏آورد؛ امّا در عين حال، آنها را از آشفتگي و تشويش و دغدغه فکري نجات مي‏دهد. دينِ صحيح، حالت سکينه و اطمينان و آرامش و اعتماد به خود و اعتماد به خدا و اعتماد به آينده را به انسان مي‏بخشد. آنچه که امروز جزء وظايف حتمي مبلّغان ماست، القاي اين حالت به مؤمنين، به مخاطبان و به آحاد مردم است.

بيانات مقام معظّم رهبرى در جمع علما و روحانيّون استان گيلان

1380/11/2

امّا آن نكته‌اي كه من بايد به شما جوانها عرض‌كنم:

امروز تبليغ دين با شيوه معمول و سنّتى روحانيّت، همان اعتبار و تأثيرى را دارد كه چهل پنجاه سال پيش داشت. هيچ‌كس گمان‌نكند كه اهمّيّت منبر، مسئله‌گويى و جلسات گوناگون روحانيّون، امروز كمتر از ديروز است؛ نه، بنده با وسايل ارتباطات جمعى آشنا هستم؛ تلويزيون و بقيّه چيزها را مى‌شناسم و تأثيرات آنها را مى‌دانم؛ امّا معتقدم جلسه‌اي كه يك روحانى بنشيند و عدّه‌اى روبه‌روى او قرار گيرند و او با آنها حرف بزند، همچنان جايش در كلّ تبليغات مُدرن امروزى خالى است.

ما اين را نداريم؛ اين با تلويزيون هم امكان‌پذير نيست؛ وقتى شما در جلسه‌اى مى‌نشينيد و با پنجاه نفر، صد نفر يا دويست نفر حرف مى‌زنيد، اين فرق مى‌كند با اينكه پشت دوربين تلويزيون بنشينيد و همان تعداد مخاطب، شما را از شيشه تلويزيون ببينند؛ اين، دو مقوله است. بنابراين، جاى منبر و محافل سنّتى ما، از لحاظ اهمّيّت و تأثير تبليغى، همچنان محفوظ است.

در اينجا دو نكته وجود دارد كه بايد به آن توجّه‌كنيد:

يك نكته، شكلى است؛ يك نكته، محتوايى است.

نكته شكلى، اين است كه امروز علم ارتباطات، يك علم بسيار پيچيده و راقى است. شناختن چگونگى ارتباط‌گيرى با دلها و مغزهاى مردم از طرق مختلف -يعنى همين تبليغات- يك علم است؛ در مهمّ‌ترين و مُدرن‌ترين دانشگاه‌هاى دنيا، روى اين دارد كار مى‌شود و جزء رشته‌هاى بسيار مهمّ تحصيلى است. نوع روزنامه‌نگارى، چگونگى روزنامه‌نگارى، نوع اداره راديو و تلويزيون و از اين قبيل چيزها، يك علم است.

موازين رايج تبليغات، تحت چارچوب‌هاى علمى، ضابطه‌مند مى‌شود؛ و اِلّا آيا روزنامه‌نوشتن، اين است كه انسان، تكّه كاغذى را بردارد و روى آن چيزى بنويسد و بعد هم در ده هزار نسخه، بين مردم پخش‌كند؟ اينكه چيز جديدى نيست؛ هميشه بوده؛ باز هم خواهدبود! امّا همين را ضابطه‌مند كرده‌اند: شما چگونه شانزده صفحه را آرايش بدهيد؛ چطور نيم‌تاى صفحه اوّل را تنظيم‌كنيد و آرايش بدهيد؛ از چه كلماتى استفاده‌كنيد و چه حروفى به كار ببريد تا براى بيننده، جاذبه‌اش بيشتر باشد و او دستش را دراز كند و اين روزنامه را از جلوى پيش‌خان روزنامه‌فروش بردارد و بخرد؛ بعد رغبت‌كند و آن را بخواند و سپس اين خواندن در مغز او اثر بگذارد؛ اينها زير ضابطه رفته‌است.

ما از صد سال پيش تا امروز، چقدر موازين منبر را زير ضابطه برده‌ايم؟ اين يك خلأ است. اگر كسى هنرمند بود و مثل مرحوم آقاى فلسفى، ذاتاً هنر منبر و سخنورى داشت، كارش پيش مى‌رود و حرفش اثر مى‌گذارد؛ امّا اگر كسى اين نبوغ و استعداد ذاتى را نداشت، يا بايد از شيوه‌هاى كاذبِ جاذبه‌دار استفاده‌كند؛ يا بايد محكوم بى‌جاذبگى شود؛ يا بعد از اندكى صحبت‌كردن، حرفهايش از دهن بيفتد و رغبت كسى را بر نينگيزد؛ در حالى كه سينه‌اش پُر از معلومات است؛ همه اينها ايراد است.

ما مى‌توانيم شيوه انحصارى اختصاصى بسيار مؤثّر تبليغ را -يعنى همين منبر و مواجهه روبه‌رو و جلسه تفسير قرآن و بيان مسائل دينى را- تحت ضابطه در آوريم. چرا اين را به شما مى‌گويم؟ شما كه نبايد اين كار را بكنيد. من اين را مى‌گويم تا فضاى ذهنى شما به اهمّيّت اين قضيّه توجّه پيدا كند؛ بخواهيد و بكوشيد تا بشود؛ اين موضوع مربوط به قالب و شكل.

نكته ديگر، در مورد محتواست. ما مى‌خواهيم چه چيزى به مردم بدهيم؟ آنچه كه مورد نياز مخاطب ماست، چيست؟ اصلاً مخاطب ما كيست؟ روى اين نكته، بايد توجّه‌كرد. در همين شهر و استان، مرحوم آقا محمّدعلى كرمانشاهى -پسر مرحوم محقّق‌بهبهانى- يك كتاب فقهى مفصّل تأليف‌كرد كه الآن وجود دارد. حدود دويست سال پيش، به گيلان آمد و مردم به او اقبال و اظهار ارادت كردند.

آقاى محمّدعلى كرمانشاهى، روى منبر مى‌رفت و با مردم حرف مى‌زد؛ امّا اگر شما همان منبر مرحوم آقا محمّدعلى را -كه فقيه عالى‌قدر بلندمرتبه و پسر مرحوم وحيدبهبهانى است- بتوانيد از كتم غيب بيرون بياوريد و عيناً روى كاغذ بنويسيد و بالاى منبر بخوانيد، چنانچه او پانصد نفر يا هزار نفر را در آن روز جذب‌كرد، شما پنج نفر را هم جذب نمى‌كنيد! در حالى كه محتوا و مطلب و مقصود، يك چيز است؛ امروز شما به چيز ديگرى نياز داريد.

مرحوم شيخ جعفر شوشترى، به مدرسه سپهسالار تهران آمد و در ماه رمضان منبر رفت؛ مردم پاى منبرش غش‌كردند! الآن كتابهاى شيخ جعفر شوشترى -همان منبرهايش- در دسترس است؛ شما يكى از آن منبرها را حفظ‌كنيد و بياييد بخوانيد؛ اگر غير از خميازه در مستمعتان، چيز ديگرى ديديد! غش كه هيچ!

چه مى‌خواهيد بگوييد؟ امروز چه كسى مخاطب شماست؟ من به شما عرض بكنم، عزيزان! امروز مخاطب شما، جوانان‌اند؛ روى آنها بايد كار كنيد؛ «عَلَيْكُمْ بِالأحْداثِ». نمى‌گويم غير جوانها را رها كنيد؛ يا آنها به آموختن احتياج ندارند؛ امّا مى‌گويم شما روى جوانها كار كنيد؛ سرريزش به غير جوانها هم مى‌رسد و براى آنها خيلى كافى است.

اوّلاً ببينيد جوان چه مى‌خواهد و سؤال ذهن و استفهام او چيست. بايد روى محتواها كار كرد؛ ما بايد استفهام‌هاى ذهن جوان را بشناسيم تا پاسخ بجا واقع شود؛ و اِلّا ممكن است شبهاتى در ذهنش باشد؛ ولى شما روى منبر، چيز ديگرى بگوييد. او وقتى نگاه‌كرد و ديد حرف شما متوجّهِ ذهن او نيست، اصلاً به آن توجّهى نمى‌كند؛ امّا وقتى ديد شما داريد همان استفهام و جهالت ذهن او را مى‌شكافيد و آن را مى‌زداييد، شوق پيدا مى‌كند؛ امروز مىآيد؛ فردا هم مىآيد و تحت تأثير قرار مى‌گيرد. پس اوّل بايد فهميد كه سؤال او چيست و مشكلش كجاست؟

آنچه كه من به شما عزيزان تأكيد و توصيه مى‌كنم، اوّلاً تلاش علمى است؛ ثانياً تلاش تبليغى سازمان‌يافته است؛ ثالثاً به كسانى كه در حوزه قم متمكّن و ساكن‌اند، توصيه مى‌كنم كه اگر لطمه‌اي به كار خودشان مشاهده نمى‌كنند -كه البتّه نبايد لطمه هم ببينند- به سمت مناطقى بروند كه محتاج روحانى است و اهمّيّت ندهند كه آنجا، جاى كوچك يا جاى بزرگى است؛ يا روستا و شهر است.

در گذشته، گاهى علماى بزرگ و مجتهدانى بودند كه در يك دِه زندگى مى‌كردند. بنده شنيده‌ام كه در بعضى از مناطق، بيش از يكى دو مجتهد بزرگ، در يك ده زندگى مى‌كردند؛ نه در زمان خيلى قديم مثلاً پانصد سال پيش، [بلكه] مربوط به همين چند ده سال قبل است. هر جا كه عالِمى باشد؛ هر جا كه چراغى روشن باشد، پروانه‌ها به طرف او مىآيند و از وجود او استفاده مى‌شود.

در گذشته، شهرستانها، علماى بزرگى داشتند... امروز تعداد مجتهدان ما، كمتر از آن زمان نيست. يكى از اشكالات عمده، تمركز فضلاى ما در حوزه علميّه است؛ اين را بايد برطرف كنند. البتّه اين، كارِ ما نيست؛ از ما فقط گفتن و تذكّر دادن و احياناً ملامت‌كردن است. حوزه بايد اقدام‌كند و در خود استانها و شهرستانها، مقدّماتِ آمدن فضلا و علما را فراهم نمايد. مردم شما، مردم بسيار خوبى هستند؛ داراى عقايد عميق دينى‌اند و آزمايش خودشان را داده‌اند.

+         | 

شوراي پيشبرد و ارتقاء حوزه، در تحوّل، پيشگام خواهدبود

 

<# FILE_TAGS #>

اشاره:

آيت‌الله يزدي، رئیس سابق قوّه قضائیّه که مسئولیّتهای متعدّد دیگری نیز در ادوار مختلف انقلاب در کارنامه خویش دارد، هم‌اکنون عالی‌ترین جایگاه مسئولیّتی حوزه علميّه را داراست. مسئولیّت هم‌زمان او در سه نهاد عالی حوزه، یعنی

جامعه مدرّسین حوزه علميّه قم، شورای‌عالی حوزه علميّه و شورای پیشبرد و ارتقاء حوزه -که این آخری، به همّت خود وی تشکیل شد- و حضور او در عالی‌ترین مراکز تصمیم‌گیری نظام -که نائب‌رئیسی مجلس خبرگان رهبري و عضویّت در شورای نگهبان، از جمله آنهاست- ظرفیّتهای مدیریّتی زیادی را در ایشان ایجادکرده که پشتوانه اعتماد مقام معظّم رهبری

و مراجع بزرگوار را دوچندان می‌کند.

این گستره مسئولیّتی باعث شد تا ایشان، اوّلین گزینه ما برای مصاحبه باشد. البتّه این مصاحبه -با توجّه به ویژگی مذکور- می‌توانست بسیار موشکافانه‌تر باشد؛ امّا به دلیل ضیق وقت، تنها به طرح چند پرسش کلّی اکتفا كردیم.

قابل ذکر است، به فاصله کمی از این مصاحبه، مصاحبه دیگری انجام شد و تا حدّ زیادی، سؤالات ما را پاسخ‌گفت که در شماره بعد، آن را خواهیدخواند.

 

ضمن معرّفي جامعه مدرّسین حوزه علميّه قم و تبيين جايگاه آن در نظام حوزه علمیّه، به عنوان رئيس جامعه مدرّسين بفرماييد اين جامعه چه اهداف، برنامهها و سیاستگذاریهای جدیدی را درباره تحوّل در حوزه، در دستور كار خود قرار دادهاست؟

بسم الله الرحمن الرحيم. جامعه مدرّسین حوزه علميّه قم، تشکیل‌یافته از جمع قابل توجّهی از مدرّسان عالی‌رتبه و فضلای عالی‌مقام حوزه است. بسياري از اعضا، از زمان تأسيس تا كنون تشریف دارند و عضو هستند و بعضي نيز جديداً پس از درگذشت تعدادی از اعضای محترم، به عضويّت جامعه درآمده‌اند.

جامعه مدرّسين، اساس‌نامه مصوّب دارد كه اهداف و مسئوليّتها و شرح وظايفش در آن ذکر شده و بر اساس آن، کارهایش را انجام می‌دهد. یک نفر با انتخاب اعضا، براي مدّتي رئيس جامعه می‌شود و مسئوليّت کارها را به عهده می‌گیرد و به كمك چهار معاونت، اداي وظيفه می‌‌کند: معاونت جامعه و روحانیّت؛ معاونت جامعه و نظام؛ معاونت جامعه و مردم؛ و معاونت امور مالی و اداری. هر کدام از این معاونتها، شرح وظایف مشخّصی دارند و کارهایشان را بر اساس آن انجام می‌دهند.

از مسائل مهمّی که در شرح وظايف جامعه مدرّسين وجود دارد، اینست که جامعه بايد نسبت به حفاظت، حمايت، اصلاح و رشد حوزه و امور آن، کارهایی را انجام‌بدهد؛ منتها خودش مستقیماً وارد نمی‌شود؛ بلكه از طریق شورای‌عالی حوزه علميّه، اين كار را انجام مي‌دهد؛ به این ترتيب که جامعه مدرّسین، اعضای شورای‌عالی را انتخاب می‌کند و اين اعضا پس از تأييد مقام معظّم رهبري و مراجع عظام، در یک دوره چهارساله بنا بر اساس‌نامه شورای‌عالی حوزه علميّه، انجام وظيفه می‌كنند. شرح وظايف شورای‌عالی حوزه، به امور حوزه، مشخّص‌تر و نزدیک‌تر است و نسبت به همه امور جذب و پذيرش، آموزش، پژوهش، تبليغ و ... اشراف دارد.

معاونت جامعه و نظام، بیشتر به مسائل سیاسی و امور جاری روز توجّه دارد و در جلسات هفتگی، آخرین اخبار از اوضاع و احوال روز را در اختیار اعضای جامعه می‌گذارد که حدود هفتاد درصد این اخبار، خبرهای خصوصی و محرمانه است که کمتر در اختیار عموم گذاشته می‌شود. این اخبار، در تصمیم‌گیری‌ها و موضع‌گیری‌هاي اعضاي جامعه در حوادثی که رخ می‌دهد، نقش بسزا دارد.

در کنار این اخبار روز، اطّلاع‌رسانی دقیق‌تر و محدودتری به نام رصد وجود دارد که یک سری اخبار کاملاً خاصّ و محرمانه را در دايره کاملاً محدودتری در اختیار اعضا می‌گذارد تا اعضا بتوانند در سایه این مجموعه اطّلاعات، تصمیم‌گیری واقع‌بينانه داشته‌باشند و اگر خواستند به مقامات مسئول و عالی‌رتبه کشور، تذکّری بدهند، از روي اطّلاعات کامل و تحقیق‌شده، اين كار را انجام‌دهند.

از ديگر برنامه‌های جامعه، توجّه نسبت به حسّاس‌ترین مسئله در حوزه، يعني مسئله مرجعیّت است. هر از گاهي، دفتری تأسیس و رساله‌ای تهیّه می‌شود كه جامعه مدرّسین در برابر آن، خود را مسئول می‌داند؛ چون تشخیص اينکه آیا فلان آقا، توانايي علميِ نوشتن رساله را دارد یا نه، در تخصّص اداره ارشاد نيست. گاهی جامعه مدرّسین، موضوعي را به مسئولان رسمی کشور ارجاع می‌دهد و از آنها می‌خواهد که در برابر برخي مسائل اقدام‌کنند. مثلاً همين اواخر، در چند مسئله با صدا و سیما صحبت شده و آنها قولِ رسیدگی داده‌اند.

از کارهای عمومی جامعه، برگزاری اجلاسها و تماس با روحانیان شهرهاست كه در دو شکل سراسری و استانی برگزار مي‌شود. همین دو روز اخیر، ملاحظه فرمودید که اجلاس سراسری برگزار شد. هر چند سال یک‌بار هم اجلاس استانی برگزار مي‌شود که تا به حال، در مشهد و کرمانشاه برگزار شده‌است. در اين اجلاسها، ضمن ارتباط با علمای شهرها، نظرات آنها گرفته می‌شود و مورد عمل قرار می‌گيرد.

پس از رحلت مرحوم آیت‌الله مشکینی، آقایان عنایت‌کردند و رياست جامعه را به من سپردند؛ البتّه قبل از رحلت ایشان هم من نائب‌رئيس مرحوم آیت‌الله مشکینی بودم و ایشان به بنده اعتماد زیادي داشتند. ايشان توصیه‌های راهگشايي داشتند؛ از جمله در امور مالی، توصیه می‌کردند که همیشه به اندازه جیبتان خرج‌کنید و از ديگران قرض‌کردن و خرج‌کردن، کار درستی نیست؛ يا اينكه همیشه برای حدّاقلّ دو سه ماه، پس‌انداز داشته‌باشید تا در برخورد با مشكلات ناگهانی، متوقّف نشوید. ما هم به توصيه‌هاي ايشان عمل مي‌كرديم؛ چون بودجه مالي جامعه مدرّسین، از کمکهای مقام معظّم رهبری و مراجع عظام تأمين مي‌شود و بودجه دیگری ندارد و هميشه با کارهاي اقتصادی و مالی، مخالف بوده و وارد آنها نشده‌است.

به هر حال، جامعه مدرّسین بنا بر اساس‌نامه‌اي كه دارد، وظيفه شرعي خودش مي‌داند كه نسبت به مسائل حوزه و مسائل حکومت و مسائل عامّه مردم، توجّه‌كرده و موضع‌گیری‌های خاصّ خود را اعلام‌کند.

 

اگر ممكن است ارتباط جامعه مدرّسين با امور مديريّت حوزه را بيشتر توضيحدهيد. فرموديد كه انتخاب اعضاي شورايعالي حوزه، بر عهده جامعه مدرّسين است؛ آيا علاوه بر اين، بر راهبردها و سياستهاي شورايعالي نظارت نميكند؟

از نظر قانوني، جامعه مدرّسين، اعضاي شوراي‌عالي را انتخاب مي‌كند و اين اعضا چون عضو جامعه هستند، در جلسات هفتگي شركت دارند و اگر بحثي را لازم بدانند، در جلسات هفتگي مطرح مي‌كنند. از طرفي، برخي پيشنهادها كه اعضاي جامعه براي دستور كار جامعه مطرح مي‌كنند، چون در حيطه وظايف شوراي‌عالي است، به آنجا ارجاع مي‌شود تا شوراي‌عالي پس از بررسي، نتيجه آن را گزارش بدهد. هر چند گاه يك‌بار هم از دبير شوراي‌عالي گزارش مي‌خواهند كه فلان موضوع به كجا رسيده و آقايان هم گزارش مي‌دهند. البتّه شوراي‌عالي پس از اينكه معرّفي شد، چون تأييد مقام معظّم رهبري و مراجع عظام را پشتيبان اصلي خود مي‌داند، يك نوع استقلال براي خود احساس مي‌كند و خود را در برابر جامعه مدرّسين مسئول نمي‌بيند؛ از نظر مقرّرات هم مستقلّ است و بنا بر اساس‌نامه‌اش عمل مي‌كند و موظّف نيست كه به جامعه گزارش كار بدهد؛ امّا چون با جامعه، ارتباط مستقيم عضوي و عاطفي دارد، با هم تعامل خوبي دارند.

به اين ترتيب، جامعه مدرّسين نسبت به امور حوزه، مسئوليّت مستقيم ندارد؛ امّا شوراي‌عالي نسبت به مسائل حوزه، مسئوليّت مستقيم دارد و در درجه اوّل، مدير محترم مركز مديريّت حوزه را انتخاب مي‌كند. همان‌طور كه اطّلاع داريد، پس از ده سال كه جناب آقاي حسيني‌بوشهري، مدير مركز مديريّت بودند، اخيراً كه دوره جديد شوراي‌عالي شروع شد، مدير هم عوض شد. الآن جناب آقاي حسيني‌بوشهري، دبير دوم شوراي‌عالي هستند و آيت‌الله مقتدائي، با رأي اعضاي شوراي‌عالي به عنوان مدير جديد مركز مديريّت انتخاب شدند.

كارهاي حوزه از طريق شوراي‌عالي و مدير مركز مديريّت، انجام مي‌شود و جامعه مدرّسين فقط مشورت مي‌دهد؛ مثلاً در همين مسئله انتخاب مدير جديد، ما به عنوان شوراي‌عالي از جامعه مدرّسين مشورت‌گرفتيم و آنها هم فهرست ده نفره‌اي به ما دادند. ما هم قبلاً شاخصه‌هاي مدير را مشخّص كرده‌بوديم كه مثلاً آشنايي لازم با حوزه و مقبوليّت نزد مراجع را داشته‌باشد؛ بر اساس آن شاخصه‌ها، فهرست را بررسي و مقايسه كرديم تا اينكه مدير انتخاب شد. بنابراين، رابطه جامعه مدرّسين و شوراي‌عالي حوزه، به صورت عاطفي است؛ وگرنه از نظر مقرّرات، از همديگر مستقلّ هستند و هر كدام بنا بر اساس‌نامه خودشان عمل مي‌كنند.

 

اگر اجازه دهيد، مقداري به شورايعالي حوزه بپردازيم. قبل از اينكه شورايعالي به عنوان سياستگذار امور حوزه مطرح شود، يك شوراي مديريّت وجود داشت كه به طور شورايي، حوزه را اداره ميكرد. پس از تشكيل شورايعالي، قرار شد مديري انتخاب شود كه امور اجرايي حوزه را در مركز مديريّت، انجامبدهد و شورايعالي به سياستگذاري كلان حوزه و نظارت بر اجراي آن بپردازد. انتقادي كه در چند سال اخير مطرح شده، اينست كه شورايعالي حوزه، از جايگاه سياستگذاري كلان، تنزّل يافته و شبيه همان شوراي مديريّت سابق، وارد امور اجرايي شدهاست. سؤال ما از شما كه دبير جديد شورايعالي حوزه هستيد، اينست كه آيا شورايعالي فعلي، قصد دارد به جايگاه واقعي خودش در سياستگذاري كلان حوزه برگردد يا نه؟

سؤال اصلي و حياتي و خوبي است. اصلاً فلسفه اينكه شوراي‌عالي پس از شوراي مديريّت به وجود آمد، همان‌طور كه اشاره‌كرديد، جداسازي مقام تصميم‌گيري از مقام اجرا بود. مديريّت، كار اجرايي روزمرّه است و اگر بخواهد شورايي باشد و چندين نفر بخواهند تصميم بگيرند، بسيار زمان‌بَر و بحث‌انگيز و بااختلاف است و چون بايد بر اساس رأي اكثريّت عمل‌كنند، كار به كُندي پيش مي‌رود. امّا سياست‌گذاري و برنامه‌ريزي و گرفتنِ تصميمات كلّي، امري مشورتي است و بايد در شورا بحث و گفت‌وگو بشود تا بتوان به نظر اصلح رسيد. به اين ترتيب، تصميمي در شورا گرفته مي‌شود و براي اجرا به يك مدير سپرده مي‌شود و مدير هم با اختياراتي كه دارد، آن را اجرا مي‌كند. اين فرق بين مدير و بين شوراي تصميم‌گيري و سياست‌گذاري، فلسفه اصلي تشكيل مركز مديريّت و شوراي‌عالي بوده‌است.

همان‌طور كه اشاره‌كرديد، متأسّفانه شوراي‌عالي در دوره‌هاي قبل، به تدريج وارد كارهاي اجرايي شده‌بود. در همين دوره گذشته كه من عضو بودم، مكرّراً بحثهايي پيش مي‌آمد كه بنده معترض بودم و مي‌گفتم اين بحث، كار اجرايي است و بايد در اختيار مدير گذاشته‌شود؛ با بحث در اينجا، وقت شوراي‌عالي گرفته مي‌شود. كار اجرايي، وظيفه مدير است و شوراي‌عالي بايد نظارت‌كند و پس از تحقيق و بررسي، اگر به نتيجه رسيد كه مدير، درست عمل‌نكرده، مي‌تواند براي عزل و نصب مدير، تصميم بگيرد. به هر حال، حضرت آيت‌الله مؤمن، سليقه خاصّي در مسائل داشتند و در اثر احتياط شرعي زياد، مخصوصاً در مسائل مالي، در چهار سال گذشته، برنامه‌هايي را دنبال‌كردند تا كار منظّم‌تر و دقيق‌تر بشود. بنابراين، در جواب سؤال شما بايد عرض‌كنم اين واقعيّتي است كه شوراي‌عالي به مقدار زيادي درگير امور اجرايي شده‌بود و از خيلي تصميم‌گيري‌ها بازماند. در همان جلسه هشتم آذر، مقام معظّم رهبري به همين مطلب تصريح‌كردند كه بسياري از نظرات اصلاحي و پيشنهادهاي ايشان، تحقّق پيدا نكرده‌است و در ادامه به تحوّلاتي كه لازم است در حوزه انجام بگيرد، اشاره‌كردند.

متأسّفانه شوراي‌عالي در دوره‌هاي گذشته، با اينكه خدمات بسياري، به خصوص در بخشهاي امور مالي و نظارت انجام‌داد، ولي از تصميم‌گيري‌ها و سياست‌گذاري‌هاي كلان، عقب ماند. برنامه فعلي در دوره جديد شوراي‌عالي، اينست كه شورا خودش را از امور اجرايي كنار بكشد و به سياست‌گذاري‌هاي كلان بپردازد. در اين چند جلسه‌اي كه تا به حال برگزار شده، رسماً عرض‌كردم كه شوراي‌عالي بايد سياست‌گذاري كند و كارهاي جزئي و اجرايي بايد در مركز مديريّت، به همّت مدير و معاونان انجام بشود و حتّي رسماً از مصوّبات شوراي‌عالي اين بوده كه شورا بر اساس وظيفه اصلي سياست‌گذاري، بايد طبق مقرّرات و مصوّبات عمل‌كند و در تمام زيرمجموعه‌هاي شوراي‌عالي هم، از مديريّتِ مركز گرفته تا مديريّت يك مدرسه علميّه، جز مقرّرات هيچ‌چيز نبايد حاكم باشد.

به هر حال، اميدواريم كه شوراي‌عالي در اين دوره، كار سياست‌گذاري كلان را انجام‌بدهد و در كلّيّات بحث‌كند. در همين راستا، شوراي گسترش كه يكي از مصوّبات شوراي‌عالي است، تشكيل شده تا بسياري از مباحثي را كه ضرورتي ندارد در شوراي‌عالي مطرح شود، بررسي‌كند و تصميم بگيرد. فهرستي از اين مباحث تهيّه شد و قرار شد كه دقيق‌تر تنظيم بشود و از اين پس به شوراي گسترش، واگذار شود.

آن بخش از مصوّبات شوراي گسترش كه صد در صد اجرايي است، نيازي به تصميم نهايي شوراي‌عالي ندارد؛ چون مدير مركز مديريّت و دو نفر از اعضاي شوراي‌عالي در شوراي گسترش حضور دارند و در مصوّبات آن تأثيرگذار بوده‌اند. امّا آن بخش از مصوّبات شوراي گسترش كه جنبه كلّي و كلان دارد، پس از اينكه دقيقاً پخته شد و به نتيجه نهايي رسيد، براي تصويب نهايي به شوراي‌عالي داده مي‌شود. بنابراين، إن‌شاءالله و به توفيق الهي، شوراي‌عالي در اين دوره، قصد دارد كه سياست‌گذاري و برنامه‌ريزي‌هاي كلان را انجام‌بدهد؛ نه كارهاي اجرايي را.

 

پس از جلسه هشتم آذر و سخنان فضلا و مقام معظّم رهبري درباره تحوّل، ما طلّاب جوان، خيلي اميدوار شديم. تصميم جامعه مدرّسين در تشكيل شوراي پيشبرد و ارتقاء حوزه و كميسيونهاي زيرمجموعه آن، انصافاً به موقع بود و نتايج خوبي را در بر داشت. جنابعالي هم دبير شورايعالي حوزه هستيد و هم رئيس شوراي پيشبرد و ارتقاء حوزه؛ به عنوان آخرين سؤال بفرماييد رابطه شوراي پيشبرد با شورايعالي به كجا خواهدرسيد؟ آيا ما طلّاب جوان، ميتوانيم به اين حركتها اميدوار باشيم يا نه؟

سؤال خيلي خوبي است. ابتدا لازم است مقداري درباره شوراي پيشبرد توضيح بدهم. پس از جلسه هشتم آذر در محضر مقام معظّم رهبري كه من هم حضور داشتم، در اوّلين فرصت به ذهنم آمد كه حدّاقلّ بايد از بيانات آقا، تقدير و تشكّر شود و براي اجراي منويّات ايشان، اعلام آمادگي شود. بنده به عنوان رئيس جامعه مدرّسين، از اثرگذاران حوزه دعوت‌كردم؛ از مدير مركز مديريّت حوزه جناب آقاي حسيني‌بوشهري، از مدير حوزه علميّه خواهران جناب آقاي شرعي، از جامعهالزهراء جناب آقاي طباطبائي، از دفتر تبليغات اسلامي حوزه جناب آقاي ربّاني، از جامعهالمصطفي العالميّه جناب آقاي اعرافي و از جامعه مدرّسين كه خودم بودم؛ از اين جمع دعوت‌كردم.

در اوّلين جلسه شوراي‌عالي حوزه هم پيشنهاد كردم كه بايد از بيانات رهبري، استقبال شود و حدّاقلّ نامه‌اي نوشته‌شود و اعلام آمادگي شود. آقايان گفتند كه الآن زود است و فعلاً باشد تا ببينيم چه بايد كرد. من هم بيني و بين الله، ديدم اگر منتظر تصميم‌گرفتنِ شوراي‌عالي باشم، اين كار درست نمي‌شود. لذا كار را شروع‌كردم و اوّلين جلسه را همين‌جا گرفتم و به آقايـانِ مؤثّرانِ حوزه عرض‌كردم كه بايد اقدامي كرد؛ شماها هر يك به نوعي، در حوزه اثرگذار هستيد و بايد تصميمي بگيريد.

خـوش‌بختـانه همـه آقـايـان استقبال‌كردند و كار، خيلي زود شكل‌گرفت؛ ابتدا كلمه ستاد مطرح شد و بحث كوتاهي شد كه ستاد، حالت اجرايي دارد و اين جمع نمي‌توانند وارد كارهاي اجرايي بشوند و بايد كار به صورت شورايي باشد؛ به همين خاطر، تبديل شد به عنوان شورا و خوش‌بختانه شوراي پيشبرد و ارتقاء حوزه تصويب شد و اساس‌نامه و كميسيون‌هاي آن و وظايف هر كدام، تنظيم و تصويب شد و چندين جلسه شوراي پيشبرد هم برگزار شد.

يك روز در جلسه شوراي‌عالي حوزه گفتند: «اين شوراي پيشبرد و ارتقاء حوزه چيست؟» گفتم: «همان حركتي است كه به شما گفتيم؛ ولي شما همكاري نكرديد.» آيت‌الله استادي، كه خدا سلامتشان بدارد، گفتند: «بايد تأييدي از اينها صورت‌بگيرد و حدّاقلّ با حضور يك نماينده از شوراي‌عالي، مي‌توانيم به اين قضيّه كمك‌‌كنيم.» خوش‌بختانه پيشنهاد آيت‌الله استادي، سبب شد كه شوراي‌عالي قبول‌كند يك نماينده در شوراي پيشبرد داشته‌باشد و آيت‌الله مقتدائي، به عنوان نماينده شوراي‌عالي در شوراي پيشبرد، اضافه شد. در جلسات چهارم و پنجم شوراي پيشبرد، از آنجا كه اصفهان و مشهد هم حوزه‌هاي علمي بزرگي هستند، قرار شد آنها نيز در اين شورا، همراهي داشته‌باشند. پس از تماس و صحبت، موافقت‌كردند و جناب آقاي فرجام از حوزه مشهد و جناب آقاي طباطبائي از حوزه اصفهان، به شوراي پيشبرد اضافه شدند.

بعضي از دوستان در شوراي پيشبرد، تمام بحثشان اين بود كه اين شورا، پشتيباني قانوني ندارد و بايد براي اين مشكل، فكري بكند. من گفتم: «پشتيبان قانوني اين شورا، خودِ من و شما هستيم و هيچ پشتيبان قانوني ديگري نمي‌خواهيم؛ هر كدام از شما در حوزه كاري خودتان، در دفتر تبليغات، در جامعهالزهراء، در جامعهالمصطفي و ...، وظايف قانوني مشخّصي داريد كه نمي‌توانيد از آنها تخلّف‌كنيد؛ همين وظايف قانوني‌مان، وقتي در جمع، كنار هم قرار مي‌گيرد، پشتيباني قانوني مي‌شود.» باز گفتند: «نه؛ در حوزه، وقتي كار جمعي بخواهد انجام‌بگيرد، بايد شوراي‌عالي موافقت‌كند!» ما هم گفتيم: «نماينده شوراي‌عالي در اين شورا هست؛ با اين وجود، اگر معتقديد پشتيباني قانوني ندارد، مشكلي نيست؛ ما عملاً كار را انجام مي‌دهيم و سابقاً هم تجربه اين‌طور كارها را داريم؛ وقتي كار انجام بشود، خودش به قانون تبديل مي‌شود. همين كه مقام معظّم رهبري و مراجع، اين حركت را قبول دارند، به نظر من كافي است.»

به هر حال، شوراي پيشبرد، كميسيون‌هاي خود را فعّال‌كرد و اعضاي كميسيون‌ها مرتّب در جلسات شركت كرده‌بودند و حتّي از اصفهان و مشهد نيز حاضر شده‌بودند. پس از چند جلسه، وقتي پرسيديم كميسيون‌ها، تا به حال چه كرده‌اند، جناب آقاي اميني، دبير محترم شوراي پيشبرد، گزارش خيلي خوبي آوردند كه در دو سه كميسيون، به خوبي كار شده و نواقص و ضعفهاي موجود نظام فعلي حوزه، فهرست شده و بايد براي آنها فكري كرد. من يكي از آنها را خواندم و واقعاً خوشحال شدم؛ چون كارِ كارشناسي‌شده‌اي بود و ضعفهاي موجود در عرصه‌هاي جذب، آموزش و كتابهاي درسي را به خوبي شناسايي كرده‌بودند.

در يكي از جلسات شبهاي پنج‌شنبه، مقام معظّم رهبري، سر شام به من گفتند: «شنيده‌ام كه كارهايي را شروع‌كرده‌ايد!» من گفتم: «ما صبر كرديم تا مقداري از كار انجام بگيرد و بعد، خدمت شما گزارش بدهيم؛ امّا حالا كه به شما گفته‌اند، اجازه بدهيد كمي توضيح بدهم.» من جريان را نقل‌كردم و ايشان، خيلي اظهار محبّت كردند و فرمودند: «كارهايتان را بايد دنبال‌كنيد؛ إن‌شاءالله به جايي مي‌رسد.»

پس از تغييراتي كه در شوراي‌عالي حوزه پيش‌آمد، اوّلين مسئله‌اي كه در شوراي پيشبرد مطرح شد، اين بود كه رابطه شوراي پيشبرد با شوراي‌عالي به كجا برسد. اين بحث، بين دوستان مطرح شد كه آيا شوراي پيشبرد، در شوراي‌عالي ادغام بشود و مصوّبات و كارهاي انجام‌گرفته آن، كارهاي شوراي‌عالي تلقّي بشود و از اين پس، شوراي‌عالي كار را ادامه بدهد؛ يا نه، شوراي پيشبرد، به همين صورت باقي بماند. عقيده من، اين بود كه كلّيّه كميسيون‌هاي شوراي پيشبرد، در اختيار شوراي‌عالي قرار بگيرد و به عنوان كميسيون‌هاي شوراي‌عالي عمل‌كند؛ چون شوراي‌عالي، مركز قانوني و تصميم‌گيرنده براي حوزه است و نتايج را زودتر مي‌تواند به مرحله عمل درآورد.

پس از بحث مفصّل، به اين نتيجه رسيدند كه شوراي پيشبرد، استقلال خودش را حفظ‌كند و شوراي‌عالي هم استقلال خودش را؛ هر چند شوراي‌عالي مي‌تواند از نتايج كار كميسيون‌هاي شوراي پيشبرد، استفاده‌كند و پشتيباني قانوني از شوراي پيشبرد داشته‌باشد. دقيق‌ترين استدلالي كه دوستان داشتند، اين بود كه برخي از مجموعه‌هاي عضو شوراي پيشبرد، مثلاً دفتر تبليغات يا جامعهالزهراء يا جامعهالمصطفي، زير نظر شوراي‌عالي نيستند و اساس‌نامه مستقلّ دارند؛ بهتر است تصميماتي كه در شوراي پيشبرد گرفته مي‌شود، در مجموعه‌هاي خود عمل‌كنند و آن بخشي كه مربوط به بدنه حـوزه است، شـوراي‌عالي آن را تأيـيـد و در حـوزه اجرا كند.

بنابراين، در پاسخ سؤال شما بايد گفت كه إن‌شاءالله اميد زيادي هست؛ من به عنوان يك طلبه كوچك اين حوزه مقدّسه كه هم در شوراي پيشبرد و هم در شوراي‌عالي حضور دارم، عرض مي‌كنم كه ما اميدواريم شوراي پيشبرد، حتّي زودتر از شوراي‌عالي بتواند كارش را انجام بدهد؛ چون كميسيون‌هاي شوراي پيشبرد، كارهاي زيربنايي خوبي را شروع كرده و به نظر من، در تحوّل، ‌پيشگام خواهدبود. همين خبرنامه شوراي پيشبرد، ابتكار خيلي خوبي است؛ قطع آن، مشابه هيچ‌يك از خبرنامه‌هاي حوزوي نيست و انصافاً معلوم است كه خيلي تلاش مي‌كند و مي‌خواهد يك قدم پيش برود.

 

از اينكه وقت خودتان را در اختيار ما گذاشتيد، ممنونيم.

من هم از شما تشكّر مي‌كنم؛ إن‌شاءالله موفّق باشيد.

+         | 

تحوّل در حوزه، يعني تطبيق برنامهها با نيازهاي روز دنيا

 

<# FILE_TAGS #>

اشاره:

مصاحبه با آيت‌الله مقتدائي، نائب‌رئیس جامعه مدرّسین حوزۀ علمیّۀ قم و عضو برجستۀ شورای‌عالی حوزه، در حالی انجام‌گرفت که ایشان به عنوان گزینه‌ای جدّی برای مدیریّت حوزۀ علمیّۀ قم مطرح بودند. با این وجود، مصاحبۀ ما تنها بر دیدگاه‌های نائب‌رئیس شورای پیشبرد و ارتقاء حوزه -که مأموریّت تحوّل در حوزه را بر عهده گرفته‌است- متمرکز شد و بررسی دیدگاه‌های مدیریّتی و برنامه‌های ایشان دربارۀ تحوّل در حوزه، به فرصتی دیگر موکول گردید.

 

حوزه‌هاي علميّه، تاريخ بسيار روشن و نقاط قوّت زيادي دارند؛ امّا به هر حال، هر مجموعه انساني، نقاط ضعفي نيز دارد. به نظر حضرت‌عالي، چه كاستي‌ها و كمبودهايي در حوزه امروز ديده ‌مي‌شود؟

حوزه‌های مقدّسه علمیّه، بیش از هزار سال قدمت دارند و در هر دوره‌ای به اقتضای زمان و نیازهاي آن، علماي سلف حوزه، تلاشها و فعّالیّتهای زيادي را انجام داده‌‌اند. در بعضی زمانها و دوره‌ها، حوزه به سوی رشد و بالندگی پیش‌رفت و تقریباً در امور جاری زمان، پیشگام بود.

در بعضی دوره‌ها، خطراتی برای امّت اسلامی، مخصوصاً تشیّع، پیش می‌آمد و از نظر اعتقادی و فکری، شبهاتی در جامعه آن روز مطرح می‌شد؛ ولي حوزه‌های علمیّه با کمال قدرت و قاطعیّت و اقتدار، شبهات را پاسخ می‌دادند و بعضاً برای پاسخ به یک شبهه یا دفع یک خطّ فکری منحرف، کتابي تألیف می‌کردند تا
نه تنها پاسخ آن شبهه را داده‌باشند؛ بلکه شبهات آينده را نيز پیش‌بینی‌کنند و آنها را هم پاسخ بدهند.

همچنین در طول عمر حوزه‌های علمیّه، همواره شاهد بوده‌ایم که بزرگان برای پیشبرد اهداف عالیه این نهاد عظیم، افراد نخبه‌ای را انتخاب می‌کردند و به تربیت آنان همّت می‌گماشتند و هزینه تحصیل آنها را تقبّل می‌کردند تا دغدغه معیشتی نداشته‌باشند و فقط درس بخوانند و ممحّض در تحصیل علم و اخلاق شوند. البتّه در برهه‌هايي از زمان هم، حوزه‌ها دارای موضع انفعالی بودند و آسیبهایی بر پیکره آنها وارد شد.

 

ضرورت تحوّل در حوزه‌های علمیّه در حال حاضر و با توجّه به شرایط و اقتضائات زمان چیست؟

اکنون و پس از پیروزی انقلاب اسلامي، شکّی نیست که باید تحوّلاتي در حوزه‌های علمیّه ایجاد شود. یک دلیل آن، اینکه اصلاً در جهان، تحوّلات بسياری در عرصه‌هاي علمی، اطّلاع‌رسانی، فنّ‌آوری اطّلاعات و ... ایجاد شده و به تعبیر بعضی، جهان تبدیل به يك دهکده‌ شده‌است که حضور در آن، مستلزم تحوّلاتی است.

در چنین زمانی، حوزه علمیّه نیز باید همگام با تحوّلاتي که در جامعه پدید آمده، متحوّل شود تا بتواند نيازهاي روز را پاسخگو باشد. حوزه علمیّه‌ای که داعیه‌دار برنامه‌ریزی جهان اسلام است، باید خودش را با تغییرات -چه از نظر تربیت نیروی انسانی و چه از نظر محتوای علمی- تطبیق‌دهد. حوزه از نظر محتوایی، باید محتوایی را در نظر بگیرد که فارغ‌التحصیلان حوزه، بتوانند در جامعه اسلامی و حتّی در سطح جهانی، تأثیرگذار باشند.

پیـروزی انقلاب اسـلامی در کشور ما، یکی از جهات تحوّل است. بنیان‌گذار این انقلاب، حضرت امام‌خميني(ره)، یک مرجع تقلید و روحانی بود و همواره نظرشان این بود که اين نظام، جمهوری اسلامی است؛ نه یک کلمه کم و نه یک کلمه زیاد.

در سطح جهان نیز اسلامیّت این نظام، پُررنگ است و به این ويژگي، شناخته می‌شود. اگر نظام ما اسلامی است، باید بر پایه و اساس موازین اسلام در ابعاد مختلف اقتصادی، اجتماعی، نظامی و سیاسی پیش‌برود؛ در اين نظام، افرادي لازم‌اند تا متصدّی ارائه برنامه‌های مدوّني باشند كه اين نظام، بر اساس آن برنامه‌ها رفتار کند. اين افراد، روحانیّون هستند و آن نهادی که باید این روحانیّون را تربیت‌کند، حوزه علمیّه است.

حوزه‌ها باید به کمک نظام اسلامی بیایند؛ اگر حوزه‌ها، برنامه‌های اقتصادی و بانکداری، اجتماعي و بهداشت، حتّی علوم پزشکی و اخلاق پزشکی و ... را تأمین‌نکنند، آن وقت جاهایی متصدّی تنظیم این برنامه‌ها می‌شوند که صلاحیّت ندارند و ممکن است انحرافاتی در حرکت نظام اسلامی پیش‌‌بیاید. اگر حوزه بخواهد پاسخگوی مطالبات نظام باشد، باید مطابق با نیازها و تحوّلات جامعه، برنامه‌ریزی‌کند و دیگر نمی‌تواند مثل سابق، نیروهایی را تربیت‌کند که فقط مسائل نماز و روزه و احکام عبادی و فردي را برای مردم بیان‌کنند؛ بلکه امروز حوزه‌ها، متصدّی و متکفّل برنامه‌ریزی کلان برای مدیریّت کشور بر اساس موازین اسلام هستند.

پس اگر حرف از تحوّل گفته می‌شود، منظور این است که حوزه بايد برنامه‌هاي خود را با نیازهاي روز دنيا تطبیق‌دهد و برای رفع آنها، فعّالیّت‌کند. این یک امر ضروری است و از اموری است که نه تنها مقام معظّم رهبری(مدّ ظلّه العالی) به آن عنایت ویژه دارند و ضرورتش را احساس‌کرده‌اند؛ بلکه بقیّه مراجع عظام نیز این ضرورت را تشخیص‌داده و بر آن تأکید دارند.

 

کدام نهاد يا سازمان، متکفّل برنامه‌ریزی تربیت چنیـن نیـروهايی در حـوزه است؟ اقتضـائات این برنامه‌ریزی چیست؟

وقتی ما به این نتیجه ‌رسیديم که حوزه علمیّه باید پاسخگوی نیازهای جامعه باشد و مشاهده می‌کنیم که نیازهای زیادی در داخل و خارج کشور وجود دارد، مراکز حوزه نیز باید برای تربیت نیروهایی در سطوح مختلف داخلی و خارجی برنامه‌ریزی‌کنند تا اين نیروها از داخل کشور در شهرها، روستاها، مساجد، حسینیّه‌ها، منبرها و ... گرفته تا خارج از کشور، احکام اسلام را جاری سازند.

برای رسیدن به این هدف، سیستم اداره سنّتی حوزه‌ها که در گذشته برقرار بود، ديگر جواب نمی‌دهد. درست است که می‌بایست همان فقه جواهری -که امام روی آن تکیه داشتند- و ارزشهای نظام حوزوی حفظ شود؛ منتها باید این نکته را هم مدّ نظر داشت که خروجی حوزه امروز، بايد با خروجی‌هاي گذشته تفاوت داشته‌باشد؛ چرا که نیازها، متفاوت شده‌‌است.

بنابراین، برنامه‌ریزی‌های نظام علمی و آموزشی حوزه نیز بايد تغییرکند تا پاسخگو باشد؛ برای مثال، کیفیّت متون درسی، نحوه تدریس و حتّی کیفیّت جذب نیرو باید تغییرکند؛ ما باید توجّه‌کنیم که چه نیروهایی را جذب می‌کنیم.

از سویی باید توجّه‌کرد كه مرجعیّت دینی خدشه‌دار نشود و مجتهدانی با توانِ استنباط بالا و با تقوای مثال‌زدنی تربیت شوند و از سوی دیگر، اجتهاد آنها با توجّه به اقتضائات زمان و مکان -همان‌گونه که امام(ره) بر آن تأکید داشتند- تعریف شود و همچنين، زندگی و معیشت آنان تأمین شده و دنیازدگی نيز از آنان دور شود. اینها اقتضائات برنامه‌ریزی حوزه‌های علمیّه است.

بـاید به گـونه‌ای برنامه‌ریـزی‌کرد که مجتهدان آینده، از نظر علم و تقوا و سیاست فقهی، سرآمد باشند؛ نه اينكه خدای‌نکرده کسانی از این سیستم خارج شوند که صلاحیّت علمی و تقوایی نداشته و از نظر اعتقادی نیز مشکل داشته‌باشند که الآن، مواردي از اين دست داریم. اینها از جمله آسیبها و آفات برنامه‌ریزی متناسب با تحوّلات جامعه است که می‌بایست به آنها توجّه زیادی داشت تا حوزه‌ها دچار آفت‌زدگی نشوند.

یک وقت، مبلّغانی در حوزه تربیت می‌شدند که به شهر یا روستایی با جمعيّت معدود مي‌رفتند و تلاش مي‌كردند تا احکام دین را به آنها برسانند. امروز، در همان روستاها و شهرهای دورافتاده، افراد تحصیل‌کرده‌ای هستند که از طريق اینترنت، شبهات جديدی را دریافت می‌کنند و پاسخ می‌خواهند. طلبه و مبـلّـغِ ديروز، به درد امروز نمی‌خورد.

الآن، همه جهان اسلام به حوزه علمیّه ما چشم دوخته‌است و انتظار دارد كه افراد توانمندی از حوزه ما برای تبلیغ به آنجا بروند. علاقه‌مندان به اسلام در سطح جهان، مبلّغاني را مي‌خواهند كه علاوه بر داشتن معلومات روز، بتوانند به زبان محلّي با آنها صحبت‌كنند و نيازهايشان را پاسخگو باشند. حوزه علميّه با برنامه‌های سنّتی گذشته، نمی‌تواند اين نيازهاي روز را پاسخ بدهد؛ ما بايد برای تربيت مبلّغان شايسته تبليغ در داخل و خارج كشور، برنامه‌ريزي‌هاي جديد و متناسب داشته‌باشيم.

ما باید به این نکته توجّه‌‌کنیم که اگر مثلاً در زمان امام صادق(ع)، چنین قدرتی به دست ايشان افتاده‌بود و کشوری اسلامی، مانند جمهوری اسلامی ایران تشکیل شده‌بود و این همه شهید داده می‌شد و این همه سرمایه‌گذاری می‌شد تا دنیا چنین تحت تأثیر قرار گيرد و چشم جهانیان به ما دوخته شود، آیا امام صادق(ع) می‌فرمود که من در امور جاری کشور، دخالت نمی‌کنم؟! آيا مي‌فرمود مسائل اجتماعي و حكومتي،‌ شأن من نیست؟!

یا اينكه متناسب با محتوای دین اسلام، برنامه‌های اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و ساير برنامه‌هاي مورد نياز نظام و حكومت اسلامي را ارائه می‌دادند؟ آيا براي تدوين كارشناسانه اين برنامه‌ها، رشته‌هاي تخصّصي در حوزه علميّه، راه‌اندازي نمي‌كردند؟ در مجموع، می‌خواهم عرض‌کنم که با احترام و تأکید بر سنّتهای سلف حوزه و روشهای پُرثمر گذشتگان، بايد تحوّلات جديدی را در حوزه ایجادکنيم.

وقتی مي‌گوييم بايد در حوزه، تحوّل ايجاد شود، بعضی‌ها ممکن است حسّاسیّت داشته‌باشند و اشتباه برداشت‌كنند كه ما مي‌خواهيم همه چيز را به هم بریزيم! نه؛ مراد از تحوّل در حوزه، اینست که با حفظ همان برنامه‌های سنّتی حوزه، برای سرعت در پیشرفت و پاسخگویی به نیازهای روزِ کشور و جهان اسلام، برنامه‌های جديدي را تنظيم و اجرا كنيم. با این معنا از تحوّل، هیچ‌کس مخالف نیست و مراجع بزرگوار هم به نيازهاي امروزِ كشور و دنیا و لزوم پاسخگويي به آنها عنايت دارند.

یادم هست که در سالهای 1339 تا 1340، هم در درس آیت‌الله بروجردی و هم در درس مرحوم محقّق داماد شرکت می‌کردم و گاهی برای یافتن یک روایت در وسائل‌الشیعه و تطبیق نسخه‌ها، ساعتها وقت می‌گذاشتم؛ چرا كه در چاپهاي قديم، فهرست و دسته‌بندي و شماره‌زني، وجود نداشت؛ امّا امروز، نرم‌افزارهایی آمده كه طلبه ظرف چند دقیقه می‌تواند به تمام روایاتی که مي‌خواهد، با آدرس جامع و کامل در تمام کتب، دسترسی پیدا کند؛ آیا می‌توان در مقابل این دستاوردها ایستاد و تحوّل را نفي‌كرد؟! مراد از تحوّل، اینست كه دستاوردها و پیشرفتهای روز را به حوزه بیاوریم تا طلبه‌ها از آن بهره‌برداری‌کنند و در مسير خود پیشرفت‌کنند.

 

براي مديريّت تحوّل -كه حضرت‌عالي هم آن را ضروري مي‌دانيد- مرجع بررسي نظرات و برنامه‌ریزی و تصمیم‌گیری در این زمینه، كدام‌يك از نهادهاي حوزه است؟

مرجع تصمیم‌گیری برای ایجاد تحوّل، همه مسئولان و  مدیران سطوح مختلف حوزه هستند. همه مسئولیّت دارند و هر کسی در حدّ خود، وظيفه دارد؛ منتها تمام اینها باید از يك‌جا هدایت شوند تا تحوّلی که لازم است، ایجاد شود.

قهراً این وظیفه هدایتگری و سیاست‌گذاری کلان، به عهده شورای‌عالی حوزه است. از شورای‌عالیِ گذشته، انتظار می‌رفت تا این کار را انجام‌دهد و مقام معظّم رهبری هم در سال 1374 تأکیداتی داشتند؛ ولي تأثیری نکرده‌بود. گلایه‌ای هم که ایشان در همین جلسه اخیر با نخبگان و فرهیختگان حوزه داشتند، ناظر به همین مطلب بود؛ چرا که قاعده اين بود که شورای‌عالی لبّیک بگوید و این کار را شروع‌کند؛ ولي تسامح و تساهلی در این بین، پیش‌آمد.

در این گیر و دار، برخی طلّاب در حرکتهایی خودجوش، به اقداماتی پرداختند که بنا بر احساسِ وظیفه بود و می‌توانست خطرناک نیز باشد؛ لذا جامعه مدرّسین، احساس تکلیف کرد و به میدان آمد و متکفّل این امر شد.

جامعه مدرّسین، شورای پیشبرد و ارتقاء حوزه علمیّه را تشكيل‌داد و تلاش‌کرد تا این شورا، تنها به بدنه حوزه قم و آنچه زير نظر شورای‌عالی حوزه است، اکتفا نکند تا بتواند تأثيرگذارتر باشد و خدمات گسترده‌تری ارائه‌دهد. به همين منظور، نهادهای جامعه‌الزهراء، جامعهالمصطفی ‌العالمیّه، دفتر تبلیغات اسلامي حوزه و حوزه‌هاي علميّه خراسان و اصفهان -که زیرمجموعه شورای‌عالی حوزه نیستند و شورای‌عالی، اشرافی به آنها ندارد- به عضويّت شوراي پيشبرد درآمدند.

شوراي پيشبرد و ارتقاء حوزه علميّه، به عنوان يك شورای فرابخشی تشکیل شد تا برای پیشبرد و ارتقاء و تحوّل حوزه‌های علميّه فعّالیّت‌کند. این شورا نیز کمیسیونهای تخصّصی خود را تشکیل‌داده و از افراد محقّق، دانشمند، صاحب‌نظر و کارشناس در زمینه‌هاي مختلف استفاده می‌کند.

امیدواریم که این شورا با دقّت، تدبیر و توجّه به سیره سلف حوزه‌های علمیّه و اقتضائات زمان و مکان، برنامه‌های مُثمر ثمری را برای ارتقاء و پیشبرد حوزه‌های علمیّه و براي جوابگویي به نیازهای جهان اسلام ارائه‌دهد.

 

از فرصتي كه در اختيار ما گذاشتيد، ممنونيم.

من هم از شما تشكّر مي‌كنم و اميدوارم كه در حركت خود، موفّق و مؤيّد باشيد.

+         | 

اگر تحوّل، درست مدیریّت شود،

هیچکدام از مراجع مخالفت نميكنند

 

<# FILE_TAGS #>

اشاره:

مصاحبه با آیت‌الله مؤمن که سالها در نقاط تأثیرگذار و سطوح عالی مدیریّت حوزه حضور داشته، می‌توانست بسیار پُرچالش و سرشار از نکته‌های ناگفته باشد. برخورد صمیمی و بدون تکلّف ايشان در این مصاحبه، به همراه سؤالات دوستان دربارۀ ضرورت تحوّل در حوزه، حرفهایی شنیدنی را به دنبال داشت که شاید بتواند پاسخگوی بسیاری از سؤالات باشد...

 

هدف از تأسيس حوزه‌هاي علميّه، پرورش طلّاب و نیروهایی بوده که بتوانند نیازهای جامعه را جواب‌دهند و حوزه‌ها تا الآن هم، خروجي‌هاي خوبي داشته‌اند. برای اینکه این نیازها بهتر و کامل‌تر برآورده شود، به نظر شما -که در شورای‌عالی حوزه و جامعه مدرّسين حضور داشته‌ايد و احاطه‌اي کلّی به مسائل حوزه دارید- چه مواردی باید رعایت شود؟

متأسّفانه در گذشته، حوزه‌ها فقط به سمت و سوی فقیه‌پروری حركت مي‌كردند و طلّابي که به حوزه می‌آمدند، به دنبال اين بودند كه در فقه، مجتهد شوند و اگر خيلی بالاتر مي‌آمدند، مرجع تقلید مي‌شدند و هدفشان، فقط اين بود كه فقه و اصول را به خوبي بدانند.

بنده به اصل اين رويكرد، ایرادي ندارم و اصل آن را بسیار ارزشمند مي‌دانم. بالأخره انسان باید به دین خداوند که احکام الهی هم جزء آنست، عالِم شود. آيه شریفه «وَ ما کانَ الْمُؤْمِنُونَ لِیَنْفِرُوا کافَّةً فَلَوْلا نَفَرَ مِنْ كُلِّ فِرْقَةٍ مِنْهُمْ طائِفَةٌ لِیَتَفَقَّهُوا فِی الدینِ» مي‌فرمايد كه چرا از هر جمعی، طائفه‌ای کوچ نمی‌کنند تا در دین متفقّه شوند؟ غير از قرآن، در روايات زيادي هم آمده كه انسان باید مسائل دیني را آموزش ببیند و از معارف ديني اطّلاع داشته‌باشد؛ حتّی امام صادق(ع) در روایاتی فرموده كه دوست‌دارم بر سرِ ياران خود، تازيانه بزنم تا احكام دينِ خود را ياد بگيرند!

بنابراين، مسلّماً احکام فقهي، يعني واجبات و مستحبّات و مكروهات و محرّمات، جزء دین است و آموزش اینها، ارزش دارد؛ ولي جای تأسّف است که سمت و سوي حوزه‌ها، فقط آموزش فقه و اصول ‌بوده و شاید الآن هم از این سمت و سو خارج نشده‌باشد؛ هر چند الآن، خیلی بهتر از سابق شده‌است. به هر حال، حقیقت امر اين است که دین، فقط احکام فرعیّه، يعني فقه و اصول نیست؛ بلكه تمام معارف دینی را شامل مي‌شود؛ مثلاً مردم بايد معارف توحيدي مثل صفات ثبوتیّه و صفات سلبیّه خداوند و ديگر اعتقادات لازم را بدانند و بلکه اگر کمالات بالاتری را هم مي‌توانند، بايد بياموزند. اینها همه جزء دین است و تفقّه در دین که در آیه شریفه آمده، متفقّه‌شدن و آموزش همه اینهاست و اختصاص به فقه و احکام فرعیّه ندارد.

اگر انسان، تأمّل مختصری در قرآن کند، می‌بیند كه یکی از امور بارز قرآن، توحید افعالی است و هر چیز را خواسته و فعل خدا می‌داند؛ از جمله مي‌فرمايد: «وَ ما تَشاؤُونَ إلّا أنْ يَشاءَ اللهُ رَبُّ الْعالَمينَ»؛ منظور اين است كه خواست و مشیّت شما هم، وابسته به خواست و مشیّت الهی است. اینها مباحث توحید افعالی است كه بسیار ارزشمند است و اگر دست افراد ناشي بیفتد، شاید خیال‌کنند ما قائل به جبر هستیم و مي‌گوييم همه کارها را خدا می‌کند و انسان، هيچ‌كاره است؛ ولي واقعاً این‌طور نیست.

همین‌طور بحث نبوّت و به خصوص کمالات نبیّ اسلام، از مباحث ديني است. مسئله ولایت امری که خداوند برای پیامبر(ص) قرار داده و فرموده: «النَبِيُّ أوْلَى‏ بِالْمُؤْمِنينَ مِنْ أنْفُسِهِمْ» و بعد، اين ولايت را برای ائمّه(ع) قرار داده، همه جزء دین است.

اینكه خداوند، مردمِ زمان غیبت را -هر چند، امام معصومِ ظاهر ندارند تا آنها را سرپرستی‌کند- رها نكرده و باید ولیّ امری با شرایط ثابت‌شده در اسلام داشته‌باشند، مگر جزء مباحث دیني نيست؟! بحث از شرايط ولیّ‌فقیه، يكي از بحثهاي مهمّ دیني است.

اينكه انسان باید در زندگی خود چه کار کند و چه صفاتي را كسب و چه صفاتي را از خود دور كند، مگر در دين نيامده‌است؟! تفسیر آیات شریفه و همین‌طور مطالب عالیه‌ای که در کلمات ائمّه(ع) است و سیره پیامبر و ائمّه(ع)، همه جزء مباحث دینی است که باید در حدّ توان، آنها را یادگرفت.

در این جهات، متأسّفانه حوزه ما کمبود داشت. یکی از بزرگان -كه از مدرّسین حوزه بود و از دنیا رفته- می‌گفت: «اوائل زمان آیت‌الله بروجردی كه حوزه در حالِ گرفتن یک نظم نسبی بود، طلبه‌ها منبر نمی‌رفتند. دو نفر بودند که منبر می‌رفتند؛ ولي آنها هم بدنام ‌شدند و مورد تمسخر دیگران قرار گرفتند و درباره‌شان گفتند كه اينها طلبه نیستند و فقط روضه‌خوان‌اند!» يعني آنها منبررفتن را مساوی با روضه‌خوانی می‌گرفتند و خود اين قضيّه، بی‌اطّلاعی و بی‌سوادی آنها را می‌رساند. آيا منبررفتن برای آموزش دین به مردم، بد است؟ اگر انسان به قرآن و روایات توجّه‌‌کند، در مي‌يابد كه اساس آمدن پیامبران و امامان، اينست كه انسانها، واقعاً انسان شوند. مگر قرآن به ما نمی‌گوید: «لِيَتَفَقَّهُوا فِي الدينِ وَ لِيُنْذِرُوا قَوْمَهُمْ إذا رَجَعُوا إلَيْهِمْ لَعَـلَّهُمْ يَحْذَرُونَ».

اینها همه جزء دین‌ و از لوازم و واجبات هر انسان و هر جامعه اسلامی است. بر حسب روایات معتبر، وقتي پیامبر اسلام(ص) مي‌خواستند حضرت امیر(ع) را برای دعوت مردم به یمن بفرستند، فرمودند: «يا عَلِيُّ ... لَأنْ يَهْدِيَ اللهُ عَلَى يَدَيْكَ رَجُلاً، خَيْرٌ لَكَ مِمّا طَلَعَتْ عَلَيْهِ الشَّمْسُ وَ غَرَبَتْ»؛ يعني: «اي علي! اگر خداوند به وسیله تو یک نفر را هدایت‌کند، براي تو از آنچه آفتاب بر آن می‌تابد و غروب می‌کند، بهتر است!» این از مسائل ارزشی تبلیغ است؛ منتها حرفهای نامربوط می‌زدند؛ اگر کسی اطّلاع داشته‌باشد، مي‌فهمد كه این حرفهای نامربوط گفتن براي چيست؟

قرآن کریم مي‌فرمايد: «ذلِكَ الْكِتابُ لا رَيْبَ فيهِ هُدًى لِلْمُتَّقينَ»؛ هر چه قرآن می‌گوید، راهنمایی‌كردن و نشان‌دادن خیر و شرّ است؛ می‌فرماید: «إنْ تَكْفُرُوا فَإنَّ اللهَ غَنِيٌّ عَنْكُمْ»؛ اگر همه شما کافر مي‌‌بودید، به خدا سرِ سوزنی ضرر نمي‌زدید؛ همچنين مي‌فرمايد: «وَ لايَرْضَى‏ لِعِبادِهِ الكُفْرَ»؛ خداوند برای بندگانش کفر را نمی‌پسندد و در ادامه مي‌فرمايد: «وَ إنْ تَشْـكُرُوا يَرْضَهُ لَكُمْ»؛ اگر سپاس‌گزاری کنید -یعنی گوش‌دهيد و دستورات خدا و پیغمبر را فرا بگيريد و به آن توجّه‌كنيد- خداوند سپاس‌گزاری بندگانش را مي‌پسندد. خداوند، گوش‌سپردن به سخنان خدا و پيغمبر را تعبیر به شكر کرده‌است؛ «إنّا هَدَيْناهُ السَّبيلَ إمّا شاكِراً وَ إمّا كَفُوراً». قرآن، واقعاً خیلی عجیب است.

آموزشهای ما در حوزه، ناقص است. چرا نباید حوزه ما، بحث آموزش قرآن و تفسیر داشته‌باشد؟ چرا نباید در آموزش حوزوی ما، درس شیعه‌شناسی وجود داشته‌باشد؟ چرا نباید همه طلبه‌های ما بدانند که خداوند برای پیغمبر و امام، ولایت بر مؤمنان را تعيين كرده‌است. این ولایت در زمان پيامبر، برای ايشان بود و خداوند پس از زمان پيامبـر، این امر خطیر را رها نکرد و فرمود: «يا أيُّهَا الرَسُولُ بَلِّغْ ما اُنْزِلَ إلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَ إنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ»؛ اگر اين مطلب را نرسانی، رسالت خود را انجام‌نداده‌ای! اين مسئله، اين‌قدر اهمّيّت داشت؛ آن‌وقت اگر ما اصلاً ندانیم كه پيامبر، ولایتِ امر داشته، درست است؟

بنده، یادم است كه وقتي در سرکان تبعید بودم، همسایه ما فردي ارتشی بود و حرفهایی درباره کتاب شهید جاوید آقاي صالحی نجف‌آبادی مي‌زد و می‌گفت: «بعضي‌ها مي‌گويند که حضرت امام حسین(ع) برای اینکه حکومت را به دست بگیرد، حجّ را رها کرد و به طرف کوفه و عراق آمد!» ببینيد چه خلافی را به امام حسین(ع) نسبت می‌دهند که چرا آمده حکومت تشکیل‌دهد؟ این مسئله به خاطر اطّلاع‌نداشتن مردم عامّی ماست.

طلّاب ما نیز همین‌طورند؛ الآن طلبه‌های ما مي‌گويند: «مرگ بر ضدّ ولایت فقیه»؛ ولي آيا اساس و دلايل ولایت فقیه را می‌دانند؟ همين‌طور مسائل مربوط به شیعه‌شناسی و اساس و ادلّه تشيّع را نمي‌دانيم و قهراً حرفهای نامربوط برادران اهل‌سنّت و شبهاتشان بر اصل مذهب شيعه را هم نمي‌توانيم پاسخ‌دهيم.

بهترين حالت، اين است كه اگر طلبه‌ها در برنامه‌هاي فعلي حوزه، درست شركت‌كرده و در درسها حضور يابند، 10 سال تا آخر کفایتين و رسائل و مکاسب را مي‌خوانند و آن مختصر فلسفه و چند كلمه تفسیر و رجال را مي‌گذرانند و بعد هم به درس خارج فقه و اصول مي‌روند؛ ولي نمي‌توانند دین را به مردم منتقل‌کنند.

حوزه براي اين كار، بايد به سمت آموزش تفسیر و اخلاقیّات اسلام و مسائل اعتقادی برود. براي انتقال دین به مردم، نیاز است که اوّل خود انسان، دین را بشناسد. طبعاً در هر زماني، يك ‌سری شبهات نسبت به اسلام و مذهب هست؛ از اين رو، کسی که می‌خواهد دین را به مردم منتقل‌کند، بايد بداند كه قطعاً در میان مردم كساني هستند که روزنامه و کتب خارجي علیه شیعه و اسلام را می‌خوانند و با سایتهاي نامربوط ارتباط دارند؛ اگر اين افراد اشكال‌كنند، آيا طلبه با این اطّلاعاتي كه دارد، مي‌تواند به آنها پاسخ‌دهد؟

ما اگر بخواهیم واقعاً به آن وظیفه‌ای که داریم، عمل‌کنیم، چاره نداریم که طوری طلّاب را آموزش‌دهيم كه بتوانند در تبلیغ دین، مسائل اسلامی و کمالات ائمّه و صفات لازم براي مؤمنان را بگویند و اگر شبهه‌ای هم در ذهن کسی بود، پاسخگو باشند؛ البتّه بنده، تبلیغ دین به معنای اصطلاحی‌ آن را نمی‌گویم؛ بلكه مُرادم رساندن دین به مردم است؛ نه اینکه فقط منبررفتن منظورم باشد. مردم به امام‌جماعت یک محلّ مراجعه می‌کنند و می‌خواهند از او دین را بیاموزند؛ بنابراين، چاره‌ای جز اين نیست که او به جهاز بيشتري از آنچه در حوزه متعارف است، مجهّز باشد.

در مجموع، نظر بنده این است که آنچه حوزه دارد، ارزشمند است و نمی‌خواهم آن را نفی‌کنم؛ ما در فقه و اصول و مسائل علمی‌ خود، مستقلّ هستیم و این استقلال علمی ما در علوم دینی، اختصاصی و ویژه حوزه است و در دانشگاه، اين‌طوري نیست؛ چیزهایی كه دانشگاهيان می‌گذرانند، همان است كه از بيرون برايشان دیکته و به آنها گفته می‌شود؛ البتّه الآن مي‌گويند مقداری بهتر شده‌اند و خودشان هم به فکر افتاده‌‌اند؛ ولی ما در فقه و اصول و فلسفه و كلام و تفسیرمان، مستقلّ هستیم و این، ویژگی و ارزش عالی حوزه است. منتها آنچه بنده عرض‌کردم، اشکالی است که به وضع موجود حوزه‌ها، خصوصاً حوزه نجف وارد است؛ زيرا تقریبـاً مباحث تفسیر و فلسفه و اعتقادات درست، در آنجا مطرح نيست. البتّه نمی‌خواهم به صورت کلّی نفي‌‌كنم؛ ولي چون خود بنده در نجف هم بوده‌ام، اين مسئله در آنجا بيشتر و در قم نيز بوده و الآن، کمتر شده‌است.

به حکم آیه شریفه «فَلَوْلا نَفَرَ مِنْ كُلِّ فِرْقَةٍ مِنْهُمْ طائِفَةٌ لِیَتَفَقَّهُوا فِی الدینِ»، لازم نیست همه براي دين‌آموزي بیایند؛ امّا از هر گروه، بايد چند نفر بيايند تا دین را بیاموزند و قوم خود را انذار كنند: «ليُنْذِرُوا قَوْمَهُمْ إذا رَجَعُوا إلَيْهِمْ لَعَلَّهُمْ يَحْذَرُونَ»؛ حدّاقلّ به صورت واجب کفایی است كه به اندازه کافی، كساني بیایند تا دین را بیاموزند و تفقّه در دین پیدا کنند. بنابراين، ما موظّفيم كه دین‌آموزي را اختصاص به تعلیمات فعلي حوزه‌هاي علمیّه يعني فقه و اصول، ندهیم؛ البتّه با اينكه برای فقه و اصول، كمالِ ارزش را قائلیم؛ ولي فقط اين دو، كافي نيست.

البتّه حوزه، مقداری به اين سمت، آرام‌آرام راه ‌افتاده‌است؛ بنده که خود، عضو شورای‌عالی بودم، يكي از كارهاي مهمّي كه انجام‌دادم، برگزاري همین دوره‌های تخصّصی بود؛ امّا منظور از دوره تخصّصی، این نيست که براي طلبه شرح لمعه خوانده، درسهايي بگذارند تا مقداري وقت خود را آنجا بگذارد و در نهايت، نه رسائل و مکاسب را بفهمد و نه آن درسها را؛ بلكه ما واقعاً بايد كلاس تفسیر و اعتقادات و معارف اسلامی و پاسخ به شبهات داشته‌باشيم و عالِم‌پرور و فاضل‌پرور باشیم.

اين معارف اسلامي در روايات ما، واقعاً عجیب است؛ کتب روایي ما پُر از مباحث معرفتي است. امّا حوزه به این سمت و سو نیست؛ مگر آن كه فضل فقهي و اصولی حوزه را آموخته و زمينه دارد، خود به تنهايي برود و مطالعه‌کند؛ امّا حوزه، این نقص را برطرف نمی‌کند و واقعاً سیاست‌گذاران و برنامه‌ریزان حوزه، باید به همه این جهات توجّه‌کنند.

طلّاب بايد از نظر اطّلاعات فقهی و اصولی، به حدّ مطلوبي برسند؛ نمي‌شود طلبه‌ای که چند سال در قم درس خوانده و می‌خواهد به تبلیغ برود، مسائل شرعی را نداند! بنابراين، طلّاب باید مسائل مورد نياز مردم و دوره‌های تخصّصی اين زمينه‌ها را بگذرانند. اگر این‌طور شود، فضلا و علما و مدافعان دین، از حوزه بر می‌خیزند و تمام کشور را آباد می‌کنند و دانشگاه‌ها هم براي دروس اسلامي، اساتيد خوب و مبلّغانِ مناسب خواهندداشت.

متأسّفانه خود بنده، کمتر توفیق پیدا کردم كه در ایّام طلبگی‌ به مسافرتهای تبلیغی بروم؛ ولي وقتی تبعید شدم، در آنجا با مردم ارتباط پیدا کردم. وضع مردم را به دست گرفتم و با پیر و جوان، انس داشتم و برایشان احكام و معارف می‌گفتم و الآن نیز به خاطر انسی که داشتيم، با آنها رفیق هستم.

اگر یک روحانی، مسائل دینی را بداند و به وظیفه‌اش عمل‌کند و احکام و معارف دین را به مردم بگوید، مردم واقعاً جذب اسلام مي‌شوند. مردم عاشق دين هستند؛ مردم همان‌اند که امام(ره) -که يك فقیه و عالِم و عارف متعهّد بود- فرمود: «همین مردم‌اند که ولی‌نعمت ما هستند.» همين مردم، بچّه‌هایشان را به جبهه مي‌فرستادند يا بچّه‌ها به زور از پدر خود رضایت می‌گرفتند یا در شناسنامه خود دست می‌بردند و سنّ خود را زياد‌ مي‌کردند تا بتوانند به جبهه بروند و به شهادت برسند. همین‌ها، ابرجنایتکاران را بیرون‌کردند؛ مردم، هميشه آماده هستند.

این، واقعیّت است؛ مگر اينكه ما طلبه‌ها كه خود را نماینده عملی پیغمبر و امام مي‌دانيم، خلاف‌کنیم و بعد مردم بگویند: «خود اینها كه تا ديروز دستشان به دهانشان نمی‌رسید، حالا ببینید چه می‌کنند!» مگر آنكه ما عقیده مردم را به خدا و پیغمبر، بَد كنيم! فرقي نمی‌کند؛ اگر مسئولان نظام هم، آن‌طور که خدا و پیغمبر گفته‌اند، درست عمل‌کنند، مردم عاشق دين مي‌شوند.

الآن واقعاً این وظیفه، به دوش حوزه گذاشته شده‌است. مقام معظّم رهبری به من فرمودند: «عقیده بنده این است که نباید شورای مدیریّت باشد؛ بلکه باید یک شورای سیاست‌گذاری و شورای‌عالی باشد که عدّه‌ای از علما برنامه‌ریزی کرده و خود اینها، یک نفر مدیر را نصب‌کنند تا او به آن برنامه‌ها عمل‌کند.» این وظیفه شوراي‌عالي حوزه است كه برنامه‌ریزی‌کند و جدّي دنبال قضیّه را بگیرد؛ چرا كه خيلي بركات در آن است. منتها البتّه الآن، آن طورِ مطلوب، عمل نشده! من نمی‌خواهم بگویم که چه کسی کوتاهی کرده يا توفیق پیدا نکرده كه عمل‌کند. ما تا الآن، دوره تخصّصی تفسیر، اخلاقیّات اسلام، کلام و اعتقادات و پاسخ به شبهات را تقريباً راه‌اندازي‌كرده‌ايم؛ ولي به حدّ مطلوب نرسیده‌ و بايد به حدّ مطلوب برسد.

اصل اینکه حوزه باید غنی شود و هميشه افراد عالِم داشته‌باشد و آینده‌نگر باشد، در فرمايش رهبري آمده‌است. ایشان هم، حوزه حلّه و نجف و قم را قبل از آمدن مرحوم حاج شیخ، ذکر ‌کردند. وظیفه است که ما همیشه فضلا و علمایی داشته‌باشیم که اسلام را بدانند و این دین را که همه‌جايی است، به مردم عرضه‌کنند. حوزه باید این‌طور باشد و امیدواریم إن‌شاء‌الله ما زنده‌باشیم و ببینیم این کارهای کمی که در حوزه متأسّفانه انجام نگرفته، انجام‌بگیرد و یک حوزه کامل داشته‌باشيم.

 

شما مسائل و مشكلات نظام آموزشی حوزه را تبيين نموديد و فرموديد بايد نظام آموزشي حوزه، جامع و کاربردی و عالِم‌پرور باشد و همه نیازهای جامعه را جواب‌دهد. بسياري از طلّاب علاوه بر تفقّه، به خاطر رشد در مسائل اخلاقي، وارد حوزه مي‌شوند و اصلاً تهذيب و تربيت هم جزء وظايف آنهاست؛ در زمينه برنامه‌ريزي اخلاقي و آمدن اخلاق به بطن حوزه، چه راهکاری پيشنهاد مي‌كنيد؟

این مسئله مورد غفلت نبوده و از همان دوره اوّل شورای‌عالی حوزه، به آن توجّه شده‌است. بنده در دوره اوّل، عضو شورای‌عالی بودم؛ ما از همان موقع، برنامه‌ریزي‌کردیم که درس اخلاق به صورت الزامي در حوزه، برقرار شود. اين برنامه‌هايی که الآن اجرا مي‌شود، طبق مصوّباتي است كه ما در همان زمان، يعني سال 1372 تصويب‌كرديم و براي طلّابي كه در مدارس قم، شش‌ سال درس مي‌خوانند و حتّی برای شهرستانها هم تا پایه ششم، درس اخلاق را الزامي دانستيم؛ امّا ممكن است بعضی جاها مثل اصفهان، همدان، تبریز و بعضی از استانها كه وضعشان بهتر شده و پايه‌هاي بالاتر را هم درس مي‌دهند، درس اخلاق در برنامه‌شان گنجانده نشده‌باشد؛ ولی درس اخلاق، برای طلبه‌ها در نظر گرفته شده و الزامی هم بوده‌است. منتها واقع امر این است که ما و به خصوص اساتید، بايد متدیّن و متعهّد باشیم. بايد خدا را واقعاً قبول داشته‌باشیم و طوري ظاهر‌سازی نكنيم كه مردم و طلبه‌ها خیال‌کنند ما آدم خوبی هستیم! در مجموع، به اين امر در برنامه‌ر‌یزی‌ها کمتر عنایت شده و این هم یکی از نواقصی است که باید درست شود.

بنده اصل اين قضیّه را كه باید اخلاق در حوزه جدّي گرفته‌شود، قطعاً قبول دارم؛ در مقام عمل هم، حضور طلّاب پایه اوّل تا ششم را در کلاس اخلاق الزامي‌كرديم؛ ولي در پایه‌های بالاتر، به صورت الزام نیست و این از غفلتهای انجام‌شده است.

البتّه اخلاق، فقط درس نیست. بنده سالها توفيق‌داشتم كه در خدمت علّامه طباطبائی(ره) باشم و در دروس فلسفه و تفسیر ایشان شركت‌كنم. در اواخر، درس تفسير ايشان، دو روز در هفته بود؛ ولي ما با همين دو روز، در کلّ هفته شارژ بوديم. وجود ایشان، وجودی بود که انسان را متوجّهِ خدا می‌کرد و ما هيچ‌وقت از ايشان، کاري ندیدیم که بوی دنیا بدهد.

امام‌خمینی(ره) نیز همین‌طور بودند؛ مگر حضرت امام، دنیا داشت؟ درس فقه و اصول امام، بعد از درس آيت‌الله بروجردی(ره)، پُرجمعیّت‌ترین درس بود. در ساعتي درس مي‌دادند كه طلبه‌ها بتوانند به درس آيت‌الله بروجردی هم برسند. مگر امام‌خمینی می‌گفت كه من هم هستم؟! مگر از كارهاي او، بوی دنیا می‌آمد و کاري دنیایی از او دیده می‌شد؟ خود اين روش حضرت امام(ره) كه اخلاق واقعی داشت و تعبّد و تعهّدی که نسبت به اسلام داشت، طلبه‌ها را تربيت می‌کرد و طبعاً منِ طلبه که می‌خواستم شرح لمعه تدریس‌کنم، مراقب بودم که همان خوی امام را در مقام عمل به کار ببرم و دنبال دنیا نباشم. این روش، درس اخلاق نیست؛ بلكه متخلّق‌ساختنِ طلّاب به اخلاق اسلامی است.

در اين زمانه نیز بین اساتید ما، این‌گونه افراد هستند؛ مثلاً مرحوم آیت‌الله مشکینی كه شاید درس مكاسب ايشان هم، پا به پای درس آيت‌الله بروجردي(ره) بود، همين‌طور بودند. ایشان ابتدا در مسجد عشق‌علی كه آن زمان قدیمی بود، درس مي‌دادند و زمان تمام‌شدن درسشان در هر روز، هم‌زمان با شروع درس آيت‌الله بروجردی بود. شنیدم که برخی به ايشان گفتند که چون آقا اينجا می‌آیند، مناسب است شما اینجا درس‌ندهید؛ ایشان هم رفتند و در مسجد امام درس‌دادند.

آيت‌الله مشکینی(ره)، اصلاً‌ در دنیا نبود! من حدود یک‌ماه پيش خبردار شدم كه ايشان منزل خود را در سال 1382 وقف‌کرده‌اند که در اختیار مدیر حوزه باشد و درآمدش صَرف امور مدرسه الهادی شود و خودشان را تا زنده هستند، به عنوان متولّی این موقوفه قرار داده‌اند و منزل را از خود اجاره‌کرده و اجاره‌اش را تا آخر سال 1386 هم پرداخته‌اند! این است که طلبه‌ها، عاشق امام‌خميني و آيت‌الله مشکینی می‌شوند و با ديدن آنها، به سمت خدایی‌شدن مي‌روند.

خدا، آيت‌الله ستوده(ره) را رحمت‌کند؛ بنده شرح لمعه را پيش ايشان خواندم. ايشان و همچنين الآن، امثال آیت‌الله صلواتی، انسانهاي شایسته‌اي‌ هستند كه خودشان را هیچ حساب می‌کنند و اگر طلبه‌ها، اساتید اين‌چنیني داشته‌باشند، در اخلاق و روحیّه‌‌شان خيلي مؤثّر است.

 

از آنجا كه مراجع در حوزه، جایگاه خاصّی دارند و قوام حوزه به آنهاست، بايد همیشه جایگاه آنها حفظ شود. شوراي پيشبرد هم در صدد است كه حتماً نظرات مراجع را در برنامه‌هاي خود لحاظ‌کند؛ نظر حضرت‌عالی درباره این روشِ شورای پیشبرد، چيست؟

این نكته، مطلبی است که مقام معظّم رهبری هم در فرمایش خود داشتند و به تعبیري، ایشان بيان‌كردند كه تحوّل، حتمی است و باید آن را مدیریّت‌كرد. این مطلب ايشان، بسيار ارزشمند است. همين مسئله وجود مدارس تا پايه شش و تحت برنامه‌بودن طلّاب، تحوّلي است كه در چند سال گذشته رخ داده و نياز است كه اين تحوّل، مديريّت شود. در گذشته، چنين برنامه‌هايي وجود نداشت و هر طلبه خودش به دنبال استاد مي‌گشت و مشكلات بسياري براي او پيش مي‌آمد. طلبه‌اي كه درسي را نخوانده، از كجا مي‌خواهدبفهمد فلان استاد، خوب درس مي‌دهد يا نه؟ آرام‌آرام مرحوم آیت‌الله گلپایگانی(ره)، مدرسه علوی را تأسیس‌کردند و جمعی از طلبه‌ها را آموزش‌‌دادند و مرحوم آیت‌الله قدّوسی(ره)، مدرسه حقّانی را راه‌اندازي‌كردند كه بنده هم آنجا درس مي‌دادم و مرحوم شهید بهشتی(ره) و حضرت آیت‌الله مصباح و آيت‌الله جنّتی نيز جزء برنامه‌ریزان و گردانندگان آن بودند كه بعداً تبدیل به مدرسه شهیدین و جامعة‌الزهراء شد.

این تحوّلی است که به وجود آمده و باید مدیریّت شود. این سخن آقا، بسیار حرف متینی است. باید بر دروس و چگونگي درس‌خواندن طلّاب و اساتيد و جهات مختلف ديگر، نظارت داشت. مدیریّت تحوّل بايد با اهلِ فهم و درک، مديريّت شود. خدا ايشان را حفظ‌کند؛ ايشان هم از فضلا و هم از شورای‌عالی و هم از مراجع اسم بُرد؛ یعنی كساني که خودشان می‌فهمند و شايسته اين كارند، بايد تحوّل را مديريّت‌كنند؛ نه اينكه هر كه سواد و اطّلاعات لازم را ندارد، بیاید و اين امر را به عهده بگيرد.

در فرمایش ایشان هست که الآن براي طلّاب و فضلا، تحوّلِ دادنِ مدرک علمی ايجاد شده‌است؛ ولي چگونگي و از طرف كجا مدرك‌دادن، بايد مدیریّت شود. ایشان می‌فرمایند: «نظر من، این است که حوزه باید در مدرکی که می‌دهد، مستقلّ باشد؛ نه اینکه مدرکش را شورای‌عالی انقلاب فرهنگی تصویب‌کند و بعد حوزه، مجری باشد.»

در زماني كه بنده، مدیر حوزه بودم و آقاي هاشمي‌رفسنجاني رئيس‌جمهور بود، بخش‌نامه‌ای از طرف سازمان امور اداری و استخدامی کشور، براي دادنِ مدرک به طلبه‌ها آمد؛ ولي بنده با اين عناوين فوق‌دیپلم و لیسانس و فوق‌لیسانس و دکترا به هيچ‌وجه موافقت‌نكردم؛ مگر ما می‌خواهیم تابع دانشگاه باشیم و الفاظی را که آنها به کار می‌برند، به کار ببریم؟ بنده خودم يك متن حوزوی تنظیم‌کردم و در پايان لمعه، پايان رسائل و مکاسب و درس‌ خارج، به طلّاب مدرک می‌دادیم.

این، تحوّلی است كه به وجود آمده‌است. قبلاً مدرک رسمی برای حوزویان نبود؛ البتّه این مدرک‌دادن -همان‌طور كه آقا فرمودند- اشکالاتي دارد؛ ولی در عین حال، ما این تحوّل را مدیریّت‌کردیم که هم سالم برگزار شود و هم نقش حوزه از بین نرود. من عضو شورای مدارک علمی نيز هستم و به آقای بوشهری كه رئیس آنجاست، گفتم كه ما عناوين فوق‌دیپلم و لیسانس و فوق‌لیسانس را نمي‌پذيريم! البتّه آنها می‌خواستند قبول‌نکنند؛ ولي با آنها در افتادیم و گفتيم كه شورای‌عالی انقلاب فرهنگی تصویب‌کرده که اگر طلبه‌اي این مقدار درس بخواند، سطح یک حوزه را به او می‌دهند و مدرك سطح یک، هم از نظر استخدامی و هم از نظر شرکت در کلاسهای دانشگاه، دارای آثار است. ما کاملاً مقاومت‌کردیم که مسئله حوزوی‌بودن و اصالت حوزه، حفظ شود و به طلّاب، مدرك سطح 1 تا 4 داده‌‌شود. اين كار، باعث مديريّت تحوّل در امر ارائه مدرك شد.

آقا درباره مسئله تغییر کتب درسی فرمودند كه اگر بنا باشد تحوّلي رخ ندهد، نباید وقتی قوانین بود، رسائل مي‌آمد و يا وقتي معالم بود، قوانین مي‌آمد! بنابراين، تحوّل، امري حتمي و لازم است و ما بايد آن را مدیریّت‌کنیم؛ نه اینکه کاری نداشته‌باشیم. ايشان فرمودند كه اگر به گوشه‌اي برويم، يا رانده و منزوی مي‌شویم و یا مي‌میریم؛ البتّه ما به خاطر اينكه به دين معتقد هستيم، نخواهیم مُرد.

بنابراين، باید برنامه‌ریزی کتب، تحوّل و تغییر پیدا کند و مدیریّت شود. ایشان، مدیریّت تحوّل را خیلی خوب بیان‌‌کردند و فرمودند كه کتاب مكاسب مرحوم شیخ، از نظر محتوا، بسیار ارزشمند است و درسِ خارج شیخ است؛ منتها بين کسی که در حدّ بالاست و درس خارج مي‌گويد و می‌خواهد مكاسب را بخواند و بين طلّابي كه به عنوان متن درسی و آموزشي مي‌خواهند از مكاسب استفاده‌‌کنند، خيلي فرق است. ایشان، خیلی خوب این مسئله را بیان‌کردند و جلوي حرفهاي كساني را که نمی‌فهمند، بستند. ایشان می‌فرمایند كه هیچ سرِ سوزنی از آن دقّتهایی که مرحوم شيخ داشته، نبايد کاسته شود؛ منتها چه لزومی دارد که این دقّتها را در مكاسبي كه به صورت درس خارج است، برای طلبه سطح بگذريم؛ به همه این دقّتها توجّه‌کنیم و عبارات را طوري بنويسيم كه طلبه بتواند بفهمد و استاد بیچاره هم، عمر خود را تلف‌نكند تا حرف مرحوم شیخ را بفهمد و به زور، به طلبه بفهماند.

ما اساس مسئله عوض‌شدن کتاب درسي را ردّ نمی‌کنیم؛ ولي نه اینکه حرفها کنار برود یا مقداری از آنها حذف شود. باید افرادي که خودشان از نظر علمی تسلّط دارند، در کار باشند و حرف شیخ را بفهمند و عبارت را طوري بنویسند که طلبه‌ها بفهمند و عبارت، عبارت خوبي باشد؛ نه اينكه حرفها حذف شود. من جلوتر هم، اين نكته به ذهنم آمده‌بود؛ ولي وقتی اين  سخنان را ‌خواندم، خیلی خوشم آمد. یک عدّه طلبه بی‌سواد، فكر مي‌كنند عوض‌كردن كتابها، یعنی اینکه حرفهای شیخ کنار گذاشته‌شود؛ نه، اين‌طور نيست.

‌تعدادي از مدرّسین، خدمت آيت‌الله وحيد(حفظه الله) رفتند و از آقای بوشهری گله داشتند. من نمی‌خواستم بروم؛ ولي آقازاده ايشان، از ما هم خواستند كه برويم. اتّفاقاً خوب هم شد که رفتم؛ وگرنه خيلي به آقای بوشهری هجمه کرده‌بودند. ايشان، یکی از مسائلی که ‌گفتند، این بود که عوض‌کردن کتابها درست نیست و بعد، نیم‌صفحه‌ای از شرح لمعه را خواندند و گفتند: «شهيد، در اين چند جمله، هم به رجال و هم به اعتبار سند و هم به جمع بين اخبار و تعادل و تراجیح آنها توجّه داشته‌است؛ نمی‌توان اینها را با عبارات ديگري عوض‌كرد.»

توجّه‌كنيد كه حرفهاي مراجع، ممکن است عدّه‌اي آدمِ کم‌توجّه و بي‌سواد را به خطا بيندازد؛ واقعاً هيچ‌يك از مراجع محترم نمی‌گویند که عبارت حتماً باید طوری باشد که طلبه از اوّل شب تا صبح فکرکند تا یک خطّ کفایه را بفهمد! همه قبول‌دارند كه لزومی ندارد عبارت مشكل باشد تا طلبه نفهمد! بلكه قبول‌دارند كه بايد عبارات، درست باشد؛ ولي مي‌گويند از حرفها زده‌نشود. چه كسي با تغییر کتب همراه با حفظ حرفها و غناي علمي آن، مخالفت مي‌كند؟ مگر اينكه بگويند طلبه نبايد بفهمد!

اینکه بگوييم متن درسي بايد همان متن قدیمي باشد، مثل این است که بگوییم كتاب جواهر هم، باید حتماً چاپ قدیمي باشد و اگر كتاب جواهر، با دقّت و به روش جديد چاپ شود، خوب نيست! مشخّص است كه اين حرفِ پسنديده‌اي نيست.

اگر تحوّل، درست مدیریّت شود، هیچ‌کدام از مراجع مخالفت نمي‌كنند. اگر دو نفر فاضل مورد قبول مراجع، به حضرت آیت‌الله وحید يا ديگر مراجع، بگویند كه ما می‌خواهیم مکاسب شیخ را بدون اينكه یک کلمه از آن کم‌کنیم، طوري بنويسیم که طلبه‌ها بهتر بفهمند؛ يا در كفايه، بدون اينكه سرِ سوزنی از دقّت مرحوم آخوند کم‌کنيم، مي‌خواهيم جايي را كه مبتدا، اوّلِ صفحه آمده و خبرش وسطِ صفحه بعد آمده، طوری بنويسیم که طلبه‌ها راحت‌تر بفهمند، آيا مراجع مخالفت می‌کنند؟ معنا ندارد كه کسی مخالفت‌کند. با اين كار، هم به نظرات كساني که می‌گویند كتاب باید متحوّل شود، عمل شده و هم به نظرات آنان که مي‌گويند نباید به عمق و دقّت، لطمه وارد شود.

گمان نمی‌کنم کسی پیدا شود که بگوید اصلاً نباید تحوّل باشد و حتماً طلبه‌ها نباید عبارت را بفهمند! این حرف، غیرعاقلانه است. از آن طرف، هيچ‌كس نمي‌گويد عبارت بی‌محتوايي بنويسيد و بگذاريد طلبه چهار سال درس بخواند و يك مدرک لیسانس هم بگیرد؛ ولي اگر چیزي هم بلد نبود، عيبي ندارد! همه با اين موافق ‌نيستند و رهبري نیز صد در صد، با این مخالف‌ است.

ظلم است که حرفهاي مقام معظّم رهبری را آن‌طور كه ايشان فرموده، انتقال ندهيم. من خودم آن
شب نتوانستم در جلسه شركت‌كنم و حرفهايي شنيدم؛ ولي بعد که سخنان مكتوب ايشان را ديدم، گمان نمی‌کردم اين‌طور صحبت كرده‌باشند. اینها، حرفهای حسابی است. آيت‌الله خامنه‌ای، واقعاً‌ خیلی خوب می‌فهمد؛ انساني متدیّن و خوش‌فهم است. بعضی‌ها خیال می‌کنند که یک حائلی بين ما و ايشان وجود دارد؛ ولي اين‌گونه نيست؛ من بارها با ايشان جلسه داشته‌ام و به راحتي مسائل مورد نظر خود را مطرح نموده‌ام. ايشان، واقعاً خیلی خوب مسائل را مي‌فهمند و بنده اینها را از نزديك لمس‌کرده‌ام. از برکات خداوند بر نظام ما، اين است که ايشان را براي ما حفظ‌كرده و خبرگان را هدایت‌کرده که با اکثریّت آراء، به ایشان رأی بدهند.

این، اصلی است که بنده نسبت به لزوم مدیریّتِ تحوّل بيان‌كردم. حوزه بايد رشد كرده و آینده‌نگر باشد؛ نکند ما یک‌وقت سکوت‌کنیم و همان کارهاي 50 سال قبل را انجام‌دهيم؛ در حالی که حوزه، بايد کارهاي همین سال 1387 و حتّي بايد کارهايی را که لازم است در سال 1390 انجام شود، الآن انجام‌دهد. حوزه بايد مواظب باشد كه از زمانه عقب نماند. شما جوانها -همان‌طور كه آقا هم فرمودند- باید این کارها را انجام‌دهید؛ امّا مدرّسین و مراجع و شورای‌عالی هم باید در جمع شما باشند.

 

از شما ممنونيم.

من هم از شما تشكّر مي‌كنم.

+         | 

آشنایی با کمیسیونهاي دبیرخانه شورای پیشبرد و ارتقاء حوزه

 مقدّمه

کمیسیون‌ها را باید مهمّ‌ترین و اصلی‌ترین بخش شورای پیشبرد دانست که به طور کلّی، بار کارشناسی
مربوط به برنامه‌ریزی و طرّاحی روند تحوّل در حوزه را به دوش می‌کشند. وظایف عمده کمیسیون‌ها را می‌توان در سه عنوان خلاصه‌کرد:

1. بررسی وضعیّت مطلوب حوزه علمیّه(پس از تحوّل)

2. تعیین مشکلات حوزه‌های علمیّه و ریشه احتمالی آنها

3. بررسی پروژه تغییر، جهت انجام‌دادن تغییرات لازم به منظور نیل به حوزه علمیّه مطلوب

مأموریّتهای فوق، نشان‌دهنده جایگاه ویژه کمیسیون‌ها در برنامه‌ریزی برای تحوّل است.

با توجّه به این وظایف خطیر و با عنایت به اهمّیّت حضور ارکان تأثیرگذار در امر تحوّل، لزوم مشارکت تمام بدنه مدیریّتی حوزه‌های علمیّه و مراکز غیرحوزوی مرتبط، ضروری به نظر می‌رسيد. به این خاطر، از همان ابتدا علاوه بر ارگانها، سازمانها و حوزه‌هایی که در شورای پیشبرد عضو بودند، بخشهای دیگری از حوزه نیز -به فراخور ظرفیّت تخصّصی و دامنه مأموریّتی‌شان- برای مشارکت در تشکیل کمیسیون‌ها دعوت شدند؛ به گونه‌ای که در جلسات اوّلیّه شورا و بر اساس مادّه 6 آيین‌نامه، مجموعاً 23 مرکز و نهاد حوزوی و غیرحوزوی، برای عضویّت در کمیسیون‌ها در نظر گرفته‌شدند که اسامی این مراکز را در انتهای این نوشتار، در بخش آيین‌نامه خواهیددید.

علاوه بر این مراکز که هر کدام نماینده‌ای در یک یا چند کمیسیون دارند، استفاده از 4 کارشناس و صاحب‌نظر نیز پیش‌بینی شده که دبیر شورای پیشبرد، آنها را تعیین می‌كند.

در پی مصوّبه شورای پیشبرد، تشکیل 6 کمیسیون تخصّصی، در دستور کار قرار گرفت. البتّه بنا بر صلاح‌دید شورا، امکان اضافه‌کردن کمیسیون‌های دیگری هم وجود دارد.

کمیسیون‌های شش‌گانه عبارت‌اند از:

1. کمیسیون مدیریّت و تشکیلات

2. کمیسیون آموزش

3. کمیسیون پژوهش و تولید علم

4. کمیسیون تبلیغ و اطّلاع‌رسانی

5. کمیسیون تربیت و تهذیب

6. کمیسیون حوزه و نظام

از میان کمیسیون‌های فوق، 2 کمیسیون اخیر، هنوز فعّال نشده؛ امّا 4 کمیسیون دیگر، از اسفندماه سال 1386 رسماً فعّالیّت خود را آغازکرده‌اند که إن‌شاءالله در ادامه، گزارش مفصّلي از عملکرد آنها را به شما عزیزان، ارائه خواهیم‌كرد.

ساختار کمیسیون‌ها

کمیسیون‌ها بر اساس مصوّبه شورای پیشبرد و ارتقاء حوزه، زیر نظر دبیر شورا کار می‌کنند:

<# FILE_TAGS #>

برای هر کمیسیون، 12 عضو در نظر گرفته‌شده که به دلیلِ غیبت حوزه علميّه اصفهان و عدم معرّفی نماینده از سوی این حوزه، کمیسیون‌ها فعلاً با 11 عضو، مشغول به فعّالیّت هستند.

از میان اعضای هر کمیسیون، یک نفر به عنوان رئیس و یک نفر به عنوان دبیر کمیسیون، انتخاب شده‌اند. رؤسای کمیسیون‌ها، طبق مادّه 2 آيین‌نامه، به پیشنهاد دبیر شورای پیشبرد و با حکم رئیس آن، منصوب می‌شوند؛ امّا دبیران كميسيون‌ها با رأی اکثریّت مطلق اعضا تعیین می‌شوند.

به منظور تسهیل و تسریع و تقویت فعّالیّتهای هر کمیسیون، برای آن کارگروهی با عنوان «کارگروه مطالعه و بررسی» در نظر گرفته شده‌است. این کارگروه‌ها را دبیرخانه شورا در اختیار کمیسیون‌ها گذاشته و مستقیماً زیر نظر دبیر هر کمیسیون کار می‌کنند.

«کارگروه مطالعه و بررسی» به طور کلّی موظّف است با توجّه به اعلام نیاز کمیسیون‌ها و با صلاح‌دید دبیران، از کارشناسان مربوط استفاده کرده و به فراخور نوع کار کمیسیون‌ها، موادّ لازم اعمّ از آسیب‌شناسی موضوعات و ریزموضوعات مرتبط و پیشنهادهاي کارشناسی‌شده را در اختیار اعضاي کمیسیون‌ها بگذارد تا روند تصویب مصوّبات و طرّاحی برنامه‌ها در کمیسیون‌ها، شتاب و عمق بیشتری به خود بگیرد.

 

برنامه کاری کمیسیون‌ها

بر اساس پیش‌بینی و تصویب شورا، جلسات عادی کمیسیون‌ها، هر دو هفته یک‌بار به مدّت 2 ساعت
درباره موضوعات از پیش تعیین‌شده، برگزار می‌گردد و جلسات فوق‌العاده نیز به تشخیص رئیس هر کمیسیون تشکیل می‌گردد.

برنامه کاری کمیسیون‌های چهارگانه، فعلاً به شرح زير است:

1. کمیسیون مدیریّت و تشکیلات: هر دو هفته یک‌بار، شنبه‌ها، ساعت 18 تا 20

2. کمیسیون آموزش: هر دو هفته یک‌بار، شنبه‌ها، ساعت 16 تا 18

3. کمیسیون پژوهش و تولید علم: هر دو هفته یک‌بار، دوشنبه‌ها، ساعت 18 تا 20

4. کمیسیون تبلیغ و اطّلاع‌رسانی: هر دو هفته یک‌بار، چهارشنبه‌ها، ساعت 18 تا 20

کمیسیون‌های چهارگانه فوق، مجموعاً 29 جلسه کاری داشته‌اند که در بخش دوم این نوشتار، گزارشی از عملکرد چهارماهه آنها را ارائه خواهیم‌داد.

در پایان این بخش، توجّه شما را به اساس‌نامه شورای پیشبرد و ارتقاء حوزه و آيین‌نامه کمیسیون‌هاي آن، جلب می‌کنیم.

 

نگاهی به اساس‌نامه شورای پیشبرد و ارتقاء حوزه علمیّه

مقدّمه

به منظور تحقّق منویّات و دیدگاه‌های مقام معظّم رهبری و مراجع عظام تقلید دربارۀ حوزه‌های علمیّه و ارائه طرحها و راهکار‌های بهبود وضعیّت حوزه در راستای تحوّل وضعیّت آموزشی، پژوهشی، تبلیغی و تربیتی حوزۀ علمیّه، «شورای پیشبرد و ارتقاء ‌حوزه علميّه» که از این پس به اختصار، «شورا» نامیده می‌شود، پس از دعوت جامعه مدرّسین حوزۀ علمیّۀ قم و همکاری و ائتلاف مجموعه‌های حوزوی، بر اساس مفاد این اساس‌نامه تشکیل می‌گردد.

مادّه 1: هدف

هدف از فعّالیّتهای «شورا» عبارت است از:

پیگیری ایجاد تحوّل در مجموعه‌های حوزوی، با توجّه به رهنمودهای امام‌خمینی(ره) و مقام معظّم رهبری و مراجع و علمای بزرگ شیعه و بر اساس اصول و سیاستهای مصوّب در «شورا».

مادّه 2: وظایف و اختیارات

1. تبیین ضرورت ایجاد و مدیریّت تحوّل در حوزۀ علمیّه و ایجاد انگیزه و احساس نیاز به تغییر وضعیّت فعلی حوزه در میان حوزویان؛

2. تدوین اصول و سیاستهای کلان تحوّل در حوزه و پیشنهاد طرحها و برنامه‌های مناسب جهت تحوّل در حوزه؛

3. ایجاد تعهّد در میان مجموعه‌ها نسبت به ایجاد تحوّل و پیگیری رسمیّت و مقبولیّت‌یافتن اصول و سیاستهای کلان تحوّل از طریق دستگاه‌های ذی‌ربط؛

4. کمک به مراکز حوزوی جهت پیشبرد صحیح امر تحوّل در حوزه علمیّه؛

5. پیگیری تدوین و اجرای برنامه‌های تحوّل در مجموعه‌های حوزوی، بر اساس اصول و سیاستهای مصوّب در «شورا»؛

6. نظارت بر رعایت اصول و سیاستهای کلان تحوّل در برنامه‌ریزی‌ها و فعّالیّتهای اجرایی مجموعه‌ها جهت ایجاد تحوّل؛

7. بررسی و تصویب آیین‌نامه‌ها و دستورالعمل‌های مورد نیاز.

مادّه 3: اعضای «شورا»

اعضای «شورا» را مدیران عالی مجموعه‌های مورد ائتلاف تشكيل مي‌دهند كه به شرح زير است:

1. رئیس جامعه مدرّسین حوزۀ علمیّه قم

2. نائب‌رئیس جامعه مدرّسین حوزۀ علمیّه قم

3. دبیر شورای‌عالی حوزۀ علمیّه قم

4. مدیر مرکز مدیریّت حوزۀ علمیّه قم

5. مدیر مرکز مدیریّت حوزه‌های علمیّه خواهران

6. مدیر حوزۀ علمیّه خراسان

7. مدیر حوزۀ علمیّه اصفهان

8. رئيس دفتر تبلیغات اسلامی حوزۀ علمیّه قم

9. مدیر جامعة‌الزهراء

10. مدیر جامعة‌المصطفی العالميّة

11. دبیر «شورا»

مادّه 4: رئیس، نائب‌رئیس و دبیر «شورا»

رئیس «شورا»، رئیس جامعه مدرّسین حوزۀ علمیّه قم و نائب‌رئیس آن، نائب‌رئیس جامعه مدرّسین حوزۀ علمیّه قم است و دبیر آن، با رأی «شورا» انتخاب می‌شود.

مادّه 5: وظایف رئیس «شورا»

1. ریاست جلسات «شورا»؛

2. نظارت بر عملکرد دبیر، دبیرخانه و کمیسیون‌های تخصّصی؛

3. ارائه گزارشهای دوره‌ای از روند فعّالیّتهای «شورا» و دبیرخانه، به مراجع ذی‌ربط؛

4. صدور حکم اعضاء و دبیر «شورا» و عزل و نصب رؤسای کمیسیون‌ها؛

5. ابلاغ و اعلام مصوّبات «شورا» به مراجع ذی‌ربط.

مادّه 6: وظایف دبیر «شورا»

دبیر «شورا» با رأی اعضای «شورا» و حکم رئیس، برای مدّت 3 سال انتخاب می‌شود و وظایف زیر را بر عهده دارد:

1. مدیریّت دبیرخانه «شورا» و نظارت بر حسن انجام وظایف و فعّالیّتهای واحد‌های تابعه؛

2. تأسیس کمیسیون‌های تخصّصی در دبیرخانه و تنظیم دستور کار آنها؛

3. پیشنهاد نصب و عزل رؤسای کمیسیون‌ها به رئیس «شورا»؛

4. پیگیری مصوّبات «شورا» از طریق دبیرخانه؛

5. نصب و عزل اعضای کمیسیون‌ها و صدور احکام آنها؛

6. پیشنهاد ساختار، شرح وظایف و آیین‌نامه‌های لازم؛

7. پیشنهاد برنامه و بودجه سالانه «شورا» و دبیرخانه به رئیس، جهت بررسی و تصویب در «شورا».

 

نگاهی به آیین‌نامه تشکیلات و فعّاليّت کمیسیون‌های تخصّصی

دبیرخانه شورای پیشبرد و ارتقاء حوزه علمیّه

مادّه 1:

به استناد بند 6 مادّه 7 اساس‌نامه شورا، به منظور انجام‌دادن کارشناسی‌های لازم در اموری که به مأموریّت و وظایف شورا مربوط است، کمیسیون‌های تخصّصی دبیرخانه که از این پس، به اختصار، «کمیسیون» نامیده می‌شوند، به شرح زیر، در دبیرخانه تشکیل خواهندشد:

1. کمیسیون مدیریّت و تشکیلات

2. کمیسیون آموزش

3. کمیسیون پژوهش و تولید علم

4. کمیسیون تبلیغ و اطّلاع‌رسانی

5. کمیسیون تربیت و تهذیب

6. کمیسیون حوزه و نظام

مادّه 2: وظایف کمیسیون‌ها

1. تحلیل و بررسی ایده‌های نو، درباره حیطه مورد بررسی هر کمیسیون؛

2. تحلیل حیطه مورد بررسی و شناسایی تفصيلي مسائل و مشکلات جاری و آتی حیطه، بر اساس نیازهای مستند و واقعی؛

3. تعیین اولویّتهای تغییر، بر اساس سیاستها و راهبردهای ابلاغی شورا؛

4. تشخیص عوامل و شرايط پيش‌بَرنده يا بازدارنده تحوّل در حيطه مورد بررسي؛

5. تعیین اهداف و انتخاب نوع برنامه‌های تحوّل؛

6. بررسی و تصـویب طرحها و برنامه‌های تحوّل؛

7. بررسی و تصـویب روشهای اجرایی پیگیری برنامه‌های تحوّل؛

8. بررسی و تصمیم‌گیری درباره موارد ارجاعی از سوی دبیر شورا که بر اساس نتایج ارزیابی‌ها، نیازمند تصمیم‌گیری مجدّد هستند؛

9. انجام‌دادن امور محوّله از سوی دبیر شورا.

مادّۀ 3:

ترکیب اعضای کمیسیون‌ها به شرح زیر است:

* کمیسیون مدیریّت و تشکیلات

1. نمایندۀ دبیرخانه شورای‌عالی حوزۀ علمیّه قم

2. نمایندۀ مرکز مدیریّت حوزۀ علمیّه قم

3. نمایندۀ مرکز مدیریّت حوزۀ علمیّه خواهران

4. نماينده مرکز مدیریّت حوزۀ علميّه خراسان

5. نماينده مرکز مدیریّت حوزۀ علميّه اصفهان

6. نمایندۀ جامعه مدرّسین حوزۀ علمیّه قم

7. نمایندۀ جامعة‌المصطفی العالميّة

8. نماينده دفتر تبليغات اسلامي حوزه علمیّه قم

9. سه نفر صاحب‌نظر با تعیین دبیر شورا

10. نماینده مجمع نمایندگان طلّاب و فضلاء

* کمیسیون آموزش

1. نمایندۀ دبيرخانه شورای‌عالی حوزه علمیّه قم

2. نمایندۀ مرکز مدیریّت حوزه علمیّه قم

3. نمایندۀ مرکز مدیریّت حوزه علميّه خواهران

4. نماينده مركز مديريّت حوزه علميّه خراسان

5. نماينده مركز مديريّت حوزه علميّه اصفهان

6. نمایندۀ دفتر مراکز تخصّصی حوزۀ علمیّه قم

7. نمایندۀ جامعة‌المصطفی العالميّه

8. نمایندۀ پژوهشگاه حوزه و دانشگاه

9. نمایندۀ مؤسّسه آموزشی و پژوهشی امام‌خمینی(ره)

10. نمایندۀ جامعةالزهراء

11. نمایندۀ دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیّه قم

12. نماینده مجمع نمایندگان طلّاب و فضلاء

* کمیسیون پژوهش و تولید علم

1. نمایندۀ دبیرخانه شورای‌عالی حوزۀ علمیّه قم

2. نمایندۀ مرکز مدیریّت حوزۀ علمیّه قم

3. نمایندۀ مرکز مدیریّت حوزۀ علمیّه خواهران

4. نمايندۀ مرکز مدیریّت حوزۀ علميّه خراسان

5. نماينده مرکز مدیریّت حوزۀ علميّه اصفهان

6. نمایندۀ دفتر مراکز تخصّصی حوزه علمیّه قم

7. نمایندۀ انجمن‌های علمی حوزه علمیّه قم

8. نمایندۀ پژوهشگاه حوزه و دانشگاه

9. نمایندۀ مؤسّـسه آمـوزشی و پژوهشی امام‌خمینی(ره)

10. نمایندۀ دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیّه قم

11. نمایندۀ جامعة‌المصطفی العالميّة

12. نمـاینـده مجمـع نماینـدگان طلّاب و فضلاء

* کمیسیون تبلیغ و اطّلاع‌رسانی

1. نمایندۀ دبیرخانه شورای‌عالی حوزه علمیّه قم

2. نماینـدۀ مرکز مدیـریّت حـوزه علمیّه قم

3. نماینـدۀ مرکز مدیـریّت حـوزه علمیّه خواهران

4. نماینـدۀ مرکز مدیـریّت حـوزه علميّه خراسان

5. نماینـدۀ مرکز مدیـریّت حـوزه علميّه اصفهان

6. نمایندۀ دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیّه قم

7. نمایندۀ جامعةالمصطفی العالميّه

8. نمایندۀ جامعةالزهراء

9. نمـاینـدۀ سـازمـان تبلیـغات اسلامی

10.  نمـاینـدۀ سـازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی

11. نمـاينـده مـركز تحقيـقات كامپيوتري علوم اسلامي

12. نمـاینـده مجمـع نماینـدگان طلّاب و فضلاء

* کمیسیون تربیت و تهذیب

1. نمایندۀ دبیرخانه شورای‌عالی حوزه علمیّه قم

2. نماینـدۀ مرکز مدیـریّت حـوزه علمیّه قم

3. نماینـدۀ مرکز مدیـریّت حـوزه علمیّه خواهران

4. نمایندۀ مرکز مدیریّت حوزه علميّه خراسان

5. نماينده مركز مديريّت حوزه علميّه اصفهان

6. نمایندۀ انجمن‌های علمی حوزه علمیّه قم

7. نمایندۀ جامعة‌المصطفی العالميّة

8. نمایندۀ پژوهشگاه حوزه و دانشگاه

9. نمایندۀ دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیّه قم

10. نمایندۀ جامعةالزهراء

11. یک صاحب‌نظر در امر تربيت و تهذيب، با تعیین دبیر شورا

12. نماینده مجمع نمایندگان طلّاب و فضلاء

* کمیسیون حوزه و نظام

1. نمایندۀ دفتر مقام معظّم رهبری

2. نمایندگان رؤسای سه قوّه

3. نمایندۀ مجمع تشخیص مصلحت نظام

4. نمایندۀ شورای‌عالی انقلاب فرهنگی

5. نمایندۀ جامعه مدرّسین حوزه علمیّه قم

6. نمایندۀ شورای‌عالی حوزه علمیّه قم

7. نمایندۀ مرکز مدیریّت حوزه علمیّه قم

8. نماینده مرکز مدیریّت حوزه علمیّه خواهران

9. نماينده مرکز مدیریّت حوزۀ علميّه خراسان

10. نماينده مرکز مدیریّت حوزۀ علميّه اصفهان

11. نماينده دفتر تبليغات اسلامي حوزه علمیّه قم

12. نماینده مجمع نمایندگان طلّاب و فضلاء

مادّۀ 4:

اعضای حقوقی کمیسیون‌ها، از طریق رئیس دستگاه‌های مربوط، معرّفی و به همراه اعضای حقیقی کمیسیون‌ها، با حکم دبیر شورا و برای مدّت دو سال منصوب می‌شوند.

مادّۀ 5:

رئیس هر کمیسیون با شرایط زیر، کمیسیون را اداره می‌کند:

1. جلسات عادی کمیسیون، هر دو هفته یک‌بار و جلسات فوق‌العاده، به تشخیص رئیس کمیسیون تشکیل می‌گردد.

2. جلسات کمیسیون با حضور حدّ‌اقلّ 8 عضو تشکیل می‌شود و مصوّبات آن، به رأی موافق اکثریّت مطلق اعضای حاضر نیاز دارد.

3. موضوعات مورد نظر شورا که جهت اعلام نظر توسّط دبیر شورا ارجاع داده می‌شود و همچنین موضوعاتی که با قید فوریّت از سوی دبیر شورا ارجاع داده می‌شود، در اولویّت دستور جلسه قرار می‌گیرد.

 

گزارش عملکرد کمیسیون‌ها

همان‌طور که قبلاً اشاره‌شد، از آنجا که کمیسیون‌ها، بار کارشناسی شورای پیشبرد و نيز برنامه‌ریزی برای
تحوّل در حوزه را به دوش می‌کشند، در حقیقت، مرکز ثقل تمام فعّالیّتهای شورا محسوب می‌شوند. از این‌رو، هر گونه قوّت یا ضعف در عملکرد آنها، می‌تواند مجموعه شورای پیشبرد و جریان تحوّل را تحت تأثیر مثبت یا منفی خویش قرار دهد.

پس از تشریح وظایف و معرّفی ترکیب کمیسیون‌ها، اكنون قصد داریم گزارشی از عملکرد کمیسیون‌های چهارگانه ارائه‌کنیم تا شما خوانندگان محترم نیز با فعّالیّت آنها آشنا شوید.

کمیسیون‌ها عملاً از اسفندماه 1386 فعّال شدند: کمیسیون پژوهش و تولید علم از 20/12/1386، کمیسیون آموزش از 23/12/1386، کمیسیون مدیریّت و تشکیلات از 25/12/1386 و کمیسیون تبلیغ و اطّلاع‌رسانی از 20/1/1387 فعّاليّت خود را آغازكردند.

به اين ترتيب تا تيرماه 1387، به طور میانگین، 4 ماه از فعّالیّت کمیسیون‌ها می‌گذرد. در فاصله این 4 ماه، مجموعاً 29 جلسه کاری با مجموع 462 نفرساعت کار، برگزار شده که سهم هر کمیسیون، به شرح زير است:

<# FILE_TAGS #>

در این جلسات، مجموعاً 14 موضوع کلّی و 150 ریزموضوع مورد بحث و بررسی قرار گرفته‌است و حدود 600 آسیب و 400 پیشنهاد نيز در بخشهای مختلف، به کمیسیون‌ها داده شده که اعضاي کمیسیون‌ها پس از اولویّت‌بندی، به بحث و تبادل نظر درباره آنها مشغول‌اند.

اين، نمـای کلّی از فضـای کار چهارماهه کمیسیون‌ها بود؛ اینک به بررسی کوتاهی از عملکرد این کمیسیون‌ها، به شکل تفکیک‌شده می‌پردازیم:

1. کمیسیون مدیریّت و تشکیلات

این کمیسیون، با توجّه به نقش محوری و تعیین‌کننده خود نسبت به دیگر کمیسیون‌ها، در حقیقت به عنوان زمینه‌ساز فعّالیّت آنها عمل می‌کند و از این رو، جایگاه بسیار حسّاسی را داراست. مجموعه مباحث این کمیسیون تا کنون، حول محور «مأموریّتها و رسالتهای حوزه علمیّه» بوده که در این زمینه، دو مبنای کلان برای تعیین این امر، مطرح بوده‌است:

1. نگاه حدّاقلّی، یعنی دیدگاهی که حوزه را تنها یک سازمان و نظام آموزشی، تلقّی‌کرده و ضمن تفکیک میان دو نهاد حوزه علمیّه و روحانیّت شیعه، حوزه را دستگاه آموزشی روحانیّت شیعه دانسته و تنها مأموریّت تربیت نیروی انسانی را برای آن قائل است. طرفداران این نظریّه معتقدند که برای تمرکز نیروها و انجام‌دادن رسالت اصلی و همیشگی حوزه‌های علمیّه که تربیت طلّاب بوده، فعلاً تا مدّتی باید از سایر رسالتهای حوزه علمیّه صرف‌نظر کرده و انجام‌دادن آنها را به دیگر سازمانها مثل سازمان تبلیغات، واگذارکنیم و تمامی امکانات موجود حوزه‌های علمیّه را به آموزش و تربیت طلّاب اختصاص‌دهیم. البتّه پس از چند سال و به محض دستیابی به یک نظام آموزشی توانمند و اثربخش، می‌توانیم به سایر مأموریّتها نيز بپردازیم. از دیگر دلایل این افراد، می‌توان به دلایل زير اشاره‌کرد:

الف) انصرافِ بیانات رهبری به نقش تربیت نیروی انسانی بوده و ايشان بر اين نكته تأكيد داشته‌اند.

ب) سازمانهای موازی با حوزه، خواه‌ناخواه در حال رشد و شکل‌گیری هستند و مدیریّت آنها توسّط حوزه ممکن نیست.

2. نگاه حدّاکثری، یعنی نگاهی که حوزه‌ها را علاوه بر تربیت نیروی انسانی، عهده‌دار تبلیغ و پژوهش دینی هم می‌داند و قائل است كه حوزه در همه این موارد، هم باید مدیریّت‌کند و هم بايد رأساً اقدام‌نماید. طرفداران این دیدگاه، به این دلایل تمسّک می‌کنند:

الف) با نگاهی اقتضائی:

- متبادر از حوزه، حوزه حدّاکثری است.

- وضع طبیعی ناشی از یک سنّت دیرینه، شامل همه مأموریّتهاست.

- صحّت حمل این مأموریّتها بر حوزه، و عدم صحّت سلب آنها از حوزه.

- اسناد و مذاکرات متعدّد در طول همه دورانها، نشان‌دهنده مأموریّت حدّاکثری حوزه است.

ب) با نگاهی آرمانی:

- منشور روحانیّت امام‌خمینی(ره)، نشان‌دهنده مأموریّت حدّاکثری حوزه است.

بر این اساس و پس از گفت‌وگوهای نسبتاً طولانی، فعلاً روي 3 مأموریّت کلّی، توافق اوّلیّه‌ای صورت گرفته‌است:

1. تربیت نیروی انسانی، شامل تعلیم و تهذیب نیروی انسانی مورد نیاز، به منظور ایفای وظایف حوزه‌ها و مسئولیّتهای نظام اسلامی؛

2. تبليغ و ترویج دینداری و نشر معارف و ارزشهای دین مبین اسلام؛

3. تحقیق و پژوهش به منظور فهم و تبیین دین و تولید دانشهای دینی و طرّاحی و ترسیم الگوهای تحقیق دین.

عــلاوه بـر 3 مـأمـوریّت فـوق، «فقدان کلان‌سازمان واحد برای اداره تمامی حوزه‌های علمیّه» به عنوان مهمّ‌ترین آسیب بخش مدیریّت و تشکیـلات حـوزه‌ها مـورد تصـویب قرارگرفت. ضمناً ریزموضوعات مرتبط با موضوع «مأموریّتهای حوزه» نیز بحث و بررسی شد که بخشی از آنها را به صورت سؤال و جواب می‌بینید.

وجود مدیریّت و مرجع تصمیم‌گیرنده واحد برای حوزه به معنی‌الأعمّ، ضرورت دارد. بـرای روشـن‌شدن ابعاد مختلف اوّلین و مهمّ‌ترین آسیب که فقدان مرجعیّت واحد در تصمیم‌گیری است، این سؤالات مطرح شده‌است:

* آیا حوزه به معنی‌الأعمّ، از نظر اجتماعی، صرفاً تعریف دارد و از جهت مدیریّت، احتیاج به یک رأس و مدیر ندارد؟

* آیا صِرف تعامل و همکاری و همـاهنگی که امـری اخلاقی است، کفایت می‌کند؟

* بـا چـه دلایـلی، مـراجـع را راضی‌کنیم که یک وحدت مدیریّت و رهبری برای حوزه، نیاز است؟

* بحـث مـا در مدیـریّت و تصمیم‌گیری است، به هر معنایی که در نظر بگیریم؟ هر چند صرفاً رهبری و جهت‌دهی باشد؟

* آیا حوزه، وحدت نوعی دارد یا وحدت شخصی هم باید داشته‌باشد؟ آیا صدق کلمه حوزه بر مراکز مختلف، کافی نیست؟

* تمام حوزه‌های شیعه سراسر دنیا، همین مأموریّتها را دارند؛ آیا همه باید تحت مدیریّت واحد باشند؟

* ملاک و لمّ و شاخص اصلی که برای یک سیستم، وحدت شخصیّه درست می‌کند، چیست؟ آیا ملاک، قدرت است؟ آيا ملاک، نظام اسلامی است؟ آيا ملاک، مرز جغرافیایی است؟ يا ملاک، وحدتِ غرض است؟

* حوزه، سازمان است یا نهاد؟ آیا نهاد، نیاز به مدیریّت واحد دارد؟

* به فرض که مطلوبیّت وحدت و انسجام تحت رهبری واحد را بپذیریم؛ آیا این امر، از جهت حقوقی هم الزامی و ضروری است؟

در پاسخ به این سؤالات و بیان دلایلي براي ضرورت وجود مرجعیّت واحد در تصمیم‌گیری، به این موارد اشاره شده‌است:

* اگر مأموریّتها و وظايف و انتظاراتي را برای مجموعه حوزه مشخّص می‌کنیم، پس هویّت واحد آن را پذیرفته‌ایم و اگر می‌پذیریم که حوزه، هویّت مستقلّي دارد که آن را از دیگران مجزّا می‌کند، بنابراین، مرجع تصمیم‌گیری واحد نیز ضروری است.

* تداخل نیروها و خنثا‌کردن فعّالیّتهای یکدیگر، نشان می‌دهد كه مدیریّت واحد، مطلوب است.

* چون ایران نقشِ محوری دارد، باید یک حوزه منسجم و واحد و الگو و پیشرو داشته‌باشد. ضرورت چنین مسئله‌ای، با توجّه به وضعیّت امروز اسلام و جهان و نقشی که ایران باید در صحنه بین‌الملل بازی‌کند، مشخّص است.

* اگر مدیریّت واحد نباشد، تعدّد تصمیم‌گیری‌ها و موازی‌کاری‌ها ایجاد می‌شود. به هر حال، هماهنگ‌سازی مجموعه‌ها، ضرورتاً نیرو و ساز و کار دیگری را طلب خواهدکرد.

* به چه دلیل، امام‌خميني(ره) شورای مدیریّت حوزه را در دهه 60 تشکیل‌داد؟ چرا مقام معظّم رهبری، 10 سال بعد، بحث شورای‌عالی حوزه و مرکز مدیریّت را مطرح فرمود؟ چه ایرادي دارد كه قدم سوم، این باشد که نهادهای مربوط به حوزه، ذیل یک مدیریّت واحد قرار بگیرند؟

* ما نیاز به یک مجموعه حجّت‌ساز داریم که برای تمام رفتارها و روشهای زندگیِ تمام جوامع بشری، با ملاک معرفت‌شناسانه، حجّیّت به‌دست‌بیاورد. این کار، احتیاج به یک سازمان منسجم و هماهنگ دارد؛ وگرنه شدنی نیست. حدّاقلّ باید کاری‌کرد که برنامه و ساختاری شکل‌بگیرد که بهترین شکل تولید حجّت در کلّ دنیا توسّط انسان عصر حاضر، شکل‌بگیرد.

* اگر کسی ضرورت برنامه‌ریزی و سامان‌دهی را برای رسیدن به رشد و توسعه قبول کرده‌باشد، در این مورد شکّ نمی‌کند و ضرورت علمی و عملی آن را قطعی مي‌داند.

* به لحاظ حجّیّت شرعی هم، اسراف و هرزرفتن نیروها، حرام است.

 

2. کمیسیون آموزش

چند جلسه اوّل اين كميسيون، عملاً به بررسی چند و چون و نقطه شروع بحثها و آسیبهای بخش آموزش گذشت. در این فاصله، یکی دو سند -که از قبل، توسّط برخی از اعضاء تهیّه شده‌بود- بررسي شد و سرانجام، یکی از این اسناد به عنوان مدل اوّلیّه جهت انسجام و تمرکزبخشی به مباحث جاری کمیسیون، مبنای کار قرارگرفت. این سند که مجموعاً 15 سرفصل از سرفصل‌های مربوط به عرصه آموزش را دربرداشت، جهت بازبینی و غنی‌سازی، در اختیار کارگروه مطالعه و بررسی قرارگرفت. این کارگروه نیز با تهیّه و مطالعه حدود 200 مقاله و مصاحبه از صاحب‌نظران حوزه در بخش آموزش، مجموعه‌ای از مشکلات و پیشنهادهاي مندرج در این اسناد را مورد بررسی قرار داده و در همان 15 قالب اوّلیّه، گنجانيد و به عنوان پیش‌نویس اوّلیّه در اختیار اعضاي کمیسیون قرار داد.

این سند که در دو ستون مشکلات و پیشنهادها تنظیم شده‌بود، مجموعاً شامل 303 مشکل و 428 پیشنهاد بود که از جلسه چهارم کمیسیون، به عنوان مبنای کار قرارگرفت. مؤلّفه‌های پانزده‌گانه این سند، عبارت‌اند از:

1. برنامه آموزشی

2. ارزشیابی درسی

3. خروجی‌ها و دانش‌آموختگان

4. مدارس، مؤسّسات و مراکز آموزشی

5. قوانین و مقرّرات

6. پایان‌نامه‌ها

7. ارزشیابی آموزشی

8. مدیریّت آموزشی

9. امکانات رفاهی

10. امکانات آموزشی

11. فضاهای آموزشی

12. متون آموزشی

13. اساتید

14. طلّاب

15. پذیرش

اعضاي کمیسیون، پس از بحث و بررسی درباره این پیش‌نویس، از میان فهرست ارائه‌شده در آن، موضوع «مقاطع تحصیلی» را در دستور کار خویش قرار دادند و 4 جلسه چهارم تا هفتم، به بررسی «مقاطع تحصیلی» گذشت.

در این جلسات، ریزموضوعاتی همچون مقطعی که باید مبنای پذیرش حوزه‌ها باشد(سیکل یا دیپلم)؛ چند دوره بودن مقاطع تحصیلی(3 یا 4 دوره)؛ مجموعه سالهای تحصیلی اختصاص‌یافته به هر مقطع؛ معیارها و ملاکهای تقطیع؛ ملاحظات مربوط به تقطیع و ... مورد بررسی قرارگرفت.

لازم به ذکر است، دست‌مایه این مباحث، تجارب هر کدام از اعضاء در حيطه مسئولیّتی خود و همچنین چند طرح مبتنی بر پژوهشهای علمی مربوط به عرصه آموزش بود. در خلال بحثها، چند پیش‌نویس پیشنهادی دیگر نیز از سوی اعضاء درباره مقاطع تحصيلي ارائه‌شد که کمک شایانی به پیشرفت کار نمود.

خروجی این چهار جلسه درباره مقاطع تحصيلي، تصویبِ چهار مرحله‌ای شدن مقاطع تحصیلی بود:

1. دوره مقدّمات

2. دوره علوم پایه

3. دوره تخصّصی

4. دوره اجتهاد

با توجّه به آنکه مباحث دیگر، به نتیجه نهایی نرسیده، بحث و تصمیم‌گیری نهایی درباره آنها به جلسات بعدی موکول شده‌است.

 

3. کمیسیون پژوهش و توليد علم

محصول کار 8 جلسه‌ای کمیسیون پژوهش و توليد علم، تهیّه سندی شامل مؤلّفه‌ها، زیرمؤلّفه‌ها و آسیبهای عرصه پژوهش بود که مجموعاً در قالب 7 مؤلّفه، 16 زیرمؤلّفه و 214 مشکل و آسیب بود که در اینجا، فهرستی از مؤلّفه‌ها و زیرمؤلّفه‌ها را می‌بینید:

<# FILE_TAGS #>

در آخرین جلسه کمیسیون که در تاریخ 27/3/87 برگزار شد، تهیّه سندی جامع از بخشها و لایه‌های مختلف عرصه پژوهش، به عهده دبیر کمیسیون، جناب آقای عماد، گذاشته‌شد تا ایشان با استفاده از کارشناسان مربوط، مجموعه‌ای کارشناسی‌شده و دقیق را تهیّه‌كرده و در اختیار کمیسیون بگذارند تا مبنای مباحث و سیر کاری کمیسیون پژوهش باشد. به این ترتیب، ادامه جلسات، مشروط به ارائه سند مذکور شد که إن‌شاءالله به زودی تهیّه شده و کمیسیون، وارد مرحله جدید فعّالیّت خود خواهدشد.

 

4. کمیسیون تبلیغ و اطّلاع‌رسانی

کمیسیون تبلیغ و اطّلاع‌رسانی، تا كنون یکی از موفّق‌ترین کمیسیون‌های شورا بوده‌است که توانسته در مدّت چندماهه فعّالیّت خود، فهرست کاملي از آسیبها و مشکلات عرصه تبلیغ و اطّلاع‌رساني را احصا کرده و در قالب 6 مؤلّفه، 13 زیرمؤلّفه، 9 شاخصه و 81 آسیب کلّی، شناسایی و ثبت نماید. کمیسیون با تهیّه این سند، عملاً وارد مرحله جدیدی خواهدشد که در واقع، بخش اصلی فعّالیّت آن محسوب می‌گردد.

مؤلّفه‌ها و زیرمؤلّفه‌های سند مذکور را در جدول زير مشاهده مي‌كنید:

<# FILE_TAGS #>

علاوه بر این، تشکیل چهار کارگروه تخصّصی و استفاده از برخی از موفّق‌ترین چهره‌های تبلیغی کشور، یکی از نقاط درخشانِ کارنامه کاری این کمیسیون محسوب می‌گردد.

 

+         | 

سلسله نشستهای تحوّل در حوزه

<# FILE_TAGS #>

یکی از فعّالیّتهايی که در راستای فرهنگ‌سازی تحوّل و ایجاد ارتباط با لایه‌های مختلف حوزه، جاي خالي آن احساس می‌شد، برگزاری نشست‌هایی در مدارس علمیّه قم بود. واحد ارتباطات دبیرخانه شوراي پيشبرد و ارتقاء حوزه، با طرح و بررسی این برنامه در روزهای آغازین سال نوآوری و شکوفایی، پیگیری‌های اجرایی آن را با جدّیّت آغاز و دنبال کرد.

در هفته دوم اردیبهشت‌ماه، جدول برگزاری اوّلین دوره نشست‌های تحوّل در حوزه، بر در و دیوار مدارس علمیّه نصب شد تا با اطّلاع‌رساني مناسب، پنج نشست دوره اوّل، با حضور اساتید و مسئولان تحوّل‌خواه، در پنج مدرسه فعّال و تحوّل‌ساز برگزار شود.

مسئول برگزاری جلسات، اهداف نشست‌ها را این‌گونه بیان‌کرد:

1. تبیین سخنان مقام معظّم رهبری(مدّ ظلّه العالی) درباره تحوّل در حوزه

2. انتقال اهداف و سیاستهای کلّی تشکیل شورای پیشبرد و ارتقاء حوزه، به طلّاب مدارس علميّه قم

3. اطّلاع‌رسانی از نحوه عملکرد شوراي پيشبرد، به طلّاب مدارس

4. ایجاد انگیزه و حسّ تحوّل‌خواهی در بین طلّاب مدارس

5. شناسایی و انعكاس مشکلات پيشِ روي طلّاب مدارس، جهت برنامه‌ریزی در کمیسیون‌های تخصّصی شوراي پيشبرد

6. انعکاس نظریّات تحوّل‌خواهانه طلّاب، به شورای پیشبرد

7. زمینه‌سازی جهت ارتباط مستقیم مدیران مدارس با بحث تحوّل در حوزه

اکثر سخنرانان جلسات، از اعضای کمیسیون‌های شورای پیشبرد بودند تا بتوانند تصمیمات اتّخاذشده و اقدامات انجام‌شده در محورهای تحوّل را به اطّلاع طلّاب و اساتید مدارس برسانند.

اوّلین جلسه از این نشست‌ها، همراه با اعلام برخی خبرگزاری‌ها و واحد خبر صدا و سیمای مرکز قم، روز شنبه 21 اردیبهشت‌ماه در فضای صمیمی طلّاب مدرسه علمیّه علوی برگزار شد.

روال معمول جلسات، این‌گونه بود که پس از تلاوت قرآن توسّط یکی از طلّاب، مدیر محترم مدرسه، دقایقی به عرض خیر مقدم و ايراد سخنان مقدّماتی می‌پرداخت. پس از آن، مُجری برنامه، شورای پیشبرد و فعّالیّتهای دبیرخانه و کمیسیون‌ها را به صورت کوتاه و مختصر معرّفی می‌کرد و سپس سخنران جلسه، درباره موضوع تعیین‌شده سخنرانی می‌نمود. در انتها نیز طلّاب، سؤالات و نظرات خود را به صورت شفاهي بيان می‌كردند يا در برگه‌های پیش‌بینی‌شده مي‌نوشتند.

یکی از نتايج جالب این نشست‌ها، همين برگه‌های سؤالها و پیشنهادهای طلّاب مدارس بود كه هم‌اکنون تعداد زيادي از آنها پیشِ روی دبیرخانه شوراست و پس از تفکیک و دسته‌بندی، سؤالها و پيشنهادهاي منتخب، به کمیسیون‌های تخصّصی داده خواهدشد.

خواندن چند نمونه از این نوشته‌ها، خالی از لطف نیست:

1. مشکل اساسی حوزه‌ها در تمام رده‌هاي مقدّمات و سطح و عالي، عدم کار عملی طلّاب است؛ تنها در تئوری کار می‌شود و هیچ‌گاه از طلبه، کار عملی خواسته نمی‌شود. صرفاً یک امتحان می‌گیرند که با خواندن تلخیص، مشكل امتحان حلّ می‌شود؛ آیا در این طرح، فکری برای این مشکل شده‌است؟

2. به نظر بنده، طرحهای مدیریّتی وقتی قابل اجراست که از طرف مراجع و بزرگان حوزه مورد پذیرش قرار بگیرد و ... باید کار را در سطح مراجع توجیه‌کرد تا با اقبال ایشان مواجه شود.

3. اگر قرار است تحوّلی در حوزه ایجاد شود، اوّلین تحوّل باید در سیستم مدیریّت حوزه باشد ... تحوّل، نیاز به افکار نو و جوان دارد؛ نه افکار تکراری.

4. احساس می‌شود وابستگی حوزه از لحاظ مالی به مراکزِ ... متعدّد حوزوی، باعث اجرا نشدن طرحهای این‌چنینی می‌شود. باید همه منابع مالی، از سوی یک نهاد باشد تا اهرمِ نیاز اقتصادی، باعث توقّف نشود.

5. برای معیشت و شهریّه و ... در حوزه، چه طرح مدیریّتی را در نظر دارید؟

6. بحث تولید علم(فرمایش مقام معظّم رهبري) به کجا انجامید؟!

7. چرا امتحانات از ثُلثی به نيم‌سالي تغییرکرد؟

8. چرا کُتبی که در حوزه است، تغییر و تحوّل نمی‌یابد؟ این در حالی است که در نظامهاي آموزشی غیرحوزوي، تقریباً هر ساله کتب آموزشی، تغییر و تحوّل می‌یابد. آیا كتب واقعاً نیاز به تغییر ندارند یا دستهایی پشت صحنه است که نمی‌گذارد این امر، اجرايی شود؟

9. چرا میراث گذشتگان را پای‌مال می‌کنید؟... چرا به کتب قدما، خلل وارد کرده‌اید و به قول معروف، کمر آنها را شکسته‌اید؟!

10. مرجع رسیدگی به تحوّل در حوزه، چه کسی است و چرا با وجود بداهتِ لزوم تحوّل، عملاً محقّق نمی‌شود؟!

11. آیا رشد حوزه علمیّه ما پس از انقلاب اسلامی با این همه امکانات، با رشد حوزه‌های علمیّه ما در قبل از انقلاب با توجّه به کمبود امکانات در آن زمان، قابل قیاس است یا نه؟ آیا آنان بیشتر پیشرفت‌کردند یا ما؟

12. جایگاه سیر مطالعاتی کتب شهید مطهّری‌(ره) و فایده این سیر مطالعاتی در بحث تحوّل، کجاست؟

13. به جای برگزاري نشست، یک سال شبانه‌روز کار کنید و پس از یک سال، بگویید: «این کار و آن کار را کرده‌ایم.» نه اینکه بگویید: «باید اين كارها را بکنیم!»

14. یک طلبه باید به درس، اهمّیّتِ بیشتر بدهد یا به تبلیغ؟

15. با توجّه به اهمّیّت مقوله تبلیغ در دین، آیا نیازی به تدوین علم تبلیغ دیده نمی‌شود؟

16. معمولاً با هر سخنرانی آقا، تعدادی کمیسیون تشکیل شده و به همین بسنده می‌شود؛ مثلاً در باب اسلامی‌شدن دانشگاه‌ها، هفتاد جلسه تشکیل و منجرّ به برگزاری اردوی مختلط شد! آیا تحوّل در حوزه، از همین باب است؟!

17. اینترنت را چقدر جدّی گرفته‌ایم؟ چقدر برای طلّاب، کلاس آموزشِ وبلاگ‌نویسی گذاشته‌ایم؟

18. درون‌سازمانی بودنِ حوزه، به چه معناست؟

19. آیا فکرکرده‌اید که یک طلبه برای گرفتن شهریّه، چقدر وقتش هدر می‌رود؟... آیا این وقت، در جاهای دیگري مانند تحقیق و مطالعه صَرف شود، بهتر است یا در صف شهریّه؟

20. آیا اصلاً در حوزه -به علّت وجود بعضی از مسائل- تحوّل، نظم و ... ممکن است؟

21. فکر نمی‌کنم با تشکیل جلسه سخنرانی و صِرف حرف، چیزی تحوّل یابد! باید سریع‌تر عمل‌نمود.

22. فرمودید: «امیدواریم تحوّل در نظام مدیریّت، در فرصت باقی‌مانده صورت پذیرد.» منظور از فرصتِ باقی‌مانده، چه مدّت است؟ 30 سال از انقلاب گذشت!

23. این موضوع باید از ریشه مورد توجّه قرار بگیرد؛ نه از شاخه‌ها. آیا به صورت ریشه‌ای، تلاشی صورت گرفته‌است؟

24. آیا نیازی به حضور حدّاقلّ یک طلبه جوانِ فاضل در شورای پیشبرد و ارتقاء حوزه، برای شما محسوس نیست؟ شاید شورای پیشبرد را هم باید ارتقاء ببخشیم و از همان‌جا شروع‌کنیم!

25. آیا گذراندن کتاب اخلاقی به صورت امتحان میان‌سال و حفظ یک سری از مطالب و یا برگزاري یک درس اخلاق هفتگی، موجب سازندگی و تهذیب لازم می‌شود؟

26. به نظر شما، اگر مسئولیت حوزه به اشخاصی جوان، عالم، روشن‌فکر، متخلّق و داراي سابقه مدیریّتی موفّق سپرده‌شود، آيا حلّ مشکل مدیریّت و ایجاد تحوّل در متن حوزه، بهتر صورت نمی‌پذیرد؟

***

بر خود لازم می‌دانیم از تمامی مسئولان و طلّاب مدارس که با همکاری و شرکت در این جلسات، گامهایی در راستای تبیین و ترویج تحوّل در حوزه‌های علمیّه برداشتند و به ویژه از صدا و سیمای مرکز قم و خبرگزاری‌های رسا، حوزه‌نیوز، مهر و سایت تبیان، تشکّر و قدردانی کنیم. ضمناً این نوید را می‌دهیم که مقدّمات برگزاری دور دوم این نشست‌ها در سال تحصیلی آینده، با کیفیّت بالاتر و در مدارسِ بیشتر، فراهم شده‌است.

در انتها، توجّه شما خواننده گرامی را به خلاصه‌ای از محورهای مطرح‌شده توسّط سخنرانان این نشست‌ها، جلب می‌كنیم:

 

1. نشست «تحوّل در تبلیغ»

با سخنراني حجّت‌الاسلام و المسلمین کرمی، در مدرسه علمیّه علوی

* ضرورت تبلیغ جهانی: ایران به عنوان قطبی در دنیا که موج دین‌خواهی را در جهان پدید آورده، باید راهبر اندیشه‌های انسانی بوده و در صف اوّل باشد.

* لزوم بازنگری در تبلیغ و جایگاه آن: وظیفه اصلی طلبه، تبلیغ است؛ مخصوصاً اگر هدف از حکومت، استقرار دین باشد.

* فقدان آمـوزش روشهای جديد تبلیغ: چون حوزه به طلّاب خود، هیچ روشی برای هدایت مردم نمی‌آموزد، نتوانسته مبلّغ دینی عالی تربیت‌کند.

* فقدان سـامـان‌دهی منـاسب تبلیغی: در حـوزه، سامان‌دهی تبلیغي نداریم و هر سازمانی به طور خودجوش، برای خود کارهایی می‌کند.

* لزوم برنـامه‌ریـزی و مدیـریّت تبلیغی بلندمدّت: حوزه باید برای 100 سال آینده خود، برنامه‌ریزی کرده و روش تدریس و آموزش جديد را به اساتید آموخته و پژوهش و تحقیق را به صورت تکنیکی انجام‌دهد.

* برگزاری کارگاه‌های آموزشی: لجنه‌های تمرین و محک‌زدن طلبه، در تمام مراحل حوزه باید ایجاد شود.

* توليت حـوزه در جهت‌دهی به تمام کارهای فرهنگی حکومت اسلامی: حوزه باید خوراک شورای‌عالی انقلاب فرهنگی را تأمین‌کند.

 

2. نشست «تحوّل در آموزش»

با سخنـراني حجّت‌الاسلام و المسلمین بهجت‌پور، در مدرسه علمیّه شهیدین

* لزوم بازنگری در نظام آموزشی: آموزش در حوزه، نقش محوری دارد و عنـاصر و بخشـهای اصلی نظـام آموزشی باید بازنگری شود.

* تحوّل آموزشی با هدف بالابردن بهره‌وری طـلّاب: برنامه‌ریزی تحوّل، باید برای بهره‌وری بیشتر، در کمترین زمان باشد.

* لزوم توجّه به تحوّلات جهانی، برای تحـوّل در آمـوزش: تحوّل در آموزش، با شناخت پیشرفتهاي جهاني در نظامهاي آموزشي دنيا ممكن است.

* اصلاح نهاد مدیریّت، گام اوّل: اصلاح نهاد مدیریّت، اوّلین گام در فرایند تحوّل است و يكي از مطالبات کلان رهبری نيز همین است.

* ضرورت جامع‌نگری در تحوّل نظام آموزشي: نظام آموزشی باید شاخصهای مناسب برای ورود طلّاب و مقطع‌بندی آنها داشته‌باشد و به تناسب خروجی‌ها با نیازهای علمی، پژوهشي، تبليغي و تهذیبي توجّه‌كند.

* ضعف بزرگ نظام آموزش کنونی: اگر بخواهید از نیروها و استعدادهای حوزه، استفاده بهینه کنید، حتماً نیازمند مدیریّت یک‌پارچه‌اید؛ چون کنترل و نظارت مستمرّ و فراگیر، در یک بستر آزاد و غيرمنسجم، بسیار سخت خواهدبود.

 

3. نشست «تحوّل در پژوهش»

با سخنراني حجّت‌الاسلام و المسلمین عبّاسی، در مدرسه علمیّه حقّانی

* لزوم پاسخگويی پژوهشهای حوزه به نیازهای جهان: کشور ما، قطب فکری جهان است و حوزه‌ها می‌توانند نقش مهمّی در آن داشته‌باشند.

* استفاده از پشتوانه پژوهشی حوزه: بحث پژوهش، سابقه زیادی بین مسلمانان دارد و کتب قدیمی و میراث ماندگار ما، شاهد آن است.

* تقویت ظرفیّتهای پژوهشی در مدارس: اندیشه تحوّل، در بین مدیران کم نیست؛ ولی ظرفیّتهای پژوهش در مدارس، کم است.

* پژوهش‌محوری در آموزش: تحقیقات ضمن درسي، حدّاقلّ در درسهای اصلی و مهمّ، محور آموزشي حوزه‌ها باشد.

 

4. نشست «تحوّل در تهذيب»

با سخنراني حجّت‌الاسلام و المسلمین حقّ‌جو، در مدرسه علمیّه امام‌باقر(ع)

* بازشناسی آسیبهای کم‌توجّهی به تهذیب در حوزه: آسیبهای تهذیب در حوزه، باید شناسایی و حلّ شوند.

* غافل‌شدن طلبه از اخلاق، به خاطر نظام آموزشی حوزه: طلبه وقتی به حوزه می‌آید، با دید اخلاقی وارد آن می‌شود؛ ولی گرفتار متون درسی و آموزشی می‌شود.

* لزوم توجّه به پرورش، در کنار آموزش در حوزه: رویکرد حوزه، فقط آموزشی شده و فکری برای تهذیب نمی‌شود.

* فرعي تلقّي‌شدن تهذیب در حوزه: وقتهای مُرده، برای تهذیب گذاشته می‌شود!

* اثرات کم‌توجّهی به تهذیب: طلبه‌ها پس از ورود به حوزه، برنامه تهذیبی ندارند و لذا مشکلات جسمی و روحی بسیاری پیدا می‌کنند و این، علّت اصلی ریزش طلّاب از حوزه‌هاست.

 

5. نشست «تحوّل در مديريّت»

با سخنراني حجّت‌الاسلام و المسلمین قوامی، در مدرسه علمیّه گلپایگانی

* ضرورت توجّه به تحوّل مبنایی در حوزه: اگر بناست تحوّل ریشه‌ای انجام شود، باید از پایه‌ها و مبناها شروع شود تا بعداً خود به خود، شاخ و برگ و سایه و میوه دهد.

* پرورش‌نيافتن طلبه بنا بر نیازهای جامعه: الآن وقتی طلبه وارد جامعه می‌شود، کسی او را قبول ندارد! حوزویان می‌گویند: «ناقص خوانده‌ای!» دانشگاهیان هم می‌گویند: «چیزی نخوانده‌ای؛ خودمان آنها را می‌دانیم!»

* لزوم بازگشت نخبگان به مدارس علمیّه: بازگشت نخبگان به مدارس علمیّه، موجب تحوّل در مدیریّت می‌شود.

* لزوم استعدادسنجی طلّاب از بدو ورود به حوزه: استعداد طلّاب از همان ابتداي ورود به حوزه، بايد شناسايي و رشد داده‌شود.

* برخي از تحوّلهاي لازم: باید انجمنهای علمی را همراه با رشته‌ها تقویت‌کنیم. باید مهارتهای مختلفی مثل زبان دوم و آموزشِ پژوهش‌محور را در رأس کارهای حوزه قرار دهيم.

 

+         | 

نشست «تحوّل در آموزش»

با سخنراني حجّتالاسلام و المسلمين بهجتپور

در مدرسه علمیّه شهیدین

<# FILE_TAGS #>

بسم الله الرحمن الرحیم. بسیار مسرورم از اینکه توفیق تشرّف در محضر باسعادت و چهره‌های نورانی شما طلّاب عزیز و ارجمند مدرسه شهیدین را دارم؛ مدرسه‌اي که مزیّن به نام دو شهید بزرگوار، آیت‌الله قدّوسی و آیت‌الله بهشتی است که خود از علمداران تحوّل و نوسازی حوزه‌ها بودند. همچنين تشکّر می‌کنم از برادران عزیز و مسئولان مدرسه و دبیرخانه شورای پیشبرد و ارتقاء حوزه که اسباب چنین ملاقات و دیداری را با چنین موضوع فخیم و ارزشمندی فراهم‌کردند.

این روزها، عطر میلاد باسعادت عقلیه بنی‌هاشم، حضرت زینب(سلام‌الله علیها) فضای جهان شیعه و دنیای اسلام و انسانیّت را عطرآگین کرده‌است. امیدواریم نظر لطف آن بانوی بزرگ، شامل حال همه ما و همه ارادتمندان مکتب اهل‌بیت(عليهم‌السلام) قرار بگیرد.

مستحضريد كه اخیراً مقام معظّم رهبری، بحث تحوّل در حوزه را مورد تأکید قرار دادند و به طور جدّی، از مسئولان خواستند که موضوع تحوّل را مسئله اصلی حوزه قرار دهند و ساز و کارهای مناسب را برای شکل‌گیری این مهمّ، پیش‌بینی‌کنند.

نگاهی گذرا به پیشینه تحوّل

همان‌طور که می‌دانید، مسئله تحوّل، مسئله امروز حوزه‌ها نیست. شاید از همان زمانی که حوزه توانست در جوار کریمه اهل‌بیت(ع)، حضرت فاطمه معصومه(سلام‌الله علیها) به دست باکفایت آیت‌الله شیخ عبدالکریم حائری شکل‌بگیرد، بنا بر رویش و تحوّل و اصلاحات نو در نظام حوزه‌ها بود.

این راه را شخصیّتهای بزرگی چون آیت‌الله بروجردی، آیت‌الله گلپایگانی و مراجع و بزرگان دیگر، ادامه‌دادند. برخی از فضلای آن روز که مدرسه حقّانی را بنا کردند و امروز عطر وجودشان در مدرسه شهیدین تداوم دارد، با رویکرد تحوّل و نوسازی حوزه‌ها، این موضوع را تعقیب‌کردند؛ امّا همه حرکتها منتج به نتیجه دلخواه نشد و روند تحوّل، به سرعت مطلوبِ مصلحان و دلسوزان حوزه نرسيد.

پیروزی انقلاب و گسترش و تنوّع مطالبات از حوزه و متعاقب آن، نقش جدید حوزه‌ها در اداره جامعه، باعث شد که حوزه به یکی از مهمّ‌ترین و اصلی‌ترین مراکز تأثیرگذار جمهوری اسلامی تبدیل شود و خيلي زود، به یک پایگاه الهام‌بخش در سراسر دنیا ارتقاء پیدا کند. این فرصتهای بی‌نظیر، به برکت تلاش و مجاهدت حضرت امام(ره) و خونِ دل و زحمات یاران ایشان، در اختیار حوزه‌ها قرار گرفته و ما باید از این فرصتها استفاده‌کنیم.

آسیب‌شناسی حرکتهای تحوّل‌خواهانه در گذشته

به هر حال، آنچه مسیر درستی را طی نکرد یا در مسیر درست، سرعت لازم را نداشت، تحوّل مثبت در حوزه‌ها بود؛ به گونه‌ای که افراد فعّال در زمینه تحوّل، پس از مدّتی یا سرخورده می‌شدند و یا به سمت حرکتهای قطره‌ای و کوچک می‌رفتند؛ یعنی مجبور می‌شدند مؤسّسه یا مجموعه‌ای را در گوشه‌ای دائر کنند و از فضای موجود در حوزه‌ها، برای آنچه به نظرشان رویکرد مناسبی است، استفاده‌کنند.

مقام معظّم رهبری نیز در این دوره، در بیدارکردن حوزویان نسبت به شرایطی که در آن به سر می‌بردند، نقشی جدّی ایفا نمودند و یک خواست منطقی، معقول و در عین حال بسیار بزرگ، یعنی تحوّلِ بنیادین در حوزه را بارها مطالبه نمودند.

دو محور بسیار مهمّ تحوّل

تحوّل، ابعاد گوناگونی دارد؛ امّا شاید دو محور تحوّل، از نظر تأثیر بر بخشهای دیگر، بسیار مهمّ‌تر باشند؛ این دو محور، یکی تحوّل در نظام و ساختار مدیریّتی حوزه، و دیگری تحوّل در بخش آموزش است.

مقام معظّم رهبری، از تحوّل در بخش مدیریّتی، با عنوان «تحوّل در نهاد مدیریّت» یاد کردند. نهاد مدیریّت به معنای تمامِ ارکان تصمیم‌گیرنده آموزشی، تربیتی، تبلیغی، سازمانی و تشکیلاتی حوزه است که شامل شورای‌عالی حوزه، مركز مدیریّت حوزه و معاونتهاي آن، مدیریّتهای مدارس و مسئولیّتهایی از این قبیل است.

وقتی می‌گوییم تحوّل در مدیریّت، یعنی همه این ارکان مدیریّتی، باید بازبینی شده و از نو طرّاحی شوند؛ به عبارت دیگر، کارآمدی اینها باید ارزیابی شود و بر اساس آن، اگر آسیبی وجود دارد، برای اصلاح آن تلاش‌گردد.

ویژگی‌ها و شرایط بایسته تحوّل‌خواهان

در نهاد مدیریّت، بحثهای زیادی مطرح است. یکی از آنها، بحث نیروی انسانی است؛ نیروی انسانی حتّی اگر تحوّل‌خواه باشد -که در جای خود، مسئله مهمّی است- باید آموزش ببیند و توانایی‌های لازم برای تحوّل را به‌دست‌آورد. ممکن است کسی بخواهد مثلاً در بخش آموزش، تحوّلی در حوزه ایجادکند؛ چنين كسي، اگر دنیا و نظامهای آموزشی دنیا را نشناسد؛ با مجموعه‌هاي مشابه، مرتبط نشود؛ شیوه‌های صحیح آموزش در بخشهای مختلف را مطالعه نکرده‌باشد، تحوّلی را رقم خواهدزد که تنها محصول فکر و توانایی‌های محدود یک نفر است و همین امر، باعث می‌شود که سطح این تحوّل، از حدّ مطلوب و شایسته آن، بسیار پایین‌تر باشد.

بنابراین، تواناسازی کلّ نهاد مدیریّت، یکی از نیازهای بسیار ضروری امروز ماست؛ مدیریّتی که برکنار از نظام و برکنار از مسائل اجتماعی و سیاسی روز باشد، نمی‌تواند در جهت پیشرفت حوزه، گام مؤثّری بردارد. حوزه بی‌اطّلاع از تحوّلات جهانی، حوزه‌ای که گستره نیازهای دینی و معنوی دنیا را رصد نکرده‌باشد و نیروی انسانی آشنا با روشها و شیوه‌ها و فراورده‌های جديد نداشته‌باشد، نمی‌تواند تحوّل بایسته را رقم بزند.

جایگاه اصلاحاتِ ساختاری در روند تحوّل

استاد و طلبه، دو عنصر بسیار مهمّ در نظام آموزشی‌اند و همچون راننده و مسافراني هستند که در خیابانها حرکت می‌کنند؛ اگر خیابانهای شهر، درست طرّاحي نشده‌باشد؛ بُن‌بست باشد؛ در دست تعمیر باشد؛ پهناي مناسب عبور و مرور نداشته‌باشد و فرهنگ ترافیکی خوبی بر آن حاکم نباشد، راننده چقدر باید زمان صَرف‌کند و آيا مي‌تواند مسافران خود را به مقصد برساند؟

بنابراین، اصلاح ساختارهاي غلط یا کهنه، مقدّم بر تربیت و اصلاح یا تولید نیروی انسانی شایسته است. به همین دلیل، اصلاح نهاد مدیریّت، اوّلین گام در فرایند تحوّل است و يكي از مطالبات کلان رهبری نيز همین است که ما امیدواریم در آینده نزدیک، به خوبی محقّق شود. تنها با تحقّق این امر است که می‌توان بسیاری از راه‌های طی‌نشده را با سرعت پیمود و غل و زنجیرهای بسته‌شده به پای نظام آموزشی حوزه را از هم گسست و به اهداف بزرگ رسيد. برای رسیدن به چنین قلّه‌ای، به انسانهای شجاع و باتدبیر و خوش‌فکر نیازمندیم که بتوانند تشکیلات حوزه را سامان‌بدهند؛ مسئولیّتها را به خوبی در مجموعه حوزه، تدبیر و توزیع کنند و بتوانند به گونه‌ای عمل‌کنند که استعدادها، سرمایه‌ها و ظرفیّتهای طلّاب، به شکلی بهینه برای برنامه‌های جديد حوزه، سرمایه‌گذاری شود و هدر نرود.

 

ویژگی‌های نظام آموزشی مطلوب

دومين محور مهمّ تحوّل، تحوّل در بخش آموزش است. یکی از مواردی که مقام معظّم رهبری، بارها در ذیل موضوع تحوّل مطرح‌کرده‌اند، مسئله آموزش است. آموزش در حوزه، نقشی محوری دارد. درست است که ما در حوزه، از نظام تربیتی به عنوان رکن رکین حوزه‌ها یاد می‌کنیم و قائليم كه طلّاب باید اشخاص متّقی و دارای شایستگی‌های اخلاقی لازم باشند؛ امّا نظام آموزشی حوزه نيز بايد به گونه‌ای طرّاحی شود که بتواند خواسته‌های مربوط به عرصه‌هاي آموزش، پژوهش، تربیت و فعّالیّتهای اجتماعی را به طور هم‌زمان پوشش‌دهد.

اگر ما یک نظام آموزشی چابک، توانا، متوجّه به نیازها، متوجّه به ظرفیّتها و ورودیها و دارای مقطع‌بندی‌های مناسب داشته‌باشیم -که همه نیازهای مربوط به فعّالیّت حوزویان، در حین طرّاحی آن دیده شده‌باشد- بستر مناسبی ایجاد خواهدشد که طلّاب پس از گذراندن دوران تحصیل، بتوانند مسئوليّتهای لازم را در مقوله‌های تهذیب، پژوهش و مدیریّت فعّالیّتهای اجتماعی به عهده بگیرند. این نقش نظام آموزشی، بسيار مهمّ است و به نظر می‌رسد پس از نهاد مدیریّت، باید در این بخش سرمایه‌گذاری شود و بدون هیچ ملاحظه‌ و فوت وقتی، نسبت به طرّاحی نظام آموزشی و سامانه‌های مناسب آن -که مؤلّفه‌های گوناگونی دارد- تدبیر گردد.

یکی از کمیسیون‌های شورای پیشبرد و ارتقاء حوزه، کمیسیون آموزش است که با حضور نمایندگان و مسئولان آموزشي دستگاه‌های مختلف حوزوی فعّالیّت می‌کند و کار بزرگی که بر دوش دارد، تعریف بخشهای نیازمند تحوّل است. یک نظام آموزشی، مبتنی بر 10 تا 12 رکن است؛ اركاني همچون پذیرش و ورودي‌ها، فارغ‌التحصيلي و خروجی‌ها، استاد، متن و كتاب درسي، ارزشیابی و اعطاي مدارك، عناصر یک نظام آموزشی هستند و ما باید در هر یک از این اركان، اصلاحاتی را انجام‌دهیم که نتیجه نهایی‌اش رسیدن به یک نظام آموزشی پویا و مؤثّر در پاسخگویی به انتظارات باشد و به خوبی بتواند اهداف حوزه را تأمین‌کند.

بایسته‌های تحوّل در نظام آموزشي

اوّلين مسئله در تحوّل نظام آموزشي، مسئله بهره‌وری است؛ بهره‌‌وری یعنی ما به گونه‌‌ای سرمایه‌هایمان را مدیریّت‌کنیم که طلّاب در کمترین زمان، بیشترین بهره را از نظام حوزه ببرند و با دست پُر از آن خارج شوند؛ این هدف اصلی از تحوّل است.

برای رسيدن به اين هدف، راه روشنی داریم؛ هر چند پیمودنش سخت است؛ ولی راه، روشن است. ما امروز یک ذخیره نسبتاً غنی از تجربه فعّالیّتهای حوزوی و نظام آموزشی حوزه در اختیار داریم و شیوه‌های جديدِ به نتیجه رسیده دنیا نیز منبع غنی دیگری است که می‌تواند مورد استفاده ما قرار بگیرد. ما باید هر روش مثبت و مفید و ارزشمند و تجربه‌شده را به نظام آموزشی خود وارد کنیم.

مدیریّت مقاومتها

پيمودن این راه، در عین روشن‌بودن آن، سخت است؛ براي اینکه ما بايد اوّلاً آن سامانه مدیریّتی را به خوبی طرّاحی‌کنیم و ثانیاً ذهنیّت‌هایی را که در برابر تحوّل مقاومت می‌کنند، تصحیح‌کنیم و اين دو مقدّمه، راهی طولانی را پیشِ پاي ما مي‌گذارد.

اصلاً بخش عظیمی از کار ما در معاونت آموزشي حوزه یا در شورای پیشبرد، شکستن معقول و منطقی مقاومتهایی است که در برابر تحوّل وجود دارد. این مقاومتها باعث شده که در برابر اصلاح متون آموزشی حوزه، عدّه‌ای اعتراض می‌کنند و می‌گویند: «این کتابها، جواب داده‌اند؛ با همین کتابها، صاحب جواهرها، شیخ انصاری‌ها، امام‌خمینی‌ها، آیت‌الله مطهّری‌ها و شهید بهشتی‌ها و امثالهم پرورش‌یافته‌اند!» یا وقتی برای منسجم‌کردن حوزه‌ها تلاش می‌کنیم، عدّه‌ای اظهار نگرانی می‌کنند و مي‌گويند: «استقلال و آزادی عمل حوزه‌ها، سلب شد!» و به همین خاطر، در برابر نظام جامع و فراگیر و یک‌دست، مقاومت می‌کنند.

این در حالی است که اگر بخواهید از نیروها و استعدادهای حوزه، استفاده بهینه کنید و ضایعات را کاهش‌دهید، حتماً نیازمند مدیریّت یک‌پارچه‌اید؛ چرا که همه موارد مذکور، به یک کنترل و نظارت مستمرّ و فراگیر احتیاج دارد و این امر، در یک بستر آزاد و غيرمنسجم، بسیار سخت خواهدبود.

بنابراین، یکی از مهمّ‌ترین مسائل ما در مدیریّت تحوّل، اينست که اوّلاً مقاومتها را به حدّاقلّ برسانیم و ثانیاً، تحوّل را به گونه‌ای رقم‌بزنیم که نتیجه و خروجی این تحوّل، حفظ ارزشهای اصیل حوزه و در عین حال، بالنده‌کردن حوزه باشد. انتقال دانش را آسان‌کنیم؛ ولی سطح علمی کتابها را پايین‌نیاوریم. ارزشهای نظام آزاد حوزه را حفظ‌کنیم؛ امّا به حوزه، انضباط هم ببخشیم و مثلاً بتوانیم شاخصه‌های استاد مطلوب را به طلبه ارائه‌كنیم تا بداند در این نظام آزاد، با چه استادی درس بخواند تا بتواند برای رشد خودش، تضمین کافی داشته‌باشد. متأسّفانه برخی‌ها، وقتی به سمت انضباط می‌روند، ارزشهای اصیل حوزه را به محاق می‌برند و برخي ديگر هم با تأکید بر نظام آزاد، توانایی و کارآمدی حوزه را به حدّاقلّ می‌رسانند.

آسیب‌شناسی نظام آموزشی حوزه

در بخش آموزش نیز مسائل فراوانی وجود دارد؛ مثلاً در بحث دانش، خلأ اطّلاعات داریم؛ در همین سیستم آموزش فقه -که فعلاً اصلی‌ترین و ریشه‌ای‌ترین مأموریّت حوزه قلمداد می‌شود- باید دانشهایی فراگرفته شود که امروز، برای آن متن درسی تهیّه نشده و تدریس نمی‌شود. طلّاب ما در زمینه فقه، تاریخ فقه نمی‌خوانند! قواعد فقهیّه نمی‌خوانند! فقه مقارن نمی‌خوانند و تاریخ شکل‌گیری و سیر تطوّر یک مسئله فقهي را نمی‌دانند!

اینها اصول و روش یک کار فقهی است؛ قواعد فقهيّه، دریافتهای فقهی است که به ایجاد یک بینش و دریافت جامع از احکام دینی می‌انجامد؛ ولی در عین حال، این قواعد، امروزه آموزش داده نمی‌شود! مبانی فقاهت، به عنوان مبانی فلسفی-کلامی علم فقه، تدريس نمی‌شود! ما در این ابعاد، کمبود جدّي داریم.

فقه ما به تعبیر خِرّیت فنّ فقاهت، مرحوم آیت‌الله بروجردی، ناظر به فقه اهل سنّت است؛ امّا طلبه در تمام دوران تحصیل خود، جریان تفقّه اهل سنّت را حتّی در یک مسئله هم بررسی نمی‌کند و هر چه جلوتر می‌رود، وارد فضایی مي‌شود که تنها به مجموعه اطّلاعات و نظریّات درون‌مذهبی می‌پردازد؛ اینها مواردی است که باید اصلاح شود.

یکی دیگر از مسائل مربوط به عرصه آموزش، مسئله ادبیّات عرب است. بنده در يك سفر خارجی، با يك استاد دانشگاه در رشته معارف دینی برخورد کردم که به راحتی به زبان عربی صحبت مي‌كرد. ابتدا فكر كردم كه عرب است؛ ولي بعد فهمیدم که اهل ترکیه است و چون چند سال در دوره دکترا، زبان عربی را آموزش دیده، به عربی تکلّم مي‌كند و نیازي به مترجم ندارد. این برای ما نقص است که سالها بر ادبیّات عرب تمرکز می‌كنیم؛ ولی طلبه ما نمی‌‌تواند به عربی صحبت‌كند. ما قطعاً باید این نقیصه را برطرف‌کنیم. دستِ‌كم، فقیه ما باید زبان عربی را کاملاً بداند و به غیر از نوشتن به عربي -که حدّاقلّ انتظار لازم است- قدرت تکلّم به عربی را داشته‌باشد.

همه این توانمندسازی‌ها باید در کنار توجّه به کم‌کردن زمان تحصیل باشد؛ این نكته، خیلی مهمّ است؛ زمان تحصیل نباید طول بکشد و ذهن طلبه نباید خسته شود. اینها جزء اصلی‌ترین مطالبات کسانی است که می‌خواهند برای تحوّل در نظام آموزشی حوزه فکرکنند.

ایجاد رشته‌های تخصّصی گوناگون و ايجاد توانمندی‌ها و ویژگی‌های اخلاقی مورد انتظار در طلّاب و برآوردن انتظارات گوناگوني كه در ابعاد مسئولیّتهای اجتماعی از حوزویان مي‌رود، همه جز در سایه متحوّل‌کردن سیستم آموزش امکان‌پذیر نیست. با وجود همين ضرورت تحوّل، وقتی می‌خواهید یک نظام آموزشی را طرّاحی‌کنید که تمام این مطالبات را پوشش‌دهد، در برابر آن مقاومت می‌شود. البتّه برخی از این مقاومتها، ناشی از آنست که قبلاً تحوّلی اتّفاق افتاده و به خوبي مدیریّت نشده‌است؛ لذا مدیریّت تحوّل در آموزش، خیلی مهمّ است.

چه بايد كرد که حوزه‌های شهرستان‌ها، حوزه‌هایی قوی باشند؟ چه بايد كرد که طلبه‌ها در دوره مقدّمات، به گونه‌ای دانش را فراگیرند که قابلیّت ورود به رشته‌های تخصّصی را داشته‌باشند؟ چه بايد كرد كه از ادبیّات و منطق و معانی و بیان، به عنوان درسهای خسته‌کننده یاد نکنند و چه بايد كرد که اين مقدّمات، به عنوان دانش شناخته‌نشود؛ بلکه به عنوان فنّ با آن برخورد شود؟ فنوني همچون ابزار كه ارزش آنها در کاربردشان باشد؟ آموزش غيركاربردي اين دانشها سودي ندارد؛ اينكه فقط شیوه‌های شناکردن را به كسي بياموزند؛ ولي هیچ‌گاه او را در استخر نیندازند، او شناگر نمی‌شود!

اینها مسائلی است که باید حلّ شود؛ ما بايد در بخشهای مختلف، زمینه ایجاد تحوّل در حوزه را فراهم‌کنیم و مطالبات رهبری را در ابعاد مختلفی که ایشان در بخش آموزش مطرح فرمودند، تعقیب‌کنیم.

می‌خواستم آن ابعاد را مطرح‌کنم؛ امّا وقت كم است. اگر اجازه بفرمایید، به سؤالات جمع‌آوری‌شده بپردازیم. شاید در حین پاسخ به سؤالات، بنده بتوانم به برخی از آن ابعاد هم اشاره‌کنم.

 

* ظاهراً نظام درسی حوزه، برای مقطع سیکل طرّاحی شده‌است. به نظر شما، آيا افرادي که از مقاطع مختلف سيكل يا دیپلم یا یا دانشگاه به حوزه آمده‌اند، توانایی‌های یکسانی دارند؟ آيا نبايد بین نظام درسی‌ای که برای آنها طرّاحی می‌شود، تفاوتی وجود داشته‌باشد؟ افراد زیادی در همین مدرسه شهیدین داریم که دارای سوابق درخشان علمی در دبیرستان‌اند؛ ولی باید در نظامی آموزش ببينند که بیشتر با مقطع سیکل تناسب دارد! چرا حوزه، برای دیپلمه‌ها و دانشگاهي‌ها فکری نکرده‌است؟

اشکال بسیار خوبی است و اصل اشکال هم روشن است؛ ورودی سیکل، معیار نظام آموزشی حوزه قلمداد شده و این قضیّه باید اصلاح شود. اتّفاقاً ما این اصلاح را شروع‌کرده‌ایم؛ شاید عزیزان مطّلع شده‌باشند که ما پنج نظام آموزشي را برای سطح یک، طرّاحی‌کرده‌ایم: نظام مربوط به ورودی‌های سیکل؛ نظام مربوط به ورودی‌های دیپلم؛ نظام مربوط به ورودی‌های بالاتر از دیپلم؛ نظام دیگری برای بخش آزاد یعنی داوطلبان متفرّقه؛ و نظام پنجم نيز برای استعدادهای درخشان. برنامه‌ریزی‌ها در این پنج نظام، در حال انجام‌شدن است و بنده امیدوارم كه طرح كامل آنها برای امسال آماده شود تا مراحل تصویب را بگذراند.

البتّه قاعدتاً باید خروجی‌هاي این پنج نظام، از نظر میزان دانش و اطّلاعات، یکسان باشند. علّت اینکه چند نظام آموزشی طرّاحی می‌کنیم، اينست كه بتوانيم ظرفیّتهای مختلف افراد را با توجّه به تحصیلات قبلي‌شان پوشش‌دهيم؛ امّا پس از اینکه از سطح یک، خارج مي‌شوند، براي ورود به مراحل بعدي، باید سطح دانش آنها یکسان شده‌باشد؛ بنابراین، ما باید در بخش دیپلم و بالاتر، مدّت تحصيل را كمتر کنیم تا اين طلبه‌ها بتوانند با سرعت بیشتری، سطح یک را بگذرانند.

 

* به نظر می‌رسد مهمّ‌ترین تحوّلی که در حال حاضر، حوزه به آن نیازمند است، بحث تخصّص‌گرایی است؛ حوزه باید رشته‌های تخصّصي مختلفی داشته‌باشد تا طلّاب در زمینه‌اي که علاقه دارند، تحصيل و پیشرفت کنند. آیا معتقد به چنین تحوّلی هستید؟ اگر چنین اعتقادی دارید، چه راهکارهایی اندیشیده‌ايد؟

می‌دانيد که تا الآن، 13 رشته تخصّصی در حوزه دایر شده و مشغول فعّالیّت‌اند؛ رشته‌هايی مثل تفسیر و علوم قرآن، کلام اسلامي، تاریخ، ادبيّات عرب، اخلاق اسلامي، حقوق و قضاء اسلامی، ادیان و مذاهب، نهج‌البلاغه، علوم حدیث، فلسفه اسلامي و تبلیغ که از رشته‌های دیرینه حوزه است.

قبلاً ورودي این رشته‌های تخصّصی، از سطح 4 گرفته می‌شد؛ بعداً تصمیم‌گرفتند که از سطح 3 حوزه باشد و الآن، اکثر این رشته‌ها از سطح 2 حوزه، یعنی پس از گذراندن پایه 6 پذیرش می‌كنند. البتّه دوستان در مجموعه دفتر هماهنگی رشته‌های تخصّصی، در حال طرّاحی رشته‌های دیگری نيز هستند و اگر پیشنهادی در این زمینه داشته‌باشید، استقبال مي‌كنند.

 

* آیا فکر نمی‌کنید در باب تحوّل در حوزه، باید از تئوری‌‌ها بگذریم و مقداری هم به عمل بپردازیم؟ احساس می‌شود خیلی از مباحث تئوری، قبلاً مطرح شده و در همان حدّ تئوری باقی مانده‌است؛ آیا لازم نیست در فضای حوزه، مقداری هم به دنبال مشکلات اجرایی تحوّل بگردیم و آنها را برطرف‌کنیم؟

چرا؛ کار شورای پیشبرد، همین است؛ یعنی باید آسیب‌شناسی‌کند که با اینکه تحوّل در حوزه، به شکلی جدّی و فراگیر مطالبه شده، پس چرا اتّفاق نیفتاده‌است؟! إن‌شاءالله، اگر در آسیب‌شناسی معلوم شد که یکی از مشکلات، پرداختن صِرف به تئوری‌هاست، باید اين مشكل، حلّ شود؛ يا اگر مشکل، مقاومتهاي موجود در برابر تحوّل است، طبیعتاً باید برای آن تدبیر دیگری اندیشیده‌شود.

 

* یکی از نکاتی که مقام معظّم رهبری در جلسه هشتم آذر تأکیدکردند، اين بود که مدیریّت حوزه باید یک کار مستقلّ و مهمّ، تلقّی شود و افرادی که چنین مسئولیّتی را می‌پذیرند، باید فارغ‌البال باشند و تمام توانایی‌های خود را در حوزه صَرف‌کنند؛ امّا در همه بخشهای مدیریّتی حوزه، متأسّفانه خلاف آن ديده مي‌شود؛ يعني غالباً آقايان چندين مسئوليّت دارند؛ يا در سنّ و سال بازنشستگی هستند و طبیعتاً آن‌طور که باید، نمی‌توانند امور را مدیریّت‌کنند. از جمله اعضاي همين شورای پیشبرد، عموماً اين ویژگی را ندارند. آيا نباید راه برای ورود فضلای جوان، به عرصه مدیریّت باز شود؟

شورای پیشبرد، 6 کمیسیون دارد که اعضاي آنها، از همان فضلایی هستند که شما اشاره فرمودید؛ کسانی هستند که در بخشهای تخصّصی حوزه مثل بخش پژوهش، آموزش، تشکیلات، تهذیب و تربیت، مشغول فعّاليّت‌اند و إن‌شاءالله می‌توانند موتور محرّکه تحوّل باشند. به هر حال، فرمایش شما متین است؛ امّا همين تدابیری که اندیشیده شده، مجموعاً فرصت خوبی را ایجاد کرده و می‌توان امیدوار بود که حدّاقلّ بخشی از  نواقص، مرتفع مي‌شود.

 

* به نظر می‌رسد مشکل اساسی در امر تحوّل، نظام مدیریّتی حوزه است؛ نه اینکه نظام آموزشی، اشکال نداشته‌باشد و یا متکثّربودن حوزه‌ها، یک معضل نباشد؛ ولی مسئله اصلی، رأس هِرم حوزه، یعنی همان مدیریّت است. از سوی دیگر، الآن افرادی هستند که به شدّت با برخی علوم، مثل فلسفه و عرفان مخالف‌اند و طبیعی است که اگر یکی از متعلّقات تحوّل، توسعه این علوم باشد، آنها زیرِ بار نمی‌روند و به مخالفت با جریان تحوّل بر می‌خیزند. شما با این طیف، چگونه مواجه می‌شوید؟ اساساً وقتی یک نوع انسجام و وحدت میان علوم حوزوی وجود ندارد، آيا فرایند تحوّل با مشکلات جدّی روبه‌رو نخواهدشد؟

در رابطه با نظام مدیریّت حوزه، خبرهای خوبی در راه است؛ البتّه بین آنچه بايد باشد و آنچه امروز کلّیّت حوزه، آن را می‌پذیرد، فاصله زيادی است؛ امّا آنچه الآن اتّفاق افتاده، به نظرم، مسيرِ رو به اصلاح و رو به تکاملي است. کسانی که در رأس تحوّلات قرار گرفته‌اند، عناصری تحوّل‌خواه هستند و هر چند يكي از عزیزان، به سنّ و سال آنها انتقادکردند؛ امّا عناصری هستند که اطّلاعات خوبی از بیرون دارند و خواهان تحوّل‌اند و اگر بنا باشد در بدنه زعمای حوزه، کسانی خواهانِ تحوّل باشند و فضلا را زیر چتر حمایتی خودشان قرار دهند، به نظرم همین عناصری هستند که انتخاب شده‌اند.

تحوّل، بریده از زعمای حوزه، نمی‌تواند محقّق شود؛ ما باید مجموعه‌ای از طلّابِ تحوّل‌خواه، فضلای تحوّل‌خواه و زعمای تحوّل‌خواه را در کنار یکدیگر داشته‌باشیم. نباید این زنجیره پاره شود؛ ما نمی‌خواهیم فضلايي جدا از زعما داشته‌باشیم كه اینها یک حرف بزنند و آنها چیز دیگری بخواهند. اتّفاقی که در حال وقوع است، نزدیک‌شدن طیفی از بزرگان حوزه‌ و به دست گرفتن مدیریّت کلان حوزه است و اینها می‌توانند فرصت را برای فضلا فراهم‌کنند و آن روز است که ما می‌توانیم کاری انجام‌دهیم.

درباره وحدت علوم و انسجامی که اشاره فرموديد، به هر حال، نمی‌توان در یک نظام آزاد مثل نظام حوزه، انتظار داشت كه کسی ضدّ فلسفه يا ضدّ عرفان يا ضدّ رشته‌های تخصّصی نباشد؛ این نوع برخوردها، طبیعی است. قشر تحوّل‌خواه حوزه، باید اکثریّتی پیدا کند؛ جایگاه اثباتی و قدرت اِعمال نظر پیدا کند تا بتواند انسجام را ایجاد نماید؛ وگرنه، مخالف، همیشه هست. حتّی در نظامهای آموزشی بسته، وقتی به سطح عالی نزدیک می‌شوید، اختلاف نظرها زیاد می‌شود؛ چه برسد به نظام آموزشي آزاد حوزه که اختلاف، ذاتیِ آن است! در چنين نظامهای آزاد، اداره‌کردن و سامان‌دادن امور، حقیقتاً مهارت خاصّي می‌خواهد.

به نظرم، آنچه الآن -در سایه شرایطی که مقام معظّم رهبری فراهم‌کرده‌اند- باید اتّفاق بیفتد، آنست که عناصر تحوّل‌خواه، همدیگر را پیدا کنند و به سرعت، ساختار تشکیلاتی حوزه را سامان‌بدهند؛ هِرم دانش را به خوبی ببندند و این امر را در حوزه، تثبیت‌کنند. این کاری است که مجموعه عناصر تحوّل‌خواه، ظرف مدّت یک دهه يا کمتر از آن، باید در حوزه انجام‌دهند.

ما به جای اظهار ناراحتی و نگرانی و اینکه همیشه فاصله بین خواسته‌های مطلوب و آنچه را صورت‌گرفته، بسنجیم، بايد نیمه پُر لیوان را ببینیم؛ آن نیمه پُر، اینست که امروز فرصت جدیدی در اختیار ما قرار گرفته و ما باید در این مسیری که برایمان فراهم شده، إن‌شاءالله به خوبی، ایفاي نقش کنیم.

 

* آیا جریان تحوّل در حوزه، می‌تواند مشكلاتي نظیر تنبلی یا بداخلاقی بعضی طلّاب، ضعف علمی کتابها، كمبود استادان حاذق، بعضی پارتی‌بازی‌ها در مرکز مدیریّت و بداخلاقی مرکزنشینان با طلّاب را حلّ‌کند؟ آیا کار اصلی، با اصلاح ظواهر درست می‌شود؟ چطور در پی تحوّل هستید، حال آنکه بیش از نیمی از کارمندان مرکز مدیریّت، با داوطلبان پذیرش در حوزه  و با طلّاب، بسیار بد برخورد می‌کنند؟! آيا وجود آنها، بازدهی کار شما را پایین نمی‌آورد؟

ما برای رفع مشکل کیفیّت خدمات‌رسانی مرکز مدیریّت، اقداماتی را انجام دادیم؛ امّا در مسیر این اقدامات، مشکلات دست و پا گیری پیدا شد؛ مثلاً اعلام شد كه حتّی يك نفر هم نباید به کادر اجرایی مرکز مدیریّت اضافه شود! ما ساختاری طرّاحی‌کردیم؛ ولي این ساختار، در جلسات شورای‌عالی حوزه مطرح نشد! برای تشکیلات مرکز مدیریّت، پیشنهادهاي اصلاحی داشتیم؛ امّا به دلایلی اجرا نشد.

فرمایش این عزیزمان، فرمایش درستی است؛ ما در مرکز مدیریّت، مجموعه خدمت‌گزار مناسبی که بتواند طلّاب را راضی‌کند، نداریم و این، دو دلیل دارد: یکی اینکه برخي از افراد شاغل در آنجا، ویژگی‌ها و توانایی‌های لازم را ندارند و اساساً برای این کار مناسب نیستند؛ و دیگري، اشکال در ساختار است؛ یعنی فلان مسئول، می‌خواهد به طلبه پاسخ دهد و مشكلش را حلّ‌كند؛ امّا اختیارات لازم را ندارد؛ ضوابطی دارد که خودش هم اطمینان ندارد کاملاً رعایت شود. البتّه من به هیچ‌وجه نمی‌خواهم مدافع وضع موجود باشم؛ ولی به هر حال، مجموعه‌ای از مشکلات، دست و پای مرکز مدیریّت را برای خدمات‌رسانی مناسب به طلّاب، بسته است.

بنده اطّلاع دارم که درصد رضایتمندی طلّاب از خدمات مرکز مدیریّت، در حدّ مطلوبی نیست؛ به هیچ‌وجه هم مجموعه فعلی را مقصّر مطلق نمي‌دانم. برای رفع این مشکل، پیشنهادهایی هست كه باید در یک بستر مناسب، مطرح و عملی شود. مثلاً شما، بسیاری از خدمات را می‌توانستید به جای اینکه از مرکز مدیریّت بگیرید، از همین مدارس دریافت‌کنید؛ آیا نمی‌شود مثلاً صدور گواهی را به مدارس واگذار كرد؟ آيا نمی‌شود کار مشمولین يا بیمه، در مدارس انجام شود؟ خیلی از خدماتی را که در مرکز مدیریّت ارائه می‌شود، می‌توان به مدارس منتقل‌کرد تا این همه تراکم در مرکز مدیریّت نباشد.

چرا مرکز مدیریّت باید مثل یک مدرسه بزرگ اداره شود؟ یعنی طلبه بیاید در آنجا امتحان بدهد؛ اوراقش تصحیح شود و نتیجه امتحاناتش داده‌شود؟! چرا هر طلبه‌ای که می‌خواهد پایان‌نامه بنویسد، حتماً باید در کمیته‌های تخصّصی مرکز مدیریّت رسیدگی شود؟ ما 13 مرکز تخصّصی داریم كه می‌توان این کار را به آنها تفویض‌کرد تا اين همه فشار بر مرکز مدیریّت تحمیل نشود؛ مي‌توان آیین‌نامه‌هایی طرّاحی كرد که طبق آنها، معیارهای مشخّصی وجود داشته‌باشد تا هر کمیته‌ای ملزم شود كه از افراد واجد آن معیارها، به عنوان استاد راهنما یا داور استفاده‌کند. الآن، چون معیاری نیست، ما چهار نفریم كه مثلاً در کمیته تخصّصی فقه، می‌گوییم: «استاد راهنماي اين پايان‌نامه را نمی‌شناسيم!» و فقط به همین دلیل، پایان‌نامه طلبه‌ای که زیر نظر این استادِ راهنما کار کرده، ردّ می‌شود و این طلبه باید دوباره بگردد و در حوزه، یک استاد راهنمای جدید پیدا کند!

بحث تحوّل در ساختار مدیریّتی، اگر إن‌شاءالله اتّفاق بیفتد، به اين مسائل رسیدگی می‌شود و من امیدوارم كه این مشکلات، مرتفع شود؛ البتّه بستگی زیادی به مطالبه شما دارد؛ شما باید مطالبه‌کنید و پيشنهادهاي خود را به مدیریّت جدید ارائه‌نمايید.

 

* مطالباتمان را از کجا بخواهیم؟

جناب آيت‌الله يزدي، هم دبير شوراي پيشبرد هستند و هم دبير شوراي‌عالي حوزه؛ شما مي‌توانيد با دبیرخانه شورای پیشبرد يا دبیرخانه شورای‌عالی حوزه، ارتباط برقرار کنید يا مطالبات خود را به مدير جديد مركز مديريّت، ارائه‌كنيد. اين فرصتی است که در آن، مطالبات مطرح شود؛ فعلاً دبيرخانه شورای پیشبرد و دبیرخانه شورای‌عالی حوزه، دو مرکز مناسب برای تجمیع اشکالها و ارائه پیشنهادها هستند.

 

* چرا دروسی نظیر فلسفه و منطق و عقاید که با فکر و اندیشه انسان سر و کار دارد، به حاشیه حوزه رانده شده‌است؟ چرا به مسئله تفکّر، اهمّیّتی داده نمی‌شود؟ حوزه ما جسارتِ فکرکردن ندارد؛ آیا برای این مسائل، چاره‌ای اندیشیده‌اید؟ ضمناً شنیده شده که برخی می‌‌خواسته‌اند حوزه را به همان وضعیّت سال 1372 برگردانند؛ آیا این شنيده، درست است؟

در اینکه حوزه، جسارتِ فکرکردن ندارد، با این برادر عزیز، موافق نيستم؛ الآن در حوزه، فلسفه و كلام تدریس می‌شود و رشته‌های علوم عقلی -علی‌رغم مخالفتهایی که وجود دارد- دایر است و بحمدالله شرایط مناسبی برای فعّالیّت آنها فراهم شده؛ الآن انجمن حکمت، یکی از انجمنهای فعّال حوزه است و شخصیّتهای بزرگی در آن حضور دارند.

در طرّاحی فعلي، سطح یک حوزه، دو نقش دارد: یکی، آموزش دانشهای مقدّماتی علوم حوزوی است و دیگری، آشنایی پايه با فقه و اصول براي ادامه در مقاطع بالاتر است. دانشهای دیگر، در طول یک دهه اخیر، وارد حوزه شده‌اند. فكر مي‌كنم منظور دوستمان، اينست که در دوره مقدّمات، بیش از این، به تدریس علوم عقلی پرداخته‌شود.

در همین راستا، یک مشکل اساسی داریم: حجم دانشی که الآن، مرتّباً وارد ذهن طلّاب می‌شود، بسیار زیاد است و زمان تحصيل، واقعاً کشش این همه درس را ندارد؛ ما نمی‌توانیم این‌قدر به ذهن طلبه فشار بياوریم. الآن شما در سطح یک، منطق را در دو مرحله و کلام را در سه مرحله می‌خوانید و آشنایی با فلسفه‌ را فرا می‌گيرید؛ امّا وقتی وارد سطح 2 می‌شوید، باز فلسفه و عقاید دارید و اینها را به عنوان دروس عمومی حوزه در کنار رشته‌های تخصّصی می‌خوانید. به نظر بنده، بهتر است به جای اینکه چندین دوره کلام بگذاریم، یک دوره شُسته‌رفته مناسب طرّاحی‌کنیم تا طلبه با صَرف زمان کمتر و البتّه با یک بسط و شرح بیشتر و بهتری، کلّ مجموعه کلام را فرابگیرد.

یکی از نکات مهمّی که مرحوم شهید مطهّری در بحث تعلیم و تربیت می‌فرمایند، هیمن است كه تفاوت شیخ انصاری با دیگران، در اینست که شیخ انصاری، متفکّر بود؛ آيت‌الله نائینی و آيت‌الله بروجردی، متفکّر بودند. نظام آموزشی نباید دانشمند و فاضل، تحویل‌دهد؛ بلكه باید متفکّر تحویل‌دهد؛ چرا كه نوآوری در بستر تفکّر ساخته می‌شود و شکل می‌گیرد.

ما یکی از اصول چهارده‌گانه حاکم بر برنامه‌ریزی جدید آموزشی حوزه را تفکّرمداری قرار دادیم و گفتیم درسها باید به گونه‌ای محدود و کوچک شود که فرصت تفکّر به طلبه‌ها داده‌شود؛ ما نمی‌خواهیم مثل نظامهای آموزشی غیرحوزوی، طلبه را بمباران اطّلاعات کنیم و آن‌قدر اطّلاعات بر سر او بریزیم که فرصت تفکّر نداشته‌باشد. ما دنبال چنین چیزی هستیم و البتّه اگر شما پیشنهادهايي دارید، مطمئنّ باشید که دوستان ما از آنها استقبال خواهندکرد.

شنيده ایشان درباره اینکه بعضی‌ها مي‌خواستند حوزه را به سال 1372 برگردانند، درست است. گفتند: «همه تغییراتی که با کارِ کارشناسی زیاد، در حوزه اِعمال شده، بايد کأنْ لم یَکُنْ شود؛ تا سال 1386 تخلّف و انحراف صورت‌گرفته و بايد به وضعيّت سال 1372 برگردید!» از ما یک‌سری آدمهای منحرف ساختند و ما خيلي درگیر شدیم تا جلوی چنین تصمیمی گرفته‌شد.

حتّي گفتند که امتحانات، باید در انتهای سال و از کلّ متن گرفته‌شود. من با دبیرخانه شورای‌عالی تماس‌گرفتم و گفتم: «چرا این نقیصه یک‌بار امتحان‌دادن در سال، هنوز برای سطح دو باقي مانده‌است؟» مسئول مربوطه به من ‌گفت: « تا الآن 22 نامه از شما و ديگران و از مجموعه مرکز مدیریّت، به دست ما رسیده و خواسته‌اند که امتحانات سطح هم در دو نیم‌سال و هر بار از نصف متن باشد؛ ولی تا به حال، اصلاً مطرح نشده‌است!» خدا می‌داند چه زحمتی کشیده‌شد تا ما بتوانیم امسال، امتحانات شما را در دو نیم‌سال برگزار کنیم! چیزهایی از این قبیل، ما را مشغول‌کرد و وقتمان را گرفت.

 

* چرا برای مطـالعه کتب شهیـد مطهّـری، طرح نتیجه‌بخشی وجود ندارد؟

فعلاً به همین مقدار راضی باشید! شايد برخی از آنها را طبق فرمایش و توصیه رهبری، بتوانیم جزء درسهای حوزه قرار دهیم.

 

* چرا حوزه، بیشتر به سمت کمّیّت می‌رود تا کیفیّت؟

ما باید مشخّص‌کنیم كه آیا آموزش شما در سطح یک، باید کیفیّت پیدا کند یا کمّیّت داشته‌باشد؛ چون شما طلبه هستید و مردم سؤالات مختلفی از شما دارند كه بايد بتوانید به همه آنها پاسخ دهید. براي پاسخگويي به نيازها مي‌توان اين‌گونه عمل‌كرد كه مثلاً تمام 40 عنوان از رشته‌های علوم را فرابگیرید؛ يا اينكه به جای 40 عنوان، مثلاً 20 عنوان را با دقّت و عمق بالا فرابگیرید و دانشهای دیگر را در رشته‌های تخصّصی تعقیب‌کنید يا توانایی داشته‌باشید که خودتان مطالعه‌کنید. اینها موضوعاتی است که قاعدتاً باید بررسي و حلّ شوند.

الآن حدّاقلّ، یکی دو سال است که سعی‌کرده‌ایم -تا جایی که ممکن است- کمّیّت در حوزه، بیشتر نشود؛ بلکه به سمت ارتقاء کیفیّت آموزش برویم و فعلاً در مرحله طرّاحی نظامِ کیفیّت‌محور هستیم.

 

* آیا مسئله و مشکل اصلی نظام آموزشي حوزه، کتابهاي قدیمی است یا عدم جسارتِ تفکّر؟

هر دو مشكل وجود دارد. البتّه تا کتاب بهتری ارائه نشود، کتابهاي قدیمی را باید مثل گوهری ارزشمند نگهداری‌کنیم؛ امّا از آنجا که کتب قدیمی، کتب درسی نیستند و به شيوه آموزشي نوشته نشده‌اند، حتماً باید به فکر کتب جایگزین باشيم.

امروز روشهای انتقال دانش، بسیار متنوّع شده‌است. محتوا، یک چیز است و روش انتقالِ محتوا، چیزی دیگر؛ یعنی ما می‌توانیم محتوای همان متن غنی قدیمی را با یک روش علمی جديد و صحیح، به شکلی بهینه منتقل‌کنیم تا در ظرف زماني محدودتر، دانش مربوطه به طلبه انتقال یابد و او با دانش درگیر شود، نه با متن پيچيده.

مقام معظّم رهبری، در همان دیدار فرمودند که اصلاً چه هنر و فضیلتی است که طلبه وقت خود را صَرف فهميدن عبارات مغلق و پيچيده كند؟ فرمايش ايشان، خيلي متين است؛ چرا طلبه باید همان مطلبی را که با توضيحاتِ استاد از بیرون متن، به خوبي می‌فهمد، از دلِ کفایه در بیاورد؟ چرا مسئله‌ای که خود به قدر کافی پیچیده است، بايد پیچیده هم نوشته‌شود و طلبه هم مجبور باشد آن را در همان شکل پیچیده‌اش مطالعه‌کند؟ چه اشکالی دارد که دانش را در همان سطح و در همان عمق، راحت‌تر در اختیار طلبه قرار دهیم؟

اینها نکاتی است که در کتابهای درسی حوزه، باید مورد توجّه قرار بگيرد. شنیدم که برخی از مراجع عظام تقلید، از جمله حضرت آیت‌الله مکارم‌شيرازي هم تصریح‌کرده‌اند که باید همین اتّفاق بیفتد و ما امیدواريم یکی از موضوعاتی که در تحوّل پیگیری مي‌شود، همین امر باشد.

 

* چرا دائماً شاهد تغییر ساختار تحصیلي حوزه، از ثُلثی به نيم‌سالي و برعكس هستیم؟ همین امسال، چندین مرتبه زمان امتحانات اعلام شد و دوباره به تعويق افتاد؛ چرا در برگزاری امتحانات، بی‌نظمی وجود دارد؟

اتّفاقی که امسال، درباره زمان‌بندی امتحانات افتاد، به خاطر اشکالی بود که بین ما و دبیرخانه شورای‌عالی به وجود آمد؛ إن‌شاءالله در آينده، اين مسائل حلّ خواهدشد.

 

* آيا برای تشخیص و مهار و مقابله با عوامل مُخلّ تربیت اخلاقی و رشد معنوی و شخصیّت اجتماعی طلّاب، برنامه‌ای مدّ نظر هست یا نه؟

اصل این مسئله، وظیفه معاونت تبلیغ و تهذیب است و دوستان بايد از مسئولان مربوطه دعوت‌کنند تا بیایند و پاسخ دهند؛ منتها عرض‌کردم كه نظام آموزشی، باید به گونه‌ای باشد که طلبه پس از 6 سال تحصيل، از نظر توانایی‌های علمی رشدکند؛ از نظر توانایی‌های اجتماعی، قابلیّتهای کافی را پیدا کند و از نظر معنویّات و قدرت تفکّر و پژوهش هم ظرفیّت لازم را داشته‌باشد.

الآن دوستان ما در معاونت پژوهشي حوزه، طرحی را برای پژوهش ضمن آموزش آماده‌کرده‌اند؛ امّا در بخش تهذیب، منتظریم تا دوستان در معاونت تبليغ و تهذيب، طرحي را سامان‌دهي‌كنند و به ما بدهند. إن‌شاءالله در نظام آموزشی آينده، پژوهش و تهذيب گنجانده خواهدشد.

 

* برای امنیّت خاطر طلبه نسبت به آینده شغلی و معیشت و احساس مفیدبودنش برای جامعه، چه برنامه‌ای دارید؟

برای طلّابی که از حوزه فارغ‌التحصیل می‌شوند، دفتری به نام «دفتر فارغ‌التحصیلان حوزه» طرّاحی شده تا سرمایه‌های حوزه به درستي مدیریّت شوند و این مسئله، تا حدودی دغدغه‌ها را کم می‌کند.

ما هم در برنامه آموزشی جدید، هِرم نیاز به طلّاب را طرّاحی می‌کنیم که در آن مشخّص می‌شود مثلاً طلبه سطح یک، چه نیازهایی از جامعه را می‌تواند برآورده‌كند و ما در اين راستا، چه چيزهايي را باید در نظام آموزشی پیش‌بینی‌کنیم. اگر اینها آماده و اجرا شود و البتّه طلّاب هم پُرکار باشند و زحمت بکشند، به نظر می‌رسد از همه ظرفیّتها استفاده خواهدشد و هیچ استعدادی معطّل نخواهدماند.

به هر حال، جلسه شیرین و خوبی بود. امیدوارم با دعاهای خیر شما و نیّتهای پاک شما، تحوّل بیشتر از آنچه تصوّر می‌کنید، در حوزه رقم بخورد.

+         | 

مدرسه علمیّه علوی، پيشرو در امر تحوّل

 اشاره

در سالهای گذشته، اندیشمندان و بزرگان حوزه، بر ضرورت تحوّل در حوزه‌های علمیّه تأکید فراوان داشته‌اند؛ امّا آنچه بایسته نیازهای روز و شایسته جایگاه حوزه باشد، هنوز تحقّق نیافته‌است. هشدار مقام معظّم رهبری در آذرماه گذشته، مدیران و صاحب‌نظران حوزه را متوجّه همین معنا ساخت که خطر انزوا و ناکارآمدی در آینده نه چندان دور، تهدیدی جدّی برای حوزه‌های علمیّه به شمار می‌آید. بدیهی است ساختمانی که نیازمند نوسازی و اصلاحات ساختاری است، در صورت بی‌توجّهی، در معرض فروپاشی قرار خواهدگرفت.

علل و عوامل گوناگونی در پیدایش وضعیّت موجود، تأثیرگذار بوده‌اند. برای رسیدن به نقطه مطلوب، ابتدا باید موانع موجود و علل پیدایش آنها را بشناسیم و پس از آن، با ارائه راهکارهای مناسب، در جهت رفع آنها تلاش‌کنیم. یکی از مهمّ‌ترین عوامل بازدارنده پیشرفت و تحوّل، ضروری‌نبودن اصلِ سامان‌دهی نظام حوزه، در نگاه برخی از مدیران و تصمیم‌گیران است؛ تا آنجا که عدّه‌ای، این‌گونه تحوّلات را زیان‌آور هم می‌دانند!

از جمله دلايل پیدایش این تفکّر و نفوذ آن در میان حوزویان، نوعی ترس و نگرانی است؛ ترس از اینکه برخی روشها و سنّتها و مبانی ارزشی که در گذشته، عامل حیات و رشد حوزه‌ها و بستری مناسب برای رویش عالمان سترگ حوزه بوده‌اند، در چرخه تحوّل، به دست فراموشی سپرده شوند. این تفکّر، باعث شده تا روند اصلاحات در تمام سطوح، به کُندی پیش رود.

یکی از راهکارهای مناسب برای اصلاح چنین دیدگاهی، آگاهی‌دادن نسبت به ویژگی و امتیازات برنامه‌های تحوّل‌گراست تا آثار و نتایج ارزشمند این‌گونه تحوّلات، بیشتر شناخته‌شود. به همين خاطر، در این مجموعه سعی‌داریم با تعدادی از مدارس که در زمینه سامان‌دهی نظام حوزوی به موفّقیّتهایی رسیده‌اند، آشنا شویم.

یکی از مدارس نمونه و ممتازی که در این زمینه زحمات فراوانی کشیده، مدرسه علمیّه علوی است؛ مدرسه‌ای که تنها در مدّت پنج سال، با سرلوحه قراردادن اصولِ تحوّل کارآمد، به دستاوردهای مهمّ و باارزشی رسيده‌است. این مدرسه، با شناخت علمی از شرايط زمانی و بهره‌مندی از شجاعت در تصمیم‌گیری‌ها، توانسته به یکی از الگوهای موفّق مدیریّتی در حوزه، تبدیل شود.

امید است آشنايی با فعّالیّتهای این مجموعه، برای تمام عناصر تأثیرگذار در حوزه، قابل استفاده باشد. لازم به ذکر است که این گزارش، به قلم مدیر محترم مدرسه علميّه علوی، جناب حجّت‌الاسلام و المسلمین اقبالی نگاشته‌شده و با اندکی ویرایش، تقدیم شما می‌شود. جا دارد که همین‌جا، از لطف و پیگیری ایشان در ارائه این گزارش مبسوط، صمیمانه تشکّرکنیم.

 

ضرورت طرّاحی نظام آموزشی جدید

حوزه‌های علمیّه شیعه در دوران حیات پُرافتخار خود، تنها پایگاه واقعی حفظ و نشر معارف الهی قرآن و اهل‌بیت(ع) بوده و با تربیت اسلام‌شناسان حقیقی، همچون سدّی استوار در مقابل تمام بدعتها و انحرافات، ایستادگی نموده‌است؛ امّا امروز، میزان تقاضا و توقّع جامعه اسلامی از حوزه‌ها، در مقایسه با گذشته، رشد فراوانی داشته و به ویژه پس از پیروزی انقلاب اسلامي و با توجّه به ماهیّت مکتبی نظام اسلامی، مطالبات فراوانی پیش روی حوزه قرار گرفته‌است. اقتضائات جهان امروز، مناسبات بین‌الملل و دگرگونی دنیای ارتباطات و اطّلاعات از یک سو، و تهاجمات گسترده دشمنان از سوی دیگر، ضرورت بازنگری در نظام حوزه را اجتناب‌ناپذیر کرده‌است. علاوه بر این، توجّه به نقش حوزه‌های علمیّه به عنوان یکی از مهمّ‌ترین ارکان انقلاب در تبیین نظام اجتماعی اسلام، تغییر و تحوّل در ابعاد ساختاری و محتوايی حوزه را ضرورت بیشتری بخشیده‌است.

تذکّر این نکته ضروری است که ارائه هر نوع طرح و برنامه جهت زدودن نارسايی‌ها، هنگامی می‌تواند از قابلیّت بالايی برخوردار باشد که بر اساس واقعیّتها پایه‌ریزی شود و از هر گونه بلندپروازی بی‌مبنا و دور از منطق، برکنار باشد؛ پس می‌بایست با درک صحیح و پرهیز از هیجانات کاذب، کاستی‌ها و علل پیدایش آنها را بيابیم و سپس با توجّه به استعدادها و امکانات موجود، تلاش‌كنیم تا بهترین راه جهت نیل به اهداف را انتخاب‌کنیم. از این رو، ابتدا باید بدانیم که:

1. حوزه بايد در جهت تربیت چه افرادی، حرکت‌کند؟

2. در هر رشته، به چه تعداد از افراد نیاز داریم؟

3. در هر رشته، آموزشِ چه محدوده‌ای از علوم و فنون، مورد نیاز است؟

بررسـی وضعیّت مـوجـود نظـام آمـوزشی، این مزایا را در پی ‌دارد:

1. فاصله وضعیّت کنونی، با جایگاه مطلوب را به دست می‌آوریم؛

2. بـا تحلیـل وضعیّت مـوجـود، زمیـنه برای تنظیـم برنامه‌های منطقی و متناسب، فراهم می‌شود.

با توجّه به نکات مذکور و تأکیدات مقام معظّم رهبری بر لزوم تحوّل و سامان‌دهی نظام آموزشی، مقرّر شد این مدرسه با همکاری جمعی از اساتید، کارشناسان، مدیران و معاونان آموزشی مدارس، نسبت به تحقّق منویّات معظّم‌له، اقدامات لازم را انجام‌دهد. پس از انتخاب اعضای اصلی و شروع به کار، جلسات بررسی دیدگاه‌ها و نظرات مقام معظّم رهبری، در دستور کار قرار گرفت و راهکارهایی برای رفع معضلات و کاستی‌های سیستم آموزشی مطرح شد. برخی از این مشکلات، عبارت‌اند از: وضعیّت فرهنگ تفکّر و تحقیق و پژوهش؛ کاربردی‌نبودن علوم مقدّماتی نظیر ادبیّات و منطق؛ عدم جامعیّت علوم حوزوی؛ آموزشی‌نبودن متون درسی؛ ضعف روشهای تدریس؛ و فقدان کارگاه‌های آموزشی.

بنابراين، در مردادماه سال 1381 با صَرف بیش از دو هزار ساعت کارِ کارشناسیِ همراه با نقد و بررسی، مجموعه‌ای از برنامه‌ها در قالب یک طرح جامع، تدوین شد. این طرح، در ابتدا به گونه‌ای تدوین شد که مجموعه 10 سالِ سطح حوزه، به 6 سال تقلیل پیدا کند. از ویژگی‌های این طرح، تغییر اساسی متون و کاربردی‌نمودن دروس بود. قرارگرفتن عناوین جدید و مورد نیاز طلّاب در قالب بیش از 30 موضوع، از دیگر اهداف این طرح بود که تا حدود زیادی، منویّات مقام معظّم رهبری را تأمین می‌کرد؛ امّا به عللی، از اجرای آن صرف‌نظر شد و رویکرد تهیّه‌کنندگان، به دلايلی تغییرکرد که به آن اشاره خواهدشد.

این نظام، در طول پنج سال در مدرسه علمیّه علوی اجرا شد. بازخوردهای آن به طور دائم، مورد بررسی قرارگرفت و معایب آن، مرتفع گردید؛ امّا برخی مشکلات، همچنان باقی مانده‌است که باید خارج از محیط مدرسه و در سیستم اداری حوزه، حلّ شود.

لازم به ذکر است، برنامه‌ریزی آموزشی در یک مدرسه، به معنای نفی عملکرد حوزه در گذشته نیست؛ چرا که در طول تاریخ حوزه، کارهای بسیار ارزشمندی از طرف بزرگان و علما صورت گرفته‌است. برنامه‌های جدید تحصیلی نیز با توجّه به نیازهای طلّاب و شرایط زمانی و در جهت جبران کاستی‌ها و رفع ضعفهای احتمالی بوده و باعث رشد و بالندگی بیشتر نظام آموزشی است. البتّه به تازگی، معاونت محترم آموزش مرکز مدیریّت با همکاری مدیران و کارشناسان، حرکتهای خوبی را در راستای تحوّل آموزشی برای مقاطع مختلف تحصیلی اعمّ از سیکل، دیپلم و بالاتر، انجام‌داده‌اند که امید است در آینده نزدیک، شاهد اجراي آنها باشیم.

در این بخش، لازم است به تشریح جزئیّات طرح مذکور بپردازیم:

الف) اهداف طرح

1. آشنايی طلّاب با علوم اسلامی و معارف قرآن و اهل‌بیت(ع)

2. ایجاد فضای معنوی و ارائه برنامه‌های مطلوب، جهت تربیت و تهذیب طلّاب

3. پرورش و شکوفايی قوّه تفکّر و ترویج روحیّه تحقیق و پژوهش در طلّاب

4. تربیت طلّاب کارآمد که در حدّ توان، پاسخگوی نیازهای جامعه باشند.

5. شناسايی و هدایت استعدادهای طلّاب در مسیر رشته‌های تخصّصی

ب) امتیازات و ویژگی‌های طرح

1. تقلیل دوره 6 ساله تحصيل به 5 سال(به علّت مشکلاتی مانند حجم زیاد متون و آموزشی‌نبودن آنها، تغییراتی در طول دوره داده‌شد.)

2. پژوهش‌محوری و اهتمام به فعّال‌سازی طلّاب در فرایند یادگیری

3. اختصاص يك‌چهارمِ نمره امتحانی به فعّالیّتهای کلاسی، از قبیلِ پرسش و پاسخ، متن‌خوانی، کنفرانس و تحقیق کلاسی

4. استفاده از عناوین کارآمد و مورد نیاز، مانندِ روش‌شناسی، آشنايی با تاریخ ادیان و مذاهب و آشنايی با حقوق

5. اهتمام به تواناسازی طلّاب در متون مهارتی

6. افزایش ساعات آموزشی به یک و نیم ساعت(که 20 دقیقه آن، جهت فعّالیّتهای کلاسی است) و برپايی 3 کلاس درسی در روز

7. اهتمام به مشاوره‌های علمی و پژوهشی توسّط اساتید مربوط

8. استفاده از جزوات آموزشی تهیّه‌شده توسّط مدرسه در زمینه عقاید، اخلاق، مشاوره کاربردی، روش مباحثه و مطالعه، اصول برنامه‌ریزی و ...

ج) اقدامات صورت‌گرفته در برنامه آموزشی

1. ارزیابی و بازنگری مستمرّ، جهت شناسايی اشکالات

2. تدوین جزوات آموزشی در زمینه عقاید، روان‌شناسی، روش مشاوره، روش مباحثه و مطالعه، اصول برنامه‌ريزی و اخلاق طلبگی

3. برگزاری امتحانات هفتگی و لحاظ نمره آن در فعّالیّتهای کلاسی

4. تهیّه فرم ارزشیابی ماهانه، جهت شناسايی نقاط قوّت و ضعف احتمالی طلّاب

5. برگزاری جلسات مستمرّ با اساتید، جهت تبادل نظر و توجیه برنامه‌های آموزشی و پژوهشی

6. ارتباط مستمرّ با طلّاب و اولیاي آنها و برگزاری اجلاس سالانه اولیاء

7. ارتباط با کارشناسان مراکز آموزشی و پژوهشی، جهت تبادل‌ نظر

8. تعیین استاد ثابت برای طلّاب، جهت مشاوره‌های علمی و پژوهشی

9. برگزاری جلسات پرسش و پاسخ براي طلّاب

10. پیگیری مشکلات آموزشی طلّاب

11. برگزاری اردوهای آموزشی، فرهنگی و تبلیغی در طول پنج سال(که موفّقیّتهای خوبی را در پی داشته‌است.)

د) آثار و نتایج اقدامات

1. کسب رتبه اوّلِ امتحانات پذیرشی توسّط طلّاب اين مدرسه، در طول چند سال

2. معرّفی دو سومِ طلّاب مدرسه، به عنوان طلّاب ممتاز دارای معدّل 18 به بالا

3. نهادینه‌کردن فعّالیّت کلاسی و پژوهشي از طریق پرسش و پاسخ، متن‌خوانی، کنفرانس، تحقیقات محدود و پژوهش سالانه

 

طرح ارزشیابی تحصیلی طلّاب

به تحقیق، یکی از عوامل مؤثّر در بهبود آموزش، ارزشیابی است؛ به همين خاطر، مدرسه برای جبران ضعفهای احتمالی و تقویت نقاط قوّت طلّاب، برنامه‌های آموزشی خود را از راه‌های زیر ارزيابي می‌کند:

1. ارتباط مستمرّ میان مسئولان و اساتید مدرسه

2. ارزشیابی ماهانه طلّاب توسّط اساتید، از طریق فرمهای طرّاحی‌شده مدرسه

محورهای ارزشیابی در فرمهای ارزشيابي ماهانه، بدین شرح است:

1. اخلاقی:

الف) شئون طلبگی  ب) نظم و انضباط

2. علمی:

الف) پرسشگری   ب) پاسخگويی  ج) متن‌خوانی  د) تحقیق کلاسی  هـ) مباحثه   و) نمره امتحان هفتگی

3. انتخاب مسئول امور اساتید و طلّاب که رسیدگی به امور طلّاب در زمینه حضور و غیاب، مشکلات تحصیلی و ارزیابی ایشان را به عهده دارد.

4. ارتباط نزدیک مسئولان مدرسه با طلّاب، جهت بررسی وضعیّت آموزشی ايشان

در سال گذشته، با توجّه به تعداد زياد نفرات پایه اوّل(55 نفر)، مسئولان مدرسه، افراد این پایه را گروه‌بندی کرده و با تقسیم میان مسئولان و برگزاری جلسات، از وضعیّت آموزشی و تحصیلی طلّاب، مطّلع شدند و تذکّرات لازم به آنها داده‌‌شد.

البتّه در سال آینده، مسئولانِ گروه‌ها، از میان اساتید انتخاب می‌شوند تا از این طریق، ضمن ارتباط بیشتر اساتید، به وضعیّت کلّی طلّاب رسیدگی شود.

 

برنامه‌های پژوهشی

برنامه پژوهش در این مدرسه، به عنوان جزء لاینفکّ آموزش است. نظام آموزشی هم، از ابتدا با محوریّت پژوهش تعریف شده‌است. نقشی که پژوهش در تدریس و تألیف و تبلیغ دارد، به عنوان یکی از پايه‌های اصلی و اساسیِ تحصیل به حساب می‌آید؛ امری که سیره و روش علماء و بزرگان دین نیز بوده‌است. برای نهادینه‌کردن فرهنگ پژوهش در ضمن آموزش، اقداماتی صورت‌گرفته که در زير، به آنها اشاره می‌شود:

1. فضاسازی جهت گرایش طلّاب به امر پژوهش

با توجّه به عدم استفاده از پژوهش در برنامه‌های آموزشی حوزه و یا محدودیّتِ به‌کارگیری آن، اجرای این طرح در مدرسه، بدون فضاسازی و توجیه و تشویق طلّاب، بسیار دشوار و سنگین بود؛ از اين رو، طی جلسات و نشست‌های متعدّد با حضور مسئولان مدرسه و اساتید محترم و با دعوت از کارشناسان و صاحب‌نظران، اهمّیّت و اهداف این طرح، مورد بررسی قرارگرفت.

با گذشت مدّتی از اجرای این طرح و اقبال فراوان طلّاب نسبت به آن، تلاش شد با ارائه عملکرد آنها به صاحب‌نظران و مسئولان و انجام‌دادن مصاحبه در خارج از مدرسه، زمینه دلگرمی و تشویق ایشان فراهم شود. همچنین در نظر گرفتن 5 نمره درسی برای امر پژوهش، انگیزه مضاعفی را در بین طلّاب ایجادکرده‌بود. شیرینی و حلاوت امر پژوهش در ذائقه طلّاب، باعث شد تا آنها نیز تداوم این حرکت را از مسئولان، خواستار شوند. به اعتراف برخی از کارشناسان، بعضی از پژوهشها، قابلیّتِ چاپ در مجلّات تخصّصی را داراست؛ ضمن آنکه چکیده برخی از تحقیقات طلّاب اين مدرسه، در مجلّه خشت اوّل به چاپ رسیده‌است.

2. تعریف پژوهش

در این نظام آموزشی، پژوهش تنها به معنای تولید علم نیست؛ بلکه به معنای فعّال‌سازی فرايند آموزش است. یادگیری پژوهش نیز به معنای کارورزی در چگونه نوشتن و تحقیق‌کردن است.

3. تأسیس و راه‌اندازی دفتر پژوهش و انتخاب مسئول مربوط

راه‌اندازی این دفتر سبب شد تا امر پژوهش، جایگاه ویژه‌ای در مدرسه پیدا کند و طلّاب نیز برای فعّالیّتهای خود، مرجعی داشته‌باشند. اكنون با گذشت 6 سال از آغاز کار دفتر پژوهش، مدرسه علميّه علوی به عنوان یکی از مدارس موفّق در زمینه فعّالیّتهای پژوهشی است؛ البتّه مسئولیّت جناب حجّت‌الاسلام و المسلمین عابدینی در این دفتر، بسیار مفید و مؤثّر و اساسی بوده‌است.

4. تدوین آيین‌نامه اجرايی پژوهش

برای اجرايی‌كردن این طرح، در نشست‌های متعدّد با همکاری تعدادی از کارشناسان، اهداف و ساختار و آيین‌نامه پژوهش تدوین شد. در این آيین‌نامه، فعّالیّتهای پژوهشی در دو بخش گروهی و فردی تعریف شده‌است.

الف) فعّالیّتهای گروهی، در قالب انجمن‌ها و گروه‌های علمیِ ادبیّات، فقه و اصول، فلسفه و کلام، تاریخ، تفسیر و حدیث، تربیتی و تبلیغ، با گرایشهای مربوط طرّاحی شده‌است که گزارش هر کدام از انجمن‌ها و گروه‌های علمی، جداگانه بررسی خواهدشد.

ب) فعّالیّتهای فردی، در 3 مرحله تعریف شده‌است:

1. فعّالیّتهای کلاسی

2. پژوهش سالانه

3. تحقیق پایانی

آيین‌نامه اجرايی، ضمن اشاره به محدوده تحقیق و تشریح مراحل سه‌گانه فوق، به شیوه‌های ارزیابی در هر مرحله پرداخته‌است.

5. مراحل پژوهش و شیوه‌های ارزیابی

الف) پژوهش عامّ یا فعّالیّتهای کلاسی

این بخش از فعّالیّتها، شامل مطالعات و تحقیقات محدود درسی، پرسش و پاسخ، ارائه کنفرانس، متن‌خوانی و ... می‌شود.

نحوه ارزیابی، بر اساس فرم ماهانه‌ای است که اسامی طلّابِ هر درس، در آن ذکر شده‌است. اساتید موظّف‌اند هر یک از طلّاب را حدّاقلّ هفته‌ای یک‌بار در فعّال‌سازی کلاس، سهیم کرده و مورد ارزیابی قراردهند. محورهای فعّال‌سازی نیز در این فرمها مشخّص شده‌است. در ضمن، اقدامات صورت‌گرفته و یا پیشنهادهاي اساتید برای رفع مشکل درسی طلّاب، در این برگه درج می‌گردد. برای این‌گونه فعّالیّتها، 5 نمره لحاظ می‌شود و امتحانات کتبی، 15 نمره خواهدداشت.

ب) پژوهش سالانه

طبق آيین‌نامه پژوهشی مدرسه، هر طلبه موظّف است سالانه، یک پژوهش ارائه‌نماید. برای این امر، چند جلسه توجیهی در ابتدای سال برگزار می‌شود. طلّاب با مراجعه به دفتر پژوهش و با راهنمایی اساتید مربوط، جهت انتخاب موضوع متناسب با پایه تحصیلی، فعّالیّت خود را آغاز می‌کنند و طبق جدول زمان‌بندی و حجم معیّن‌شده(پایه اوّل، 10 تا 20 صفحه A5 و پایه‌های بالاتر، 10 تا 20 صفحه A4)  تحقیق خود را ارائه می‌نمایند. برای این امر، دفترچه راهنمای پژوهش، تدوین شده که در آن سیر اجمالی انتخاب موضوع، طرح تحقیق و معیارهای ارزیابی همراه با فرم زمان‌بندی، پژوهش نمونه، فرم ارزیابی و بندهايی از آيین‌نامه پژوهشي مدرسه آمده‌است.

بر این اساس، هر طلبه موظّف است سه موضوع را به عنوان پیشنهاد مطرح‌کند. موضوعات پیشنهادی در جلسه‌ای با حضور استاد مربوط، مسئول پژوهش و گاهی مدیر و معاون آموزشی مدرسه، بررسی و یکی از آنها تصویب می‌شود و در اختیار طلبه قرار می‌گیرد.

نحوه ارزیابی پژوهش سالانه

پژوهشها با راهنمايی اساتید، تدوین شده و جهت ارزیابی به دفتر پژوهش، داده می‌شود تا به همراه فرمهای ارزیابی به اساتید مربوط ارائه‌گردد. فرمها شامل 2 بخش ساختاری و محتوايی است که ارزیابی بخش محتوايی بر عهده استاد راهنما، و ارزیابی بخش ساختاری بر عهده دفتر پژوهش است.

پس از ارزیابی، طلّاب برای اطّلاع از نمره و توجیه نقاط ضعف و قوّت خود، به دفتر پژوهش مراجعه می‌کنند و توضیحات لازم به آنها داده می‌شود.

ج) پژوهش و تحقیق پایانی

طلّاب پایه پنجم این مدرسه که نوعاً سال آخر سطح یک را می‌گذرانند، موظّف‌اند پژوهشی قوی‌تر و با حجمی بیشتر نسبت به سالهای گذشته، ارائه نمایند؛ اين پژوهش در حقیقت، نتیجه پژوهشهای سالهای گذشته به حساب می‌آید و به لحاظ حجم، باید 30 تا 60 صفحه A4  و به لحاظ محتوا، قوی‌تر از پژوهشهای قبلی باشد. برای این پژوهش، جلسات توجیهی، مشاوره و استاد راهنما در نظر گرفته‌شده و برای طلّاب، پس از اتمام پژوهش و ارزیابی ساختاری و محتوایی آن، جلسه دفاعیّه برگزار می‌شود. در این جلسه، ابتدا پژوهشگر گزارشی از پژوهش خود را ارائه می‌كند و سپس اساتید راهنما و مشاور و داور، نظرات خود را بیان می‌کنند و در صورتی که توضیحات پژوهشگر پذیرفته‌شود، نتیجه ارزیابی، مثبت خواهدبود.

نحوه ارزیابی تحقیق پایانی

ارزیـابی پژوهـش پـايـاني، بر اساس فرمهای ارزیابی و محورهای تعیین‌شده است و نمره آن، فعلاً به جای نمره درس آيین نگارش محاسبه می‌شود.

تجلیل از پژوهشگران

به منظور ارج‌نهادن به زحمات و تلاشهای طلّاب، هر ساله مراسم تجلیل و تقدیر از پژوهشهای برتر، در این مدرسه برگزار می‌شود تا زمینه تشویق بیشتر طلّاب به امر پژوهش، فراهم‌گردد.

با توجّه به آيین‌نامه اجرايی پژوهش، معیار انتخاب برترین‌ها، محورهای ساختاری و محتوایی پژوهش است. برای اینکه میدان رقابت گسترده‌تر باشد، حدود 3 برابر تعداد منتخبان نهايي، از میان نفرات حائز بالاترین امتیاز، انتخاب می‌شوند و در هیئت داوران -که متشکّل از نماینده اساتید، معاون آموزش، مسئول دفتر پژوهش و مدیر مدرسه است- مورد ارزیابی قرار می‌گیرند و از میان آنها، برای هر پایه تحصیلی، 3 نفر به عنوان نفرات برتر معرّفی می‌شوند و هدایایی به ایشان، تقدیم می‌شود. این مراسم، هر سال هم‌زمان با هفته پژوهش، با حضور طلّاب و اساتید و مسئولان حوزه برگزار می‌شود.

ضمناً در سال گذشته، در پایان اوّلین دوره‌ پژوهشهاي پایانی، از تمام طلّاب پایه پنجم، با توجّه به محدودبودن نفرات آنها، تجلیل به عمل آمد.

حمایتهای مدرسه

اصولاً کارهای نو و جدید، برای آنکه کاملاً قابل اجرا باشد و ایجاد انگیزه کند، نیاز به حمایتهای مادّی و معنوی دارد. امر پژوهش هم از کارهايی بود که می‌بایست نسبت به آن، اقدامات حمایتی صورت می‌گرفت؛ به همين خاطر، مدرسه علميّه علوي، امور زير را به عنوان حمایت و بسترسازی پژوهش، در دستور کار خود قرار داد:

1. راه‌اندازی واحد رایانه، با ظرفیّت 15 دستگاه مجهّز به چاپگر

2. شبکه‌كردن دستگاه‌هاي رايانه‌اي

3. تهیّه بیش از 500 عدد سی‌دی در موضوعات قرآنی، ادبیّات، حدیث، کلام، فلسفه، فقه، انقلاب اسلامی و دفاع مقدّس، سخنرانی، فنون و مهارتها، و نرم‌افزارهای دیگر

4. برگزاری کلاسها و دوره‌های آشنايی با نرم‌افزارهای علوم اسلامی

5. اشتراک اینترنت پُرسرعت ADSL

6. تجهیز کتابخانه به 6000 جلد کتابِ منبع و مورد نیاز

7. تهیّه جزوات آموزشی جهت فعّالیّت پژوهشی

8. تهیّه دفترچه‌های پژوهشی برای پایه‌هاي اوّل و دوم

9. تهیّه لوازم‌التحریر از قبیل کلاسور، کاغذ و خودکار که در زمان شروع به کار پژوهش سالانه، به طور رایگان در اختیار طلّاب قرار می‌گیرد.

10. پرداخت برخی از هزینه‌های تایپ و چاپ پژوهشهای طلّاب

11. بازدید طلّاب از کتابخانه‌های تخصّصی

12. تهیّه تابلوي بزرگ، جهت نصب پژوهشهای سالانه و کلاسی

13. برگزاری مصاحبه با مراکز علمی و فرهنگی و ارائه پژوهشهای طلّاب به شخصیّتها و مسئولان، براي انعکاس فعّالیّتها و تشویق طلّاب

14. برگزاری سالانه مراسم تجلیل و تقدیر از پژوهشگران برتر، با حضور مسئولان و طلّاب

15. برپايی نمایشگاه پژوهشهای چندساله طلّاب که بسیار مورد تحسین بازدیدکنندگان قرار گرفته‌است.

لازم به ذکر است، این مدرسه در طول چند سال گذشته، برای نهادینه‌کردن پژوهش، سرمایه‌گذاری‌هاي ممكن را انجام‌داده كه آثار و نتایج بسیار خوبی را دربرداشته‌است. همچنین علاوه بر تأثیرات درون‌مدرسه‌ای، این حرکت باعث شد تا در امور مدارس نیز مجموعه‌ای به نام اداره پژوهش تأسیس شود. در سال جاری، از طرف معاونت محترم پژوهش حوزه، در پنج مدرسه علميّه، دفتر پژوهش راه‌اندازی و تجهیز شد.

 

طرح انجمن‌ها و گروه‌های علمی

با توجّه به اجرای نظام آموزشی پژوهش‌محور در این مدرسه و محوری‌بودن فعّالیّت گروهی در امر پژوهش، طرح انجمن‌ها و گروه‌های علمی نیز تدوین شد. این انجمن‌ها عبارت‌اند از: ادبیّات، فقه و اصول، فلسفه و کلام، قرآن و حدیث، تاریخ، تربیتی و تبلیغ.

الف) اهداف کلّی طرح

1. استفاده بیشتر از فرصتها

2. تقویت و ارتقای سطح علمی طلّاب

3. کاربردی‌نمودن آموزش

4. فرهنگ‌سازی برای کارهای گروهی

5. آشنایی با رشته‌های تخصّصی

6. زمینه‌سازی برای کشف و شکوفايی استعدادها و مهارتها

بر این اساس، در ابتدا، اساس‌نامه گروه‌های علمی تدوین شد که در آن، ضمن بیان اهداف فوق، به وظایف هر گروه و ساختار آن اشاره شده‌است. با فراخوان طلّاب و اعلام آمادگی بعضی از اساتید، گروه‌های «قرآن و حدیث» و «کلام و فلسفه» طی دو سال گذشته، فعّالیّت خود را آغازکرده‌اند.

ب) اقدامات صورت‌گرفته

1. جذب اعضاء(20 تا 30 نفر)

2. تعیین سرگروه و مسئول طرح

3. برگزاری جلسات(هفته‌ای 2 بار)

4. تهیّه کتابهاي منبعِ ویژه هر گروه

5. اختصاص اتاق ویژه براي استقرار انجمن‌ها

6. بازدید از کتابخانه‌های تخصّصی

7. دعوت از کارشناسان مربوط

8. برگزاری مراسم اختتامیّه جهت تقدیر و تجلیل از طلّاب

9. انتخاب و معرّفی استاد راهنما

ج) مباحث مطرح‌شده در دو سال گذشته، در دو گروه فعّال‌شده

1. آشنايی با تفاسیر شیعه و سنّی

2. آشنايی با مفسّران شیعه و سنّی

3. آشنايی با مفردات قرآن

4. آشنايی با کتابهاي علوم قرآنی و مؤلّفان آن

5. آشنايی با مباحث علوم قرآنی، با توجّه به سرفصل‌های کتاب الشهید

6. آشنايی با اسرائیلیّات

7. آشنايی با مسیحیّت

د) روش کار

با توجّه به سابقه بیشتر گروه «قرآن و حدیث»، گزارشی از روند و مراحل کار این گروه، ارائه می‌شود:

1. موضوع تحقیقات تفسیری و علوم قرآنی مشخّص می‌شود.

2. موضوعات برای پژوهش، به طلّاب واگذار می‌گردد.(البتّه سطح پژوهش و تحقیقات، به صورت نیمه‌تخصّصی است و زیر نظر استاد راهنما اداره می‌شود.)

3. استاد راهنما با حضور در جلسات هفتگی گروه، اعضاء را نسبت به نحوه کار پژوهش آشنا نموده و راهنمایی‌های لازم را ارائه می‌کند.

4. در هر جلسه، یکی از طلّاب، تحقیق خود را ارائه‌داده و دیگر اعضاء به بررسی و نقد آن می‌پردازند.

تا به امروز، تحقیقات ارزشمند و جدیدی در این گروه مطرح شده‌است. در بعضی از جلسات، استاد راهنما، شبهات قرآنی یا تفسیری را مطرح می‌کند و دیگر اعضاء، به نقد و بررسی و پاسخگويي به شبهه می‌پردازند و در پايان، پاسخهای آنان با پاسخ علمای بزرگ، مقایسه می‌شود. نتیجه این روش، تقویت روحیّه خودباوری در عرصه پژوهش و تولید علم است. برای بهره‌گیری بیشتر از صاحب‌نظران، تعدادی از کارشناسان و محقّقان نیز، به این گروه دعوت شده‌اند.

در پایان، از نتایج و آثار ارزشمند این حرکت علمی، می‌توان به ایجاد جسارت و خودباوری در طلّاب برای انجام‌دادن پژوهش همراه با نوآوری، نهـادیـنه‌شدن تحقیـقات گـروهی و تقویت امر آموزش و تحصیل طلّاب، اشاره‌کرد؛ به گونه‌ای که در موضوعات کلامی، نحوی، بلاغی، فقهی‌ و ‌تفسیری، آثار درخشانی بر جای گذاشته‌است؛ از جمله اينكه چون خود اعضاء، جلسات را اداره می‌کنند، در امر تدریس و ارائه کنفرانس‌های علمی در کلاسها، آمادگی بیشتري دارند.

 

برنامه‌های فرهنگی

آموزش بدون تربیت و تهذیب، نه تنها فائده‌ای در بر ندارد؛ بلکه زیان‌آور است. با توجّه به تأکیدات قرآن و روایات و سیره علماي سلف، در می‌یابیم که همواره توجّه به تهذیب و تربیت و مسائل اخلاقی، در کنار آموزش، بلکه مقدّم بر آن بوده‌است.

این سیره بايد در حوزه‌های علمیّه استقرار داشته‌باشد و لازم است برنامه‌ای دقیق و مناسب براي تربیت و تهذيب طلّاب، طرّاحی شود.

برنامه‌ریزی برای ورود طلّاب به مسائل فرهنگی، باید به گونه‌ای باشد که هنگام حضور در اجتماع، بتوانند در مسئولیّت خطیر و مهمّ تبلیغ دین و هدایت جامعه، به خوبی ایفاي نقش کنند.

بنابراين، برای تربیت طلّاب به عنوان مدیران فرهنگی آینده، توجّه به نکات زیر، لازم و ضروری به نظر می‌رسد:

1. دادن اختیارات لازم جهت تسلّط بر اداره امور

2. اعتمادسازی از طرف مدیران

3. حمایتهای مادّی و معنوی

4. نظارت بر حسن کارها بر اساس هدایت و راهنمايی، نه بر مبنای سرزنش و تخطئه

5. تشویق و ارزش‌گذاری بر عملکرد آنها

از جمله آثار و نتایج رعایتِ نکات فوق، می‌توان به این موارد اشاره‌کرد:

1. کشف استعدادها و خلّاقیّتهای طلّاب

2. بروز توانمندی‌ها

3. فراگیری شیوه‌های مدیریّتی

4. ایجاد زمینه مقاومت در برابر سختی‌ها و مشکلات پیشِ رو

5. کسب تجربه از طریق فعّالیّتهای گروهی و کارهای جمعی

در این مدرسه، طلّاب در عرصه فرهنگی دخالت داده‌شدند تا با به‌کارگیری ذوق و سلیقه و خلّاقیّت، توانمندی‌های خویش را در این عرصه، به نمایش بگذارند. در اینجا به نمونه‌هایی از این فعّالیّتها اشاره می‌کنیم:

1. واحد قرآن

این واحد، در امور قرآنی زیر فعّالیّت دارد:

1. تشکیل کلاسهای حفظ و قرائت قرآن

2. برگزاری جلسات شبی با قرآن

3. تلاوت دو صفحه از قرآن کریم همراه با تفسیر کوتاه، هر شب بعد از نماز عشاء

4. تهیّه بانک نوارهای قرآنی

5. تجلیل از خادمان قرآن

2. واحد حدیث

این واحد به منظور نشر و گسترش کلام نورانی اهل‌بیت(ع)، اقدامات زير را انجام می‌دهد:

1. نصب احادیث اخلاقی و اجتماعی، به صورت موضوعی در تابلوهای مخصوص در سالنهای مدرسه، به صورت زیبا و همراه با سخنان حضرت امام‌خميني(ره) و مقام معظّم رهبری

2. تهیّه جزوات اخلاقی به مناسبت‌ اعیاد یا وفیات ائمّه(علیهم السلام)

3. برگزاری مسابقات چهل حدیث

3. واحد نشریّه و مطبوعات

واحد مطبوعات علاوه بر تهیّه دو نوع روزنامه جهت مطالعه طلّاب، اخبار و اطّلاعات روز را از اینترنت گرفته و در معرض دید طلّاب قرار می‌دهد.

این واحد در طول چند سال، با همّت و تلاش طلّاب، موفّق به راه‌اندازی و انتشار نشریّه اعتدال علوی گشت که در سال گذشته، حائز رتبه برتر و امسال، حائز رتبه اوّل در بین 30 مدرسه علميّه قم شد. این موفّقیّت بیش از هر چیز، مرهون فعّالیّتهای پژوهشی مدرسه است.

4. واحد اتاق فکر

تعدادی از طلّاب خوش‌فکر و صاحب اندیشه، این اتاق را راه‌اندازی كردند تا مسائل مختلف مدرسه را بررسی و راهکارهای مناسب را ارائه‌كنند. اين طلّاب عزيز، در جلسات متعدّد، يك‌سري اهداف و برنامه‌های فرهنگی را طرّاحی نموده‌اند که پس از اجرا در این مدرسه و با کارِ کارشناسی بیشتر، به عنوان یک طرح فرهنگی به امور مدارس، ارائه خواهدشد.

5. واحد رایانه

این واحد که در راستای فعّالیّت علمی و پژوهشی طلّاب تأسیس شده، خدمات ارزشمندی را به آنان ارائه مي‌دهد.

6. واحد طرح مطالعاتی شهید مطهّری(ره)

تعداد اعضاي اين طرح، حدود 80 نفرند که موفّقیّتهای خوبی داشته‌اند.

7. واحد شهید و شهادت

8. واحد تربیت بدنی

9. واحد طرح تربیتی

جزئیّات این طرح، خواهدآمد.

شایان ذکر است، در راستای اعتمادسازی و حمایت کامل از طلّاب، همه امور فرهنگی مدرسه، به دست ایشان مدیریّت می‌شود و بدیهی است كه موفّقیّتهای به‌دست‌آمده نیز، ریشه در همین مسئله دارد.

 

طرح تربیتی، اخلاقی و نظارت همگانی

یکی از اساسی‌ترین برنامه‌ها در تربیت طلّاب، توجّه به مسائل اخلاقی، تربیتی و معنوی است. از آنجا که باید رشد و تربیت و توجّه به معنویّاتِ طلّاب، تحت نظارت اساتید و مربّیان باشد، برنامه‌ای در قالب «طرح تربیتی» با همکاری برخی از اساتید و مربّیان طرّاحی شد که به شرح زير است:

1. طرح چهره به چهره با طلّاب

تعریف طرح:

این طرح در قالب نشست‌های صمیمی، با حضور 10 تا 15 نفر به صورت چهره به چهره و با هدف بیان موضوعات اخلاقی و تربیتی مورد نیاز طلّاب برگزار می‌گردد.

موضوعات مورد بحث:

1. آداب معاشرت و زیّ بندگی

2. برنامه‌ریزی طلّاب

3. سیره اخلاقی و تربیتی اهل‌بیت(ع)

4. شناخت فضائل و رذائل اخلاقی

اهداف طرح:

1. ارائه برنامه تربیتی و اخلاقی برای طلّاب

2. تقویت روحیّه معنوی طلّاب

3. ارائه مشاوره و پاسخ به سؤالات تربیتی و اخلاقی طلّاب

4. کشف و جهت‌دهی توانمندی‌های طلّاب

5. آسیب‌شناسی انحرافات اخلاقی و تربیتی و ارائه راهکارهای پیشگیری و درمان

6. طرح مباحث متنوّع مورد نیاز طلّاب و پرهیز از یک‌جانبه‌نگری

7. نظارت مستمرّ و مؤثّر بر رفتار و تقویت شیوه‌های گفت‌وگو در طلّاب

امتیازات طرح:

1. تأثیر مثبت در ارتباط عاطفی میان استاد و شاگرد

2. ارائه شیوه‌های اخلاقی و تربیتی منسجم، به طلّاب و پرهیز از توصیه‌های اخلاقی متعارض؛ چرا كه متأسّفانه در حوزه، نسبت به طرح مباحث اخلاقی، وحدت رویّه وجود ندارد.

3. شناسايی استعدادهای فردی طلّاب

4. پوشش‌دادن نیازهای روحی و روانی طلّاب

5. فراگیرشدن طرح و بالابردن سطح کیفی مباحث اخلاقی

6. رسیدگی سریع به مشکلات و معضلات روحی طلّاب و پیشگیری و درمان انحرافات احتمالی

7. آشناشدن مربّیان با نیازهای واقعی طلّاب و استفاده از آن در سخنرانی‌های اخلاقی

8. تقویت توان مدرسه در برنامه‌ریزی، نظارت و آسیب‌شناسی اخلاقی و تربیتی

9. کسب تجربه علمی در مباحث اخلاقی

نحوه اجراي طرح و اهمّ وظايف مربّیان:

1. اطّلاع‌رسانی و برنامه‌ریزی جهت ثبت نام طلّاب به صورت داوطلبانه

2. الزامی‌كردن حضور در جلسات، به صورت تعهّد اخلاقی

3. طرح مباحث متنوّع توسّط مربّی

4. ارزیابی از فعّالیّتهای اخلاقی و تربیتی طلّاب در پایان دوره

5. توجّه به قرآن، ادعیه و روایات و ایجاد انگیزه برای انس بیشتر با آنها

6. ثبت فعّالیّتهای طلّاب در جلسات

7. اصالت‌دادن به تربیت فعّالانه، در مقابل تربیت منفعلانه

8. توجّه به ظرفیّت افراد و محدودیّت سطوح و مقاطع تحصیلی

9. اصالت‌دادن به شیوه‌های عملی و تأثیرگذار در کنار سایر روشهای متداول تربیتی(ایجاد روابط نزدیک، عاطفی و صمیمانه به جاي ارتباطات اداری و رسمی)

10. تأکید بر ایجاد زمینه‌های رشد و بالندگی روحی و روانی نظیر «ایجاد انگیزه»

11. جهت‌دهی عملی بیانات اخلاقی، به سمت محاسبه و مراقبه اخلاقی و معنوی

12. اولویّت جذب بر دفع، و تقدّم پیشگیری بر درمان، در آسیبهای اخلاقی

13. محوریّت حبّ الهی، اطاعت‌پذیری و انسان‌دوستی در تربیت اخلاقی

14. فرهنگ‌سازی در افراد جهت میل به خودشناسی و شناخت اهداف الهی در زندگی

15. سوق‌دادن افراد به سمت فضائل اخلاقی و شناخت بیشتر رذائل

16. معرّفی الگوهای اخلاقی در بیانات اخلاقی

17. گسترش ظرفیّت اخلاقی طلّاب در تعامل با افراد جامعه

18. ترویج فرهنگ تمسّک و توسّل به اهل‌بیت(ع) و اولیاي الهی

2. طرح همگانی اساتید با طلّاب

این طرح، ويژه مسائل تربیتی نیست و دامنه وسیع‌تری از موضوعات را شامل می‌شود؛ مسائل آموزشی و تحصیلی، بررسی عوامل افت انگيزه و کم‌انگیزه شدن طلّاب، وضعیّت نظم و انضباط و مباحثه و مطالعه، از جمله این موضوعات هستند.

نحوه اجرای طرح:

هر کدام از اساتيدِ مشخّص‌شده، 10 تا 15 نفر از طلّاب را در اختیار می‌گیرند و موظّف‌اند با آنها ارتباط داشته‌باشند و از وضعیّت تحصیلی و آموزشی آنها مطّلع شوند و تذکّرات و راهنمايی‌های لازم را به ایشان بدهند و در صورتی که مشکل آنها مرتفع نشود، به مدرسه اطّلاع‌دهند تا اقدامات لازم صورت‌بگیرد.

از دیگر اقدامات، برگزاری ماهانه 2 تا 3 جلسه ویژه اساتید است تا با بررسی مسائل و مشکلات طلّاب، نتیجه‌گیری لازم صورت‌بگیرد.

امتیازات این طرح:

1. بیشـترشـدنِ ارتبـاط اساتید با طلّاب

2. نظارت همگانی بر طلّاب در زمینه‌هاي آموزشي و انضباطي و ...

3. رسیدگی سریع به مشکلات مختلف طلّاب

4. جلوگیری از افت تحصیلی، انضباطی یا اخلاقی طلّاب

5. رشد علمی طلّاب و ایجاد زمینه‌های بیشتر براي پاسخگويی اساتید به اشکالات درسی و علمی

3. حضـور اساتیـد و بزرگـان اخلاقی در مدرسه

با برنامه‌ریزی مدرسه، از اساتید و بزرگان اخلاقی دعوت به عمل می‌آید تا در زمانهای مناسب، با حضور خود در جمع طلّاب، پاسخگوی پرسشهای ایشان باشند.

4. طرح تلبّس طلّاب

یکی از مشکلات امروز حوزه، عدم توجّه جدّی به امر ملبّس‌شدن طلّاب است. اگر چه شـورای‌عـالی حـوزه،
مصوّبه‌ای را به تصویب رسانده؛ امّا ضرورت توجّه به قابلیّت افراد و لزوم آگاهی‌بخشیدن نسبت به جایگاه این لباس مقدّس، نیازمند برنامه‌ریزی جدّی و منظّم برای قبل از ملبّس‌شدن است.

به همين خاطر، مدرسه علميّه علوي در طول 2 سالی که برنامه معمّم‌شدن تعدادی از طلّاب را اجرا نمود، قبل از ملبّس‌شدنِ آنان،  برنامه‌هايي براي پیش‌آگاهی و تشریح وظایف طلّاب، تدارک ديد و از وجود کارشناسان و اساتید در موضوعات زیر، بهره‌گرفت:

1. مسئولیّتها در قبال لباس روحانی و نحوه استفاده از لباس در جامعه

2. تجربیّات تبلیغ

3. روش پاسخگويی به سؤالات نوجوانان و جوانان

4. شیوه‌های مشاوره و حلّ اختلاف

5. روش تبلیغ و کلاسداری

لازم به ذکر است، براي اهمّیّت‌دادن به این لباس مقدّس، مرام‌نامه‌ای که جنبه تعهّدی دارد، طی مراسمی به طلّاب داده می‌شود. بدیهی است چنانچه طلّاب سطح یک، در سال پنجم ملبّس شوند، حضور آنها در بین طلّاب، اثرات خوبی دارد؛ مانند:

1. الگوبودن برای دیگران

2. حضور در اردوهای طلّاب

3. آشناشدن با تبلیغ

4. اقامه نماز جماعت در مدرسه

5. پیدایش زمینه برای معمّم‌شدن دیگران

5. طرح رجعت

برای اینکه طلّاب در سطح يك، بتوانند در کنار فعّالیّتهای آموزشی، با روشهای کلاسداری و مهارتهای تبلیغی نيز آشنا شوند، این مدرسه تصمیم به اجرای «طرح رجعت» گرفت و با اطّلاع‌رسانی و فراخوان طلّاب و توجیه آنان، اقدامات زير صورت‌گرفت:

1. تشکیل کلاسهای آموزش روش کلاسداری و تبلیغ، به صورت مرحله‌ای و به دو شیوه تئوری و عملی؛ پس از گذراندن اين کلاسها، طلّاب در صورت آمادگی، به عنوان اعضای این طرح، ثبت‌نام می‌شوند.

2. تشکیل هسته مرکزی که به عنوان افراد برنامه‌ریز و هماهنگ‌کننده طرح هستند.

3. اجرای طرح در ایّام تابستان و ایّام تبلیغی در طول دو سال

4. تهیّه جزوات آموزشی(احکام، عقاید، قصص قرآنی، حدیث و ...)

5. تشکیل جلسات برنامه‌ریزی در طول سال تحصیلی براي ارائه طرح جامع

6. برگزاری کلاسهای آموزشی توسّط اعضای طرح براي طلّاب پایه اوّل

7. تشکیل گروه‌های علمی تبلیغ، براي تدوین جزوات، موضوع‌یابی، منبع‌شناسی، پاسخگويی به شبهات و ارزیابی مبلّغان

آثار طرح رجعت:

1. آشناشدن با مهارتهایی مثل کلاسداری و روش تبلیغ

2. حضور گام‌به‌گام در عرصه اجتماع، براي انجام‌دادن امور فرهنگی و تبلیغی متناسب

3. ایجاد انگیزه براي ادامه تحصیل از راه کاربردی‌کردن دروس حوزه

4. جذب کودکان و نوجوانان به قرآن و معارف اسلامی و گرایش به مساجد و حتّی حوزه‌های علمیّه

5. جلوگیری از انحراف و فرصت‌سوزی جوانان و نوجوانان

6. آمیختن اردوهای آموزشی تابستان با برنامه‌های فرهنگی و تبلیغی که در نتیجه، برنامه‌های آموزشی را از یک‌نواختی خارج می‌كند.

7. انسجام و هماهنگی در برنامه‌های تبلیغی و فرهنگی شهرستانها

 

+         |